
جوان: واگنهاي مترو از ايستگاههاي انتهايي خط يك به سمت حرم امام(ره) سر از زمين بيرون ميآورند و به حركت خود ادامه ميدهند، در اين ميان جدا از تابش خورشيد، تلألو و بازتاب آن در ديش ماهوارههايي كه روي سقف منازل بين راه خودنمايي ميكند، توجه هر مسافري را به خود جلب ميكند، دايره زنگيهايي كه صاحبان آن براي تصاحب امواج آن از هم پيشي ميگيرند، امواجي كه از ۳۲ هزار و ۱۴۰ كانال ماهواره پخش ميشوند، (اين تعداد جدا از ۱۳۸ كانال پولي(كابلي) است.) گويا قرار است از الزامات زندگي اين روزگار شود، و بعضيها ديگران را به خاطر نداشتنش به سخره بگيرند، همانهايي كه در كوران مرتب كردن وسايل حاصل از اسبابكشي ابتدا نصب ماهواره را در اولويت قرار ميدهند، همانهايي كه باعث خوردن چوب اين اتهامات به كل جامعه ميشوند.
ولي چرا بايد براي فرهنگ ترافيك با صرف وقت و هزينههاي كلان، (البته درست و بجا) برنامههاي علمي و كارشناسانه دراز مدتي روي خانوادهها به اجرا درآيد و خروجي آن طرح تا حد زيادي موفق «هميار پليس» بشود؛ هميار پليسي كه به اذعان كارشناسان راهنمايي و رانندگي آمار تصادفات و تلفات جادهاي را به شكل محسوسي كاهش داده است. ولي براي ترور رسانهاي اين پديده همهگير فكري از اين دست انديشيده نشده است؟ اين مقوله كمك همياراني از كودكان و نوجواناني را طلب ميكند كه پرورش يافته مربيان تربيتي و آموزشي در جامعه دوم خود يعني مدرسه هستند، پرورشي كه ابتدا ميبايست معضل را بشناساند و در گام بعدي در آنها اين مهم نهادينه شود كه برنامههايي كه از اين شبكهها پخش ميشود با هدف، يا بيهدف، با برنامه، يا بيبرنامه سعي بر آن دارند كه تمامي صفات مذمت شده عقل، اخلاق و دين اسلام را در پوستهاي شكيل و جذاب تبليغ كنند؛ از روابط اجتماعي و خانوادگي مثلثي و گاه مربعي گرفته، تا قبحزدايي از مصرف مشروبات الكلي و پديده برهنگي و مانكنيسم در شهر. بعد هم در ادامه، گوشزدوار به مقابله با آن بپردازند، مقابله و قد علم كردني كه در مقابل راهكارها و وسوسههايي كه غولهاي رسانهاي جهان به كار ميبندند، خيلي هم ساده نخواهد بود؛ از آن جمله «رابرت مرداك» كه پدرخوانده اين مسائل شناخته ميشود و بارها گفته است كه با تأسيس كانالهاي فارسي زبان و صرف ميليون دلارهاي خود قصد برهم زدن بنيان خانواده، به ويژه در جامعه ايران را دارد؛ رابرت مرداكي كه حتي رسوايي شنود تلفني شهروندان ريز و درشت لندني هم نتوانست او و تيم همراهش را به خارج از اين ميدان پرسود هدايت كند. البته ساير رقباي اين تاجر بياخلاق هم عقايد و اهدافي بهتر از او ندارند. در اين ميان، وجود همياراني كه به آنها اشاره شد بيش از پيش حس ميشود، همياراني كه اين بار قرار است «هميار ارزش» باشند، همانطور كه همياران پليس همانند سرعتگير و سبقتگير رفتار ميكنند، همياران ارزش هم نقش دستگاه كنترل يا پارازيتهاي زنده را بر عهده خواهند گرفت، همياران ارزشي كه در خط مقدم جبهه جنگ نرم واقع ميشوند و به فكرعلاج واقعه قبل از وقوع هستند و عبارت «پيشگيري بهتر از درمان» را معني خواهند كرد. دوباره برگرديم به مسير مترو ياد شده. گويا اگر قرار بود ساير قسمتهاي مترو هم روباز باشد يا دقت ما بيشتر، شرايط بهتر از اين نبود، قصدم تعميم اين پديده به كل تهران يا ساير كلانشهرها نيست، توهم توطئه و بدبيني هم ندارم، ولي گويا زمان براي تلنگر زدن كمي دير شده باشد، به خاطر همين هم بايد كاري كارسازتر از روش قهرآميز مقابله با آن صورت گيرد؛ هر چند در بعضي از اوقات اين روش تنها روش مؤثر خواهد بود.
شيوه جالب روشنگري درباره ماهواره
به تازگي برخي از پايگاههاي بسيج روش جالبي را براي روشنگري درباره ماهواره و بخشهاي فاسدمحتوايي آن به اجرا گذاشتهاند؛ روشي كاملاً داوطلبانه كه در فرآيند اجرا خانوادهها سيستم ماهواره خود را تحويل پايگاه ميدهند و در ازاي آن، يك دستگاه مبدل ديجيتال تحويل ميگيرند. به اين صورت كه بسيجيان به درب منازل شهروندان ميروند، در ميزنند و بدون اينكه بپرسند شما ماهواره داريد يا نه، از برنامههاي هدفمند آن دسته از شبكههاي ماهوارهاي كه اهداف خاصي همچون ترويج بيبندوباري، خيانت، اسلامزدايي، اخلاقزدايي و فساد دارند سخن ميگويند. بعد هم پيشنهاد ميدهند كه «پايگاه بسيج آماده است اگر شما خواستيد در استفاده از ماهواره تجديدنظر كنيد شما را همراهي كند.» جالبتر اينجاست كه تعدادقابل توجهي از خانوادهها بعد زا اين مكالمهها، ماهوارههاي خود را تحويل دادهاند. براي مثال، در استان خراسان شمالي بسيجيان با ۳۰۰ خانواده يك منطقه كه ماهواره داشتند صحبت و آسيبهاي ناشي از آن را براي آنان تشريح كردند، درنتيجه ۹۷ خانواده به صورت داوطلبانه دستگاههاي ماهواره خود را تحويل مراكز قانوني دادند و باقي خانوادهها نيز خود اقدام به جمع آوري دستگاههاي ماهواره كردند. در اردبيل هم شبيه همين ماجرا اتفاق افتاده است. در چند پايگاه بسيج در تهران از جمله پايگاه مسجد جامع اميرالمؤمنين(ع) منطقه تهرانپارس هم، اين طرح اجرا شده. با اين وصف، اين طرح كه با استقبال ساكنان هم مواجه شده است، شايد براي شروع و گام نخست حركت خوبي باشد و اين همان به مثابه خشت اولي است كه درست به ثريا رفتن بنا را تضمين خواهد كرد. به هر حال، اين تعداد ديشهاي ماهواره، بر روي بامها و بالكنها و پشت پنجرهها، به هيچ وجه شايسته شهر اسلامي نيست زيرا بيشك بخش اعظم استفادهكنندگان از ماهواره، پيگير شبكههاي علمي و دانشي نيستند! شهر اسلامي، كه مقدمه تشكيل جامعه اسلامي است، شهري است كه قرار است نمونهام القراي جهان تشيع و اسلام باشد، شهري كه جامعه را به اسلامي بودن ملزم ميكند و آن جامعه در آينده سكوي پرتاب امت اسلامي خواهد بود، شهري كه دولت و حكومت اسلامي را به جامعه پيوند ميدهد. شهري كه در آن مربيان آموزش و پرورش كه محصول تلاششان همياران ارزش خواهد بود وظيفهاي بس گران بر عهده دارند، شهري كه براي پويايي جوانانش به ابزارهاي فراوان سرگرميهاي مفيد نيازمند است.
مراجع از ماهواره ميگويند
اما لازم ديدم كه ديدگاه فقهي مراجع تقليد ديني را هم در اينجا نقل كنم كه يك يادآوري براي خودم و خوانندگان عزيز باشد. بدون استثنا و متفقالقول تمامي مراجع مفسدهاي را كه از ديدن اين برنامهها كه عمدتاً مختلط به حلال و حرام است، مترتّب ميشود دليل بر حرمت آن گذاشتهاند؛ همانطور كه حضرت آيت الله العظمي خامنهاي در اين باره اين گونه فتوا دادهاند: «دستگاه آنتن ماهوارهاى از اين جهت كه صرفاً وسيلهاى براى دريافت برنامههاى تلويزيونى است كه هم برنامههاى حلال دارد و هم برنامههاى حرام، حكم آلات مشترك را دارد. لذا خريد و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفادههاى حلال جايز است. ولى چون اين وسيله براى كسى كه آن را در اختيار دارد زمينه دريافت برنامههاى حرام را كاملاً فراهم مىكند و گاهى نگهدارى آن مفاسد ديگرى را نيز در بر دارد، خريد و نگهدارى آن جايز نيست مگر براى كسى كه به خودش مطمئن است كه استفاده حرام از آن نمىكند و بر تهيه و نگهدارى آن در خانهاش مفسدهاى هم مترتّب نمىشود. لكن اگر قانونى در اين مورد وجود داشته باشد بايد مراعات گردد.»
آيتالله مكارم شيرازي نيز در اين مورد اين گونه نظر دادهاند:«باتوجه به اينكه غالب برنامههاي آن فاسد است و اثرات منفي در پيدارد و در هر خانهاي وارد شود غالباً از آن سوء استفاده خواهد شد استفاده از آن جايز نيست.»
همچنين آيتالله صافي گلپايگاني تأكيد كردهاند:«در مورد استفاده از ماهوارهها كه در واقع شبكههاي بيگانه آنها را ترتيب داده و بر جوامع اسلامي مسلط كردهاند بايد گفت چون غالباً اطلاعات آنها مسموم است و اگر خبر صحيحي هم در دسترس بينندگانشان و مخاطبانشان قرار بدهند در راستاي اهداف استعماري و گمراه كردن (مردم) و ايجاد فتنه و تفرق است. به همين خاطر استفاده از چنين شبكههايي جايز نيست.»
آيتالله سيستاني نيز در اين باره، نگهداري ماهواره را براي كسي كه برخودش يا برخي اعضاي خانوادهاش مطمئن نيست كه استفاده حرام از آن نبرد جايز ندانسته است. اين فتواهاي شرعي يك روي سكه ماهواره را تشكيل ميدهند، در حالي كه روي ديگر آن نيز قانون جاري نظام است كه بر ممنوع بودن و اجازه جمعآوري آن صحه ميگذارد و خيلي از مراجع تقليد مانند مقام معظم رهبري و مرحوم آيتالله فاضل لنكراني نيز فتواي خود را دو بخش كرده و در بخش دوم آن، التزام به قانون جاري كشور را واجب دانستهاند.