
عضوكميسيون انرژي مجلس معتقداست انتخاب رياست مركز پژوهشها بايد با توجه به تخصص، آگاهي وتجربههاي پژوهشي وتحقيقاتي افراد صورت ميگرفت تا آنكه ما اين انتخاب را براساس رابطه و واسطهگري مورد لحاظ قرار دهيم. نجابت از اين روند لابيگري در مجلس نهم- كه بيسابقه هم بوده – كه باعث امتياز دادن و گرفتن عده و گروهي دراين قوه شده انتقاد ميكند. وي همچنين به آفتها وآسيبهايي كه به واسطه انشقاق اصولگرايان درمجلس وتشكيل فراكسيون رهروان ولايت دامن جريان اصولگرايي را ميگيرد اشاره ميكند و لازم ميداند كه اصولگرايان در اينباره تدابيري بينديشند تا به انتخابات يازدهم رياست جمهوري نكشد.
چرا انتقادات نسبت به مجلس نهم بسيار زياد است به رغم اينكه تنها چند هفته از عمر اين مجلس ميگذرد؟ در ابتداي شكلگيري مجلس خوب شروع نكرد و آنگونه در مورد رياست مجلس تصميم گرفته شد و اصولگرايان به دو دسته تقسيم شدند آن هم به واسطه فعاليت فراكسيون و رهروان ولايت. در كنار اين مجلس انتخابهايش بيش از آنكه تخصص توانايي افراد را مد نظر قرار بدهد،گروهگرايي مطرح شد و اين مقداري از ارزشهاي مجلس را كم كرد. در مجلسي كه آقاي سردار كوثري را داريم به عنوان نايبرئيس كميسيون سياست خارجي و امنيت ملي، نتواند رأي بياورد (آن هم با آن سابقه درخشان در جنگ و امنيت كشور) اين يك ضعف است براي مجلسي كه فردي به توانايي و اخلاص و تخصص و تجربه پرارزش گذشته نتواند رأي بياورد در يكي از كميسيونها. يا مثلاً آقاي دكتر مظفر كه سابقه طولاني وزارت و وكالت دارد و برادر چند شهيد است كه خودش را عرضه ميكند اما به او رأي نميدهند، اين يك آفت است. يا انتخابهاي ديگري كه صورت گرفت بدون آنكه تخصص افراد مورد توجه قرار بگيرد، اين يك ضعف است. فضا اگر طوري بشود كه هر كس به خودش اجازه بدهد كه با هر انسان مخلص و توانمندي رقابت كند (و يك تشكل خاص هم از او حمايت كند) واقعاً نگرانكننده و تأسفآور است.
چه دلايلي وجود دارد كه نمايندگان مجلس به تخصص و توانايي افراد بيتوجه هستند؟
دليل آن را هم تكرار ميكنم كه يك تشكلها سياسي هستند بايد با آراي سياسي جمع و پخش بشود، اما يك تشكل تخصصي هستند (مثل كميسيونهاي تخصصي) ما بايد تخصص افراد را در نظر بگيريم نه روابط و مسائل ديگر را. فراكسيوني كه قبل از انتخابات تشكيل شد و فعاليتهايي را صورت داد باعث به وجود آمدن اينگونه مسائل شد. افراد اين فراكسيون بايد پاداش بگيرند و به هر كسي قولي داده شده كه مثلاً درجايي رئيس بشود يا در جايي نايب رئيس بشود و بايد به اين وعدهها عمل كنند.
با توجه به بحثهايي كه در مورد مجلس نهم مطرح كرديد تعريف شما از اين مجلس چيست؟ مجلس نهم شروع خوبي نداشت. حداقل از منظر اصولگرايان با يك انشقاق كارش را شروع كرد كه شروع خوبي نبود. برخي از دوستان ما سراغ يك فراكسيون جدا از فراكسيونهاي اصلي اصولگرا رفتند كه اين واگرايي ايجاد كرد و خود به خود تا اين موضوع ترميم نشود شاهد ضعفهايي از اين مجلس خواهيم بود.
چه دلايل و زمينههايي باعث شده كه اين انشقاق شكل بگيرد؟ در دورههاي قبل رقابتي كمرنگ براي رياست مجلس صورت ميگرفت. مثلاً در مجلس هشتم رقابتي شكل گرفت كه سعي كرديم آن را در حوزه خود اصولگراها حل و فصل كنيم. يعني اصولگراها در جلسه كانديدا را به رأيگيري گذاشتند و بعد هم گزينه خود را در صحن علني مطرح كردند و با بيشترين آرا صاحب كرسي رياست كردند و اين باعث شد كه در صحن علني رقابتي صورت نگيرد. در مجلس نهم عدهاي براي آنكه هيئت رئيسه را در اختيار بگيرند پيشدستي كردند و مستمك آنها اين بود كه بتوانند نمايندگان تازهوارد را سازماندهي كند و آراي آنها را جذب كنند. اين باعث شد كه اين انشقاق قبل از شروع مجلس نهم شكل بگيرد.
آيا اين انشقاق و تشكيل فراكسيون مجزا خطراتي را متوجه اصولگرايان ميكند؟ قطعاً همينطور است. ما اين را يك ضربه مهلك به جريان اصولگرايان ميدانيم. در مجلس يك رايزني و كار سياسي وجود دارد، هميشه فراكسيونها وجود داشتهاند و بايد براي انتخاب رايزني صورت بگيرد و اين مشكلي را ايجاد نميكند و قابل انتقاد هم نيست. اما بحث بر سر اين است كه آيا ما بايد در خود اصولگرايان يك رقابت را ايجاد كنيم، يا نه با كساني كه سابقه اصلاحطلبي داشته و بيتفاوت هستند وارد رقابت شويم و در واقع آنها را هم در بحثي خصوصي و مختص به اصولگرايان شريك كنيم؟ پاسخ اين سؤال واضح است. من فكر ميكنم اگر دوستان ميخواستند يك كار سياسي انجام بدهند بايد گروه و جناح ويژه تعريف ميكردند و بعد اعلام موجوديت ميكردند و بعد عضوگيري ميكردند و رقابت ميكردند. اما دوستان چون در قالب اصولگرايي اين كار را انجام دادند، عده كثيري از نمايندگان تازهوارد را جذب كرده (با آنكه اصولگرا نبودند) و وارد رقابتي كردند كه نبايد صورت ميگرفت، حاصل كار اين شد كه عملاً رقابتي شكل گرفت كه در آن مستقلها، اصلاحطلبان و ديگر طيفها هم شريك شدند. شفافيت در موضعگيري هميشه بايد وجود داشته باشد كه اگر ما خودمان را اصولگرا دانستيم به الزامات و قوانين اين گفتمان هم پايبند باشيم نه آنكه در شرايط مختلف و حساس براساس فهم و آنچه كه دوست داريم عمل كنيم.
شما آسيبهاي اين حركت را به دوستان فراكسيون رهروان ولايت يا شخص آقاي لاريجاني گوشزد كردهايد؟ به شخص آقاي لاريجاني نه اما با كساني كه پيشقراول اين موضوع بودهاند صحبتهاي مفصل و گستردهاي شد اما همراهي نكردند و دست به بهانهتراشي ميزدند و مثلاً عنوان ميكردند كه ما نميتوانيم به تفاهم برسيم. اينها از اول ادعاي استقلال داشتند و حاضر نبودند رقابت را در درون طيف اصولگراها دنبال كنند و به اين رويكرد ماسبق پايبند نبودند. عنوان ميكردند كه شما تعداد زيادي از نمايندگان را از ليست حذف ميكنيد و در صورتي كه ما ۲۶۵ نفر را توافق كرديم اما باز در عمل به آن هم متعهد نماندند و باز بهانه آوردند.
از نظر زماني و در شرايط موجود اين انشقاق به صلاح و مصلحت جامعه اصولگرايي و حتي قوه مقننه است؟ رقابت بين فراكسيونها و كلاً رقابتهاي سياسي پذيرفته شده است. اما من فكر ميكنم الان زمان مناسب اين كار نيست كه ما در دل اصولگرايان مجلس نهم انشقاق و دو دستگي ايجاد كنيم كما اينكه ما اين اشكال را به دوستان جبهه پايداري هم قبل از انتخابات داشتيم. ما بارها به دوستان رهروان ولايت هم اعلام كرده و ميكنيم كه الان موقع و زمان درستي براي اينگونه دو دستگيها نيست. چون هنوز ما نتوانستهايم آثار فتنه ۸۸ را در جامعه سياسي كاملاً جمع كنيم. عده كثيري از آنها جمع شدهاند اما نحلههايي از بقاياي اين جريان وجود دارد كه براي ما خطرناك است. ما بايد صبر ميكرديم وقتي كه صحنه اجتماعي از اصلاحطلبان و اصحاب فتنه كاملاً پاك ميشد دست به رقابت ميزديم.
تعطيلات تابستاني نمايندگان با توجه به آنكه كشور در شرايط حساس منطقهاي و بينالمللي است و مردم تحت فشار شرايط اقتصادي هستند را چگونه ميتوان توجيه كرد؟ طرحي در مجلس مطرح شد كه اين تعطيلات حذف نشود و الان طرح در كميسيون در دست بررسي است. اما واقعيت اين است كه مجموعه نمايندگان و حتي خود بنده تعطيلات به معناي كلاسيك ندارند و بيشتر وقت آنها مصروف وظايف نمايندگيشان ميشود. اما اگر طرح رأي بياورد و تعطيلات حذف شود و سركشي به مناطق ابلاغ شود (كه درست هم همين روش است) اين مشكلات حل ميشود. حالا يك فوريتش رأي نياورد و بايد در كميسيون رأي بياورد و باز به صحن علني برگردد. بايد صبر كنيم و ببينيم كه نتيجه چه ميشود. اما بايد يك نكته بالاتر از اين موضوع عرض كنم، الان مملكت نياز به يك تلاش فوقالعاده مضاعف و همه جانبه دارد. اگر حتي ما نمايندگان از حقوق عادي خودمان بگذريم خيلي راه دوري نرفته است و كشور نياز به اينگونه ديگرخواهيها و ايثارها دارد. چرا كه ما همه تحت فشار هستيم و مشكلات متعددي در مملكت وجود دارد كه تنها با گذشت و روحيه تلاش و پشتكار مرتفع ميشود. بنابراين بنده از اين منظر عرض ميكنم كه كار نبايد اولاً تعطيل بشود و ثانياً هماهنگي خاصي بين مسئولان و هر سه قوه وجود داشته باشد و اين مهمتر از هر مسئلهاي ديگري است.
نميشود ما وقتمان را به اختلاف و موضعگيري عليه يكديگر بگذرانيم (كه متأسفانه اينگونه هست) بلكه بايد وقت و تمركز خود را به بحث خدمتگزاري به مردم و رفع مشكلات جامعه اختصاص دهيم.
نظر شما در مورد بينظميهاي مكرر نمايندهها در صحن علني و جلسات تخصصي كميسيونها (بهرغم تأكيدات رهبري) چيست؟
دو تا جنبه دارد. اگر ما واقعاً انصاف به خرج بدهيم بايد بگويم واقعاً گاهي در مجلس بينظمي و هرج و مرج هست، مثلاً تأخير در شروع جلسات، غيبتهاي مكرر و... اما بايد بگويم آنچه در رسانهها منعكس ميشود مقداري آميخته با اغراق است.
(اين واقع قضيه است) علت اين كار هم اين است كه اولاً چهار ساعت مدام در يك جلسه نشستن و گوش به مباحث مختلف دادن مقداري سخت است و بايد نمايندهها اندكي تنفس و استراحت كنند. برخي اوقات علاوه بر جلسات صحن، جلسات تخصصي كميسيونها هم وجود دارد و اين خستگي را مضاعف ميكند. بنابراين اين بينظميها وجود دارد و هيچ كس تأييد نميكند اما گاهي انعكاس اجتماعي دارند كه اغراقآميز است.
راهكار پيشنهادي شما براي مرتفع كردن اين بينظميها چيست؟ اعتقاد من اين است كه اگر نمايندهها در كميسيونها فعال حاضر بشوند (كه در همين بحث واقعاً مشكل داريم) و به كارهايي نظير طرح و لوايح بپردازند، ديگر ما اينقدر نياز به جلسه علني نداريم و در كنار آن در جلسه علني با جديت بيشتري افراد مشاركت ميكنند. الان اشكال اساسي ما اين است كه اكثريت نمايندگان (با توجه به تجربه چندين دوره اخير عرض ميكنم) تمركزي كه روي كارهاي حوزه انتخابي خودشان دارند، بسيار بسيار بيشتر از زماني است كه براي طرحها و لوايحي كه در كميسيونها مطرح ميشوند. در كنار اين به وظيفه نظارتي خود هم خوب عمل نميكنند. اين را بايد چاره كنيم، اين اگر چاره نشود ما هرگز به جايي نميرسيم.
چطور براي مردم قابل هضم باشد كه مجلس به اعتبارنامه افرادي كه در محاكم قضايي جرم آنها مشهود شده رأي تأييد بدهند و اين افراد در كسوت وكلاي مردم باقي بمانند؟ اما در سالهاي اخير با كمال تأسف تأييد اعتبارنامه نمايندگان به يك مسئله كاملاً تشريفاتي تبديل شده و اين يك خطر است. قانون ميگويد اعتبارنامه نماينده بايد مورد رسيدگي دقيق قرار بگيرد. حضرت امام در وصيتنامه خود فرمودهاند اگر كسي يا كساني با فريب شوراي نگهبان يا با سياسيكاري وارد مجلس شدند شما اعتبارنامه آنها را رد كنيد و آنها را از مجلس بيرون كنيد. متأسفانه ما و برخي از دوستان كه به اعتبارنامه افرادي مجرم اعتراض ميكرديم، برخي از نمايندگان مجلس به كرات به ما مراجعه ميكردند كه مته به خشخاش نگذاريد، نبايد اين قدر سخت بگيريد و مواردي از اين دست. بايد در مجلس كساني حضور پيدا كنند كه كاملاً گذشته و فعاليت آنها حسابرسي شده باشد و نظارت و بررسي كامل در مورد آنها صورت گرفته باشد، نه اينكه با مسامحه و چشمپوشي اين كار صورت گرفته باشد. اين فضا فضاي غمانگيزي است.
انتصاب آقاي جلالي به عنوان رياست مركز پژوهشها حاوي واكنشهاي متفاوت و بعضاً تند و مخالفي بود، به عنوان قائممقام سابق اين مركز بفرماييد نوع انتصاب ايشان و واكنشهاي قابل تأمل در پي، چه تأثيري بر كار اين مجموعه دارد؟
ما دلمان ميخواست اگر قرار است كسي انتخاب بشود به عنوان رئيس مركز پژوهشها با تصميمي سياسي اين كار صورت نگيرد. مجلس خيلي از كارهايش سياسي است ولي وقتي به كارهاي تخصصي ميرسيم واقعاً بايد تخصصي عمل كنيم و بيانصافي است كه ما در آنجا مجدداً كار سياسي كنيم. اگر يك نماينده مجلس براي شوراي پول و اعتبار ميخواهيم بايد كسي باشد كه هم اقتصاددان باشد، هم كار اجرايي كرده باشد و هم جرئت اظهارنظر داشته باشد. حالا اگر ما يك توافق سياسي كنيم كه فلانكس با پايينترين سطح تخصص و توانايي براي اين كار انتخاب شود جفا است. ما اعتقادمان اين بود كه آقاي دكتر توكلي دو دوره بسيار موفق در مركز پژوهشها داشتند، يعني سطح مركز پژوهشها را ارتقا دادند و ما اگر ميخواستيم كسي را انتخاب كنيم بايد اين شخص از ويژگيهايي نظير سابقه پژوهشي، آموزشي و دانشگاهياش آنطور كه در قانون آمده برجسته و محرز باشد. در قانون آمده بايد اين فرد داراي ۱۰ سال سابقه پژوهشي و آموزشي باشد و از افراد مشهور و شناخته شده حوزه و دانشگاه باشد. اگر كسي در اندازه اين مركز انتخاب ميكردند، انتخاب بهتر و شايستهتري بود. بايد صبر كنيم ببينيم آقاي جلالي چه خواهد كرد.
شما در مصاحبهاي اعلام كرده بوديد كه بنا نداريد در مركز پژوهشها ادامه فعاليت دهيد، چرا؟ من اين تصميم را از قبل گرفته بودم. علت آن هم اين بود كه من بعد از مدتي كه در مركز پژوهشها مشغول به كار شدم متوجه شدم كه بايد قائممقام آنجا يك نفر تمام وقت باشد و من كه مجبور بودم در مجلس باشم هم آنجا نميشد. نه تنها من بلكه كس ديگري نميتواند مگر آنكه نماينده مجلس نباشد اما رئيس اين مركز بايد حتماً نماينده باشد چون بايد با جريان مجلس و رئيس مجلس و نمايندگان كاملاً آشنا باشد و با آنها كار كند. بنابر اين چه آقاي دكتر توكلي در مركز پژوهشها ميماندند و چه نميماندند، من در آن مجموعه نميماندم.
يعني واقعاً رفتن شما از مركز پژوهشها ربطي به انتخاب آقاي جلالي ندارد؟ واقعاً ربطي ندارد. همه هم ميدانند كه از قبل من استعفا داده بودم و قصد كنارهگيري داشتم.
شما تا چه حد به اين معتقديد كه جامعه اصولگرايي به واسطه فعاليتهاي سالهاي اخير جريان انحرافي دچار سرخوردگي شده است؟ فتنه ۸۸ يك ضربه بسيار بزرگ به كل كشور زد و اگر تمهيدات رهبري نبود دچار واژگوني ميشديم. اما الحمدلله با آنكه هزينههاي زيادي براي نظام و مردم به همراه داشت پايان يافت. مسئله انحراف در دولت ضربه بسيار بزرگي به اصولگرايي زده و همانطور كه شما اشاره كرديد بياعتمادي ايجاد كرد. من فكر ميكنم انشقاقي كه در اصولگرايان قبل از انتخابات مجلس و پس از آن در درون مجلس پديدار شد آفاتي براي جريان اصولگرايي به همراه دارد و همه اين جريانات صحنه انتخابات آينده را فوقالعاده پيچيده و پرمعما ميكند. وقتي ما ميبينيم در مجلس آراي يك سري از اصولگرايان تحت لواي فراكسيون رهروان ولايت با اصلاحطلبان و مستقلها كاملاً هماهنگ ميشود بايد بترسيم كه اين امر در اندازهاي وسيعتر در كل كشور اتفاق نيفتد و بايد از اين ترسيد.
پس شما احتمال ميدهيد كه بخشي از جريان اصولگرا (كه در درون مجلس هم با فراكسيون ما در اصولگرايان ائتلاف نكردند) براي انتخابات رياست جمهوري يازدهم با اصلاحطلبان ائتلاف كنند؟ بله مجموعهاي از تحليلگران اين احتمال را ميدهند كه اصولگراياني كه در مجلس دست به تفرقه و جداسازي زدهاند با اصلاحطلبان به ائتلاف و وحدت برسند و اينگونه عمل كردن فراكسيون رهروان را دورخيزي براي انتخابات يازدهم ميدانند. همچنين اين تحليلگران معتقدند شبيه آنچه كه در مورد دولت وحدت ملي اتفاق افتاده را اين افراد و حاميان اين تفكر پياده كنند. اينها يك فكر و يك ايده است بنابر اين ما اين هشدار را بايد بدهيم كه حواس ديگر دوستان جمع باشد. تشكيل يك فراكسيون واحد با حضور اصولگرايان، اصلاحطلبان و مستقلها يك مدل كوچك است كه احتمال دارد در بيرون هم قابل تعميم و پيادهسازي باشد و در انتخابات يازدهم رياست جمهوري هم در شكلي بزرگتر تحقق پيدا كند.
آقاي زيباكلام هم اذعان كرده بودند كه اصلاحطلبان بايد روي گزينههاي اصولگرايي كه رگههاي اصلاحطلبي دارند حمايت و سرمايهگذاري كنند. بله اين همان چيزي است كه برخي از دوستان اصولگرا هم دنبال آن هستند. بخشي از اصولگرايي احتمال دارد با اصلاحطلبان هماهنگ بشوند چرا كه هم اصلاحطلبان معتدل وجود دارند و هم اصولگراهاي ليبرالتر كه اين خصوصيات احتمال همپوشاني و همگرايي را در بخشي از اصولگرا و اصلاحطلبان قوت ميبخشد. آنها كه حاضر نيستند روي اصول و مباني اصولگرايي سفت و محكم بايستند حاضر هستند كه براي نشستن بركرسي رياست جمهوري با اصلاحطلبان ائتلاف كنند و امتيازهايي را هم براي جبران به آنها بدهند. ممكن است آنچه در مجلس اتفاق افتاد در بيرون و در انتخابات يازدهم هم محقق شود اما اين يك احتمال است و بايد منتظر ماند چرا كه صحنه انتخابات يك صحنه پيچيده خواهد بود.
خطر و آسيبهايي هم به واسطه اين ائتلاف احتمالي متوجه نظام و اصولگراها خواهد شد.
البته كه آسيبها و آفتهايي را متوجه نظام و اصولگرايان خواهد كرد. اين موضوع چالش خاص و پردامنهاي را متوجه مملكت ميكند.
به چه معنا؟ در نهجالبلاغه حضرت امير (ع) هميشه اين هشدار را ميدهند كه بزرگان قوم نبايد اجازه دهند كه فضا غبارآلود شود، امور بر مردم مشتبه بشود. ما ميگوييم در حوزه سياسي بايد خطكشيها شفاف باشد. هميشه انتخابات در كشور رقابت نيروهاي داخلي بود با سلايق مختلف اما در سال ۸۸ واقعاً بخشي از نيروهاي داخلي با خارج از كشور هماهنگ شدند و اين ضربهاي بود كه براي نظام هزينه به بار آورد. اگر بعد از فتنه ۸۸ كسي نخواهد فضا شفاف بشود مردم دچار سرگيجه و سردرگمي ميشوند و اين همان چيزي است كه شادابي را از جامعه ميگيرد و دلزدگي در بين مردم ايجاد ميكند و در فضاي عبارآلود شارلاتانيسم رشد ميكند. ائتلاف احتمالي اينگونه باعث ميشود افراد پر سر و صداي كممحتوا در فضاي غبارآلود حاصل آمده رشد كنند.
حضرت امير (ع) بارها هشدار ميدهند و ميفرمايند، بگذاريد خطوط حق و باطل كاملاً شفاف و روشن باشند. عدهاي اين را نميپسندند و سعي دارند در حاشيههاي غبارآلود حركت كنند. ما فكر ميكنيم اين حركت كه (بدون ارائه يك مرامنامه و يا اساسنامه شفاف) بخشي از اصولگران با بخشي از اصلاحطلبان و با بخشي از بيتفاوتها و مستقلها همگرا شوند بسيار آسيبزاست و اين يك عقبگرد در انقلاب است. اگر ميخواهيم انشعابي و انشقاقي در اصولگرايان بوجود آوريم شفاف و بيپرده بگوييم نه اينكه براي رسيدن به جايگاه و پستي از همه كس و همه چيز هزينه كنيم و امتياز بگيريم و امتياز بدهيم.
حمايت بخشي از اصولگرايان از ساكتين فتنه، حاميان فتنه و يا كساني كه مواضع دو پهلو گرفتند را باعث بوجود آمدن اينگونه آفتها (پس از گذشت دو سال و نيم از فتنه) در جريان اصولگرايي نميدانيد؟ بله. در مجلس نهم ۲۰۰ نماينده تازه داريم كه افراد خاص كه الان اين انشعاب را ايجاد كردند لابيگري بسيار سنگيني را ساماندهي كردند با اين افراد. حتي برخي از بزرگان اين جريان با تكتك نمايندگان تماس ميگرفتند، قول ميدادند و قول ميگرفتند كه در رقابت پيروز شوند. خب اين فضاي سياسي كشور است و ما بايد هوشيار باشيم و طوري نشود كه ما باز هم اشتباهات گذشته و آفتهاي گذشته را تكرار كنيم. لازم است اين جا عرض كنم كساني كه در هفتههاي گذشته در مجلس احساس وظيفه ميكردند و موضع درستي ميگرفتند البته با شجاعت، نه تنها حمايت نشد بلكه در مجلس عدهاي طوري موضعگيري كنند كه اين فرد حقگو و شجاع منكوب شوند (ما اين رويه را در مورد اعتبارنامه آقاي توكلي ميبينيم).
به نظر ميرسد جريان اصولگرايي و نخبگان آن هيچ برنامه مدون و تئوريزه شدهاي براي انتخابات رياست جمهوري ندارند، اين موضوع به چه ميزان شكست اصولگرايان را محتمل ميكند؟
بله همين طور است كه اصولگرايان هيچ برنامه و جلسه فراگير و كارشناسي شدهاي براي انتخابات ندارند و اشخاصي هستند كه فقط اسم آنها به صورت منفرد در رسانهها برسر زبان است مثل آقاي قاليباف، لاريجاني، پورمحمدي يا محسن رضايي. اينها به تنهايي در حال كارهايي با تفكرات خاص هستند اما خب به صورت گروهي و سازمان يافته هيچ كار خاصي صورت نگرفته است. اصلاحطلبان اما در حال رصد كردن فضا و برگزاري جلساتي در همين رابطه هستند و من فكر ميكنم به صورت مستقل و پرحجم در اين دوره حضوري فعال داشته باشند. البته خيلي هم دير نشده و در فرصت باقي مانده ميشود اين كارهاي گروهي را صورت داد. بعد از ماه مهر است كه مباحث رياست جمهوري فعال ميشود، جلسات برگزار ميشود و رايزنيها انجام ميشود و در آذر و دي به يك پيش جمعبندي ميرسد و در ايام نوروز بحثها قطعي ميشود.
برخي از كانديداهاي احتمالي رياست جمهوري كه مدعي اصولگرايي هم هستند از هفتهها قبل از اموال بيتالمال براي تبليغات زودهنگام انتخاباتي استفاده ميكنند و خدمترساني به مردم كه وظيفه اصلي آنهاست را ناديده ميگيرند و تشكيلات استاني و شهرستاني راه انداختهاند؟ ما هشدارهاي رهبري را اكثر اوقات ناديده ميگيريم. ما در حوزههاي اخلاقي به صورت كلي و بخصوص در اخلاق انتخاباتي پيشرفتي نداشتهايم و واقعاً عقبگرد كردهايم. ما سراغ داريم اشخاصي را كه به اذعان و اعتراف خودشان بالاي يك ميليارد و دويست ميليون هزينه كردند تا به مجلس راه پيدا كنند. واقعاً اين زيبنده جامعه اسلامي و جمهوري اسلامي ايران نيست.
شوراي نگهبان بايد بسيار جديتر به اين موضوعات واكنش نشان دهد و حتي مجلس هم بايد حساستر باشد، اينگونه افراد كه اين مبالغ هنگفت را از بيتالمال يا غير آن خرج ميكنند به تعبير رهبري حتماً وامدار جريان يا گروهي خواهد شد. اين آفت در جمهوري اسلامي بايد هم در حوزه قوانين و هم در حوزه نظارت رفع شود. البته بايد عرض كنيم كه بصيرت مردم بسيار بالاست و كساني كه براي رياست جمهوري ميلياردها تومان از پول بيتالمال هزينه ميكنند يا تشكيلات گسترده در سراسر كشور ماهها قبل سامان ميدهند يا به مشكلات و معضلات جامعه و مردم بيتوجه هستند و تنها به فكر كرسي رياست هستند را خوب ميشناسند و رصد ميكنند و نقشههاي اينها را نقش بر آب ميكنند. بنر زدن و نمايشگاه و همايش و افتتاحيه و اختتاميه خيلي كارها را جلو نميبرد و مردم آگاه هستند كه چه كسي صادقانه كار و خدمت ميكند و چه كسي با نيت شوم. تجربه نشان داده است اين رفتارها اثرات منفي و سوء براي آن شخص و جريان هم دارد.