
حضور اميرعابدزاده در پرسپوليس بارديگر پرونده پسران پدرهاي ستاره را باز كرد. پسراني كه البته هيچ شباهتي به پدران خود نداشتند وحالا نوبت يكي ديگر از اين پسرهاست كه بايد ثابت كند ميتواند همچون پدر خود باشد.
علي پروين، ناصر حجازي و حال نوبت احمدرضا عابدزاده است كه پسرش را به ميدان بفرستد.
آتيلا، همپست پدر نبود، با اين وجود همه انتظار يك حجازي ديگر را از او داشتند. انتظار يك ستاره و همين انتظارات، باعث شد او نتواند حتي خودش باشد، به همين دليل هرگز نتوانست روزهاي پدر را تكرار كند و ثابت كرد دليلي ندارد كه پسر يك فوتباليست بزرگ هم بزرگ باشد. محمد پروين يكي ديگر از اين پسران بود، از روزي كه خود را شناخته بود، توپ و چمن را هم شناخته بود. پروين اما اجازه نميداد به او به چشم پسر پروين نگاه كنند و همواره به مربيان او تأكيد داشت محمد يكي است مثل بقيه و چه بسا با او سختتر از ديگران بايد برخورد شود.
محمد اما در ردههاي پايه خوب بود، خصوصاً در به ثمر رساندن كاشتهها، تبحر فراواني داشت، به طوري كه هركس او و كاشتههاي دقيقاش را ميديد، خبر از تولد پرويني ديگر ميداد. اين توانايي، خيلي زود پاي محمد را به پرسپوليس باز كرد و پيراهن افسانهاي شماره ۷ اين تيم، بار ديگر به پروين رسيد اما به پروين پسر. محمد اما برخلاف آنچه كه انتظار ميرفت در پرسپوليس نشاني از پدر نداشت و همچون آتيلا در استقلال بود. خيليها بر اين باور بودند كه نام فاميل پروين باعث ميشود محمد نتواند خودش باشد.
مسلم بود كه محمد هم مثل آتيلا نتوانست پسر موفق پدري ستاره باشد و روزهاي خوش گذشته را تكرار كند. اين بار اما نوبت به امير عابدزاده رسيده. عابدزاده از همان روزهاي نخست در فكر روكردن عقابي ديگر بود به همين دليل براي تمام روزهاي امير برنامه داشت. امير كوچك خيلي زود راهي بهترين مدارس شبانهروزي فوتبال دنيا شد و به سختي تمرين كرد تا شايد روزي بتواند خاطرات عقاب آسيا را تكرار كند.
خاطرات پروين و حجازي شايد بيشتر براي دهه شصتيها باشد اما خاطرات عابدزاده را دهه هفتاد و هشتاديها هم خوب به ياد دارند. خاطراتي از مقدماتي جام جهاني ۹۸ فرانسه و آن بازي تاريخي با استراليا و نمايش خيرهكننده عابدزاده درون دروازه. توپهايي كه تنها با يك دست مهار ميشد يا رقابت با محمدالدعايه عربستان و خيلي رشادتهاي ديگر عابدزاده كه با زانوي مصدوم هم از او بهترين بهترينها را ميساخت.
اما بعد از گذشت سالهاي زياد امروز نوبت عابدزاده است تا پسري را كه سالها براي ستاره شدنش برنامه ريخته روكند. امير عابدزاده با عقد قراردادي سه ساله، به جمع سرخپوشان پيوست. اين خبري بود كه باعث خرسندي دوستداران عابدزاده پرسپوليس شد. اما اين خبر، يك سؤال مهم و تكراري را با خود به همراه داشت؛ آيا امير ميتواند عابدزادهاي ديگر باشد؟ توقعات از او اما بيش از آتيلا و محمد است. او براي ستاره شدن آموزش ديده و به عنوان دروازهبان اول تيم ردبولز و در حالي كه يك سال و نيم ديگر با اين تيم امريكايي قرارداد داشت، به پرسپوليس آمده است. هرچند مشكلات او هنوز براي حضور در درون چهارچوب دروازه پرسپوليس به طور كامل مرتفع نشده، اما با اين وجود او ميتواند ثابت كند پسر يك ستاره هم ميتواند ستاره باشد؟
بيشك توقعات از پسر عقاب آسيا كه حتي زانوي مصدوم هم مانع از درخشش او نميشد، بسيار بالاست. توقعات بالايي كه شايد فرصت هرگونه اشتباهي را از امير بگيرد. پسرك كوچكي كه خيلي زود دستكشهاي پدر را به دست كرد و امروز قرار است درون چهارچوب دروازه تيمي بايستد كه پدرش سالها ستاره آن بود! امير برخلاف پسران ديگر ستارهها، هم پست پدر هم هست و اين كار او را به مراتب سختتر ميكند. امروز همه انتظار ديدن عابدزاده را درون دروازه دارند تا امير، اما آيا اين توقع و اين ديد اجازه ميدهد او شيرجهها و عكسالعملهاي خود را داشته باشد و امير باشد يا بار ديگر اين مسئله كه دليلي ندارد پسر يك ستاره هم ستاره باشد، ثابت ميشود؟