
جايي براي پديدهها نيست، اين را ميتوان از چند ليست اخير تيم ملي ديد؛ جايي كه بازيكنان اسم و رسم دار به رغم بازيهاي ضعيف باز هم در ليست كرش قرار ميگيرند اما ستارههاي ليگ هر چقدر هم خوب بازي كنند جايي در بين بازيكنان دعوت شده به تيم ملي ندارند. نمونه آن همين ليست آخر كرش براي بازي اردن و لبنان است كه بامداد پنج شنبه اعلام شد؛ ليستي تكراري با نامهاي تكراري، ليستي كه هيچ كس را شگفتزده نكرد، مانند دفعههاي قبل با بازيكناني كامل شده بود كه انگار جاي ثابتي در تيم ملي دارند، جايي كه انگار حتي دور بودن آنها از اوج آمادگي هم باعث نميشود در تيم ملي از دست بدهند و جايگاه ثابت آنها هميشه دست نخوره باقي ميماند، آمدن كارلوس كرش هم اين جايگاه را به خطر نينداخته و مربي پرتغالي كه تصور ميشد بدون توجه به نامها، بازيكنان را به تيم ملي دعوت كند همان راه مربيان قبلي را ميرود.
راه مربياني كه هميشه سعي داشتند با اسمهاي بزرگ تيمشان را بسازند و ديگر به كيفيت حال حاضر بازيكنان توجهي نداشتند طوري كه انگار برايشان مهم نبود بازيكني كه دعوت ميكنند در حال حاضر همان كيفيت روزهايي كه ستاره بود را دارد يا نه، فقط نام اين بازيكن براي مربيان مهم بود تا ليست تيم ملي را پر كنند از نامهايي كه دهن پركن باشند، حالا با آمدن كرش هم همان چرخه در حال تكرار است؛ چرخهاي كه پديدهسازي در فوتبال ايران را متوقف كرده است، چرخهاي كه پديدههاي ليگ نميتوانند در مسير آن قرار بگيرند و توجهي به آنها نميشود.
درجا زدن فوتبال ايران در سالهاي گذشته را ميتوان در همين راستا ديد كه يكي از دلايل پررنگ آن عدم اعتماد به بازيكناني است كه پتانسيل تبديل شدن به بازيكنان بزرگ را دارند؛ بازيكناني كه با توجه بيشتر، ميتوانند آينده فوتبال ايران را تضمين كنند اما درهاي تيم ملي در بيشتر اوقات به روي آنها بسته است و جز ليگ، ميداني براي نشان دادن تواناييهايشان به آنها داده نميشود. همين مسابقات ليگ دوازدهم را در نظر بگيريد، ميتوان بازيكنان زيادي را مثال زد كه در هفتههاي گذشته از ليگ جزو ستارههاي ليگ قرار گرفتهاند اما وقتي نوبت دعوت از بازيكنان به تيم ملي ميشود كارلوس كرش با فاكتور گرفتن از آنها همچنان به همان نامهايي سعي كرده بيشتر اعتماد كند كه پيش از آمدن او هم در تيم ملي جاي ثابتي براي خودشان داشتهاند.
ميتوان از يعقوب كريمي و ميلاد غريبي در نفت تهران نام برد كه ستارههاي تيم ابراهيم زاده صدرنشين جديد ليگ برتر هستند يا رضا حقيقي در فجر سپاسي كه در بازي با پرسپوليس توانست هافبكهاي مطرح قرمزها را مقهور تواناييهايش كند، از سعيد دقيقي كه مانند سالهاي گذشته موتور گلزنياش خاموش نشده اما اين بازيكنان جايي در بين نفرات دعوت شده به تيم ملي ندارند. آن هم در شرايطي است كه كارلوس كرش عنوان كرده بود كه توجه ويژهاي به بازيهاي ليگ دارد و بازيكناني را دعوت خواهد كرد كه در اين رقابتها بدرخشند، به همين خاطر هم بازيهاي ليگ را او و دستيارانش زير نظر دارند و در بيشتر بازيها يكي از تماشاگران ويژه ليگ هستند.
با وجود اين به نظر ميرسد كارلوس كرش هم ترجيح ميدهد فقط به نامها اعتماد كند؛ همان نامهايي كه مربيان قبلي تيم ملي هم اسكلت اصلي تيم را روي آنها بنا گذاشتهاند. كرش بر خلاف صحبتهايش نشان داده كه تنها نظارهگر بازيهاي ليگ است و هيچ محصولي نميخواهد از آن برداشت كند. دعوت نشدن پديدههاي ليگ در كنار قرار گرفتن نامهاي تكراري در ليست تيم ملي را ميتوان به پاي محافظهكاري كارلوس كرش هم گذاشت؛ مربياي كه پس ازآمدن به ايران هر چند گفت ميخواهد يك نسل از خودش به يادگار بگذارد اما در اين مدت نشان داده كه برنامهاي براي اين قولش ندارد تا همچنان جايي براي پديدهها در تيم ملي نباشد!