نگاهي دوباره به آنچه شنبه شب در تالار وزارت كشور روي داد، ميتواند راهگشاي بسياري از مسائل و مشكلاتي باشد كه همين امروز گريبانگير ورزش كشور است. كاري با بخش اهداي جوايز و سوت و كفهاي زده شده و ترسيم عناوين مورد نظر طي مسابقات و رويدادهاي آينده ورزش كشور و جهان نداريم ميخواهيم روي قسمتهايي از مراسم زوم كنيم كه كمتر مورد توجه قرار گرفت و حتي بعضاً به آن پرداخته نشد شايد هم نديدن و نپرداختن به آن و عدمپوشش مناسب خبري از آنها چندان غيرعمد هم نباشد.
چهره شاخص اين مراسم كسي نبود جز محمدبنا سرمربي كمنظير تيمملي فرنگي كشور. تصاوير دوربينهاي تلويزيون، خبرهاي رسانهاي مكتوب مجريان و وزارتنشينان و حتي رئيسجمهور همه به نوعي سعي داشتند تا به نحوي شايسته از زحمات بنا تقدير كنند اما آنچه در اين بين فراموش شد حرفهاي مرد اول كشتي ايران بود؛ حرفهايي كه در زرق و برق سكههاي اهدايي مراسم گم شد و كمتر كسي به آنها توجه كرد؛ حرفهايي كه حتي به درستي از سوي رسانهها هم پوشش داده نشد؛ حرفهايي كه شايد به خيلي از آقاياني كه در رديف جلوي سالن و كنار دست رئيسجمهور نشسته بودند برخورد و شايد به همين دليل هم بود كه زياد انعكاس پيدا نكرد. محمد بنا پشت تريبون رفت و گفت: تمام كارهايي كه انجام دادم وظيفه بوده، من وظيفه خودم را انجام دادهام، اما بخش مهم صحبتهاي سرمربي تيمملي كشتي فرنگي به آنجا برميگشت كه گفت: «كسي اين موفقيتها و اين افتخارآفرينيها را به پاي خودش ننويسد»، اين عين جملهاي بود كه از زبان محمد بنا بيرون آمد و شايد يك بار از تلويزيون پخش شد و در همان يك بار خلاصه شد.
خوب كه دقت كنيم متوجه ميشويم كه منظور بنا چه كساني است، بنا به دستور رئيسجمهور تصميم گرفته تا دوباره سكان هدايت تيمملي كشتي فرنگي را به دست گيرد اما نه مانند گذشته، مرد سرد و گرم كشيده كشتي خوب ميداند كه راه پيشرو بسيار دشوارتر از راه پشت سرگذاشته شده است، بنابراين براي ماندن شرط دارد اما اين شروط نه براي علاقهمندان به ورزش و نه شاگردانش است، به جرئت ميتوان گفت كه ربطي هم به مسائل مالي ندارد، شروط بنا براي كساني است كه امروز تمام افتخارآفرينيها ميدان المپيك لندن را به اسم خود ثبت ميكنند و بسيار راحت زحمات بقيه را ناديده ميگيرند.
بنا خوب ميداند كه مشكل اصلي ورزش كشور و سنگهاي پيشرو همين آدمهاي كت و شلواري و محترمي هستند كه امروز به راحتي آب خوردن تمام زحمات چهار سال گذشته را در كارنامه ۱۲ ماهه خود و به نام خود ثبت كردهاند.
محمد بنا فرياد زد كه اين موفقيت را كسي به پاي خودش ننويسد، فرياد زد كه اين پيروزي متعلق به مردم ايران است، وظيفه بنا بوده و كسي حق دخل و تصرف در آن را ندارد اما فريادهاي بنا در ميان غوغاي مدعوين مجهولالهويه و زرق و برق سكهها گم شد تا نگراني بابت آينده دوچندان شود. مشكل بنا و امثال او سكه و تقدير و اهداي شجاعت و لياقت نيست، مشكل اين است كه مسئولان ورزش اين روزها در باد اين پيروزي خوابيدهاند؛ پيروزي و موفقيتي كه آن را براي خود ميدانند. فريادهاي بنا، حرفهاي باقري و درددلهاي مدالآوران المپيك لندن را بايد جدي گرفت، در غير اين صورت راه به جايي نخواهيم برد.