
همان روزي كه اين گفت و گو منتشر شد، يكي از هموطنان نيكوكار تماس گرفت و اعلام كرد كه هزينه سفر بيبي به كربلا را ميدهد و او را به زيارت امام حسين(ع) ميبرد.
انگار دنيا را به ما دادند. باور كنيد سر از پا نميشناختيم از اين عنايتي كه به اين بانوي زحمتكش شده بود. چند روز بعدش، يكي ديگر از هموطنان عزيز با گروه اجتماعي روزنامه تماس گرفت و گفت كه براي بيبي يخچال و تلويزيون ميخرد. خوشحاليمان دوچندان شد.
بعد هم بيبي را براي گرفتن گذرنامه به يكي از مراكز پليس+۱۰ برديم. يك ماه بعد- يعني همين سه روز پيش- گذرنامه بيبي به دستمان رسيد و با آن هموطن نيكوكار تماس گرفتيم و آماده شدن گذرنامه را به او اطلاع داديم. البته خود او در طول اين يك ماه چندين بار تماس گرفت و پيگير موضوع بود. حتي چندين بار سفارش كرد كه مبادا كارهاي بيبي روي زمين بماند!
در هر حال، همين روزهاست كه بيبي ناهيد همراه با يكي از كاروانهاي ارادتمندان سيدالشهدا(ع) راهي كربلا شود. بعضي آدمها چقدر پيش خدا ارج و قرب دارند كه تا از صميم دل حرف ميزنند خدا حرفشان را ميخرد.