
داوري، داوري، داوري، ليگ فوتبال كه شروع ميشود اين كلمه ميشود ورد زبان منتقدان و آنها كه تيمهايشان ميبازد. دوره جديد ليگ اما يك تفاوت با بقيه دورهها دارد و آن اينكه حتي تيمهاي برنده هم طي اين هفت هفته به داوري و مردان سوت به دست ايراد گرفتهاند.
سالهاست كه عنوان ميشود داوري فوتبال ايران همراه و همگام با فوتبال و بازيكنان و بازيها پيشرفت نكرده و اين مسئله تبديل به چوبي شده كه توسط منتقدان هميشه بر سر داوري كوبيده ميشود اما خوب كه دقت كنيم ميتوان نتيجه گرفت كه فوتبال امروزه باشگاهي ما با پسرفتي كاملاً مشهود و مشخص نسبت به دورههاي گذشته نه طراوت سالهاي پيش را دارد و نه بار فني و تكنيك و تاكتيك و بازيكنان مسحوركننده قبلي فوتبال ايران را.
اين روزها يك مربي بازي را ميبرد اما به داوري ميتازد، ديگري باخته و او هم بيمهابا داوري را متهم به جانبداري و قضاوت ناعادلانه ميكند، اين روزها يك انتقاد تازه هم باب شده و آن اينكه چرا فلان داور چند بازي ما را سوت زده يا چرا دو بازي پشت سر هم را قضاوت نكرده. خلاصه همه چوب را برداشتهاند و بر سر داوري ميكوبند. در اينكه داوري فوتبال ما طي چند دوره گذشته ليگ اشتباهات تأثيرگذار و بعضاً فاجعهبار داشته هيچ شك و شبههاي وجود ندارد اما انصافاً نبايد اينگونه مطرح كرد كه فوتبال بيرمق، بيشور و شوق و كسلكننده اين روزهاي ليگبرتر شايسته قضاوتهايي به مراتب بدتر از آنچه در فصلهاي قبل بوديم، است.
سالهاي پيش عنوان ميشد داوري همپاي فوتبال جلو نيامده اما ظاهراً فوتبال نامردي نكرده! چراكه تصميم گرفته مثل داوري گام به عقب بگذارد، يعني چون نتوانستيم داوري فوتبالمان را به پاي آن برسانيم اين فوتبال بود كه با يك عقبنشيني آشكار تصميم گرفت كه خود را به داوري نزديك كند.
داوري رقابتهاي ليگبرتر هنوز با مشكلات عديدهاي روبهرو است و اين واقعيتي غيرقابل انكار است اما سؤال اين است آنها كه بعد از هر بازي با هزار و يك ادعا و گردنهاي كلفت و صداهاي نخراشيده پشت تريبون قرار ميگيرند و داور مسابقه را به بدترين شكل ممكن متهم ميكنند و ميكوبند آيا كمي هم به نحوه بازيهاي خود فكر كردهاند؟ آيا ديدهاند كه چگونه ۹۰ دقيقه وقت هواداران فوتبال را تلف ميكنند؟ و آيا ديدهاند كه اگر اشتباهي از سوي داوران مسابقات رخ ندهد هيچ حرفي براي بيان كردن در سالن نشست مطبوعاتي پس از بازي ندارند كه به زبان بياورند؟ نكته اين است. انتقاد از داوري اين روزها تبديل به راهحلي براي فرار از پاسخگويي نتايج ضعيف و ارائه فوتبال ضعيف از سوي تيمهاي ليگ برتري شده است. فوتباليها اين روزها بايد به خيلي از سؤالات پاسخ دهند كه البته با رندي و سياستي خاص از زير آن درميروند و اين مسئله هم يكي از مسائلي است كه فوتبال راهحلي ظاهراً مناسب را براي فرار از پاسخ به افكار عمومي درخصوص آن پيدا كردهاند. ضعف داوري هنوز پابرجاست اما اين ضعف هرچه هست به پاي ضعفهاي ويرانگر بازيكنان، مربيان و دستاندركاران بقيه قسمتهاي فوتبال نميرسد.
قرار بود ضعف داوري برطرف شود اما امروز ضعف داوري دستاويزي است براي مقصران اصلي ضعف كلي فوتبال. داوري و داورها اين روزها قرباني ميشوند تا ضعفهاي آشكار فوتبال ديده شود، هرچند كه علاقهمندان به فوتبال طي تمام اين سالها اينقدر آب ديده و كاركشته شدهاند كه ضعفهاي واقعي را ببينند و بشناسند. ضعف بازيهاي فوتبال چيزي نيست كه بتوان آن را پشت بهانههاي واهي پنهان كرد. ضعف داوري وجود دارد اما بهتر است آقايان مدعي به جاي بزرگنمايي كردن آن كمي بيشتر به وضعيت خود و تيمهاي تحت امرشان برسند و چون ضعفهاي فني، تكنيكي و تاكتيكي خود را بر سر داوري نكوبند.