کد خبر: 484674
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
عباس تقدسي‌نژاد
در همين اثني جلادان صهيونيسم كه هر موقعيتي را براي گسترش شهرك‌سازي در سرزمين‌هاي اشغالي با كشتار مردم بي‌دفاع مغتنم مي‌شمارند، دور تازه‌اي از حملات خود را آغاز نموده‌اند.
بگذريم... 

آن روزهايي كه جهان عرصه تاخت و تاز دو بلوك قدرتمند شرق و غرب بود، اولين كنفراس سران جنبش عدم‌تعهد به دعوت مارشال تيتو رئيس‌جمهور وقت يوگسلاوي كه او نيز نقش مهمي در شكل‌گيري اين جنبش داشت، در بلگراد برگزار شد. در اجلاس هيئت‌هايي از كشورهاي مختلف آسيايي، آفريقايي و امريكاي‌لاتين وجود داشتند و بحث‌هاي كلي سران عدم‌تعهد در فضاي آكنده از صلح و تفاهم انجام شد.
 
شركت كنندگان در اجلاس عدم‌تعهد معتقد بودند برپايي چنين كنفرانسي نتايج مثبتي براي تفاهم و همكاري‌هاي بين‌المللي و تحقق آرزوي ميليون‌ها انسان براي استقلال و آينده بهتر و شادتر فراهم خواهد كرد. مسائل مرتبط با جهان سوم و ايجاد بلوكي از مستضعفين براي ممانعت از تحقير توسط مستكبرين آرزوي جواهر لعل نهرو، تيتو، سوكارنو، گاندي و ديگراني از اين دست بود. با گذشت زمان و برگزاري كنفرانس‌هاي بعدي، در حالي كه با برگزاري چهارمين نشست در سال ۱۹۷۳ به ميزباني الجزيره، مسئله فلسطين مورد توجه جدي اعضا قرار گرفت و سران عدم‌تعهد ضمن تأكيد بر حق ملت مظلوم فلسطين در تعيين سرنوشت خود صهيونيسم و نژادپرستي رژيم اشغالگر قدس را تقبيح كرده و در قطعنامه پاياني اين اجلاس، كنفرانس خواستار خروج بي‌قيد و شرط رژيم صهيونيستي از سرزمين‌هاي اشغالي شد. 

اين نقطه اوج عدم‌تعهد بلافاصله شاخك‌هاي سرمايه‌داران صهيونيسم را حساس كرد تا نگذارند «عدمي‌ها» بيش از اين پا را فراتر نهند، نفوذ بلوك غربي‌ها با نفوذ صهيونيست‌هاي سرمايه‌دار و سياسي‌كاري ناصحيح در بين اعضاي مؤثر جنبش باعث شد دودستگي تأسف‌باري حادث شود، به طوري كه عملاً در حالي پنجمين كنفرانس سران كشورهاي غيرمتعهد در كلمبو پايتخت سريلانكا از تاريخ ۱۶تا ۱۹ آگوست ۱۹۷۶با حضور ۸۶ كشور به‌عنوان عضو، ۹كشور و ۱۲سازمان بين‌المللي به‌عنوان ناظر و هفت كشور به‌عنوان مهمان آغاز شد كه اختلاف‌نظرهاي قبلي از اين كنفرانس شكل روشن‌تري به‌خود گرفت و به‌طور كلي كشورهاي شركت‌كننده به دو گروه تندرو يا مترقي و ميانه‌رو يا معتدل تقسيم شدند. حالا ميانه‌روهاي طرفدار غرب حتي بيشتر از معتدل‌ها بودند كه در بين همين معتدل‌ها نيز تعداد زيادي متمايل به شرق بودند. 

وقتي قرار شد ششمين نشست در كوبا برگزار شود حالا ديگر ايران با پيروزي مردم بر رژيم پهلوي، چهره‌اي اسلامي- انقلابي به خود گرفته بود و مايه دلگرمي ملت‌ها شده بود، مهم‌ترين رخداد اين كنفرانس كه در هاوانا برگزار شد، تبريك اعضا در بيانيه پاياني به پيروزي ملت ايران و درخواست قطع رابطه با رژيم‌صهيونيستي بود كه در واقع نقطه‌عطفي در تاريخ كنفرانس‌هاي عدم‌تعهد محسوب مي‌شد.
در كنفرانس‌هاي بعدي نمي‌توان آنچنان عدم‌تعهد را تأثيرگذار و پرشور در عرصه بين‌الملل يافت، كما اينكه مصوبات عمده كنفرانس‌ها خنثي و بي‌اثر بوده‌اند.
به راستي پس از كنفرانس‌هاي پنجم و ششم در خصوص اين جنبش مي‌توان گفت، كدام جنبش؟! كدام ‌عدم‌تعهد؟! 

در مجامع بين‌المللي بارها و بارها شاهد بوده‌ايم كه اعضاي اصلي عدم‌تعهد در جانبداري مفتضحانه‌اي طرف يكي از قدرت‌ها و به خصوص در سال‌هاي اخير طرف امريكايي‌ها (بخوانيد صهيونيست‌ها) را گرفته‌اند.
اين روزها هر چند بلوك‌بندي‌هاي جهاني نسبت به گذشته تغيير كرده اما نمي‌توان گفت استعمار و استعمارزدگي پايان يافته است. 

در فرصت پيش‌آمده براي تحركي تازه به اين جنبش كه «عدمش» كمرنگ‌تر از روزهاي تأسيس شده و شايد در مقاطعي بي‌معنا شده بود و در بلوك‌بندي جديد جهان، جنبشي‌ها فرصتي دارند تا به عدم‌تعهدشان متعهد شوند و اين تعهد را در عمل نشان دهند.
بيانيه پاياني تهران كه به واسطه رياست ايران آب و رنگ ضد‌صهيونيستي‌اش غليظ‌تر از گذشته بود، اميدواريم ديپلمات‌هاي شيك‌پوش اين روزهاي تهران به محض آنكه پايشان از ايران بريده شد، وقتي در ديداري دوستانه! و ديپلماتيك با طرف‌هاي غربي يا اسرائيلي بر سر يك ميز نشستند، همه ادعاها و امضاهايشان در تهران را به فراموشي نسپارند و دوباره به خانه اول تعهد به غرب برنگردند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار