مريم نوتاش: در برخورد با خيلي از مردم اين شهر از جمع خانواده و محافل دوستانه تا محل كار و حتي معابر عمومي هر چه بگويي برندهتر از تيغ و تلختر از زهر جواب ميشنوي! جالب است كه حتي در پاسخ سكوت هم سخني تلخ و گزنده نصيبت ميشود، حال آنكه همه ما چه به شكل نصيحت و گفتارهاي پندآموز و چه در قالب شعر و داستان و حكايت با جملاتي اينچنيني آشنا هستيم؛ دو گوش داريم براي شنيدن كه اختياري در شنيدن يا نشنيدن حرفها ندارند اما زباني داريم كه در آنچه ميگويد مختار است، پس بيشتر بشنويم و كمتر سخن بگوييم. زخم زبان بدتر از زخم شمشير است. زبان بريده به كنجي نشسته صمٌ بكم به از كسي كه نباشد زبانش اندر حكم. زبان گوشت است به هر طرف كه بچرخاني ميچرخد. زبان با آنكه جرمش كوچك است اما جرمش سنگين است.
نيم نگاهي به باورهاي عاميانه و اعتقادات مذهبي براي ما روشن ميكند كه سخن نيك و گفتار زيبا در فرهنگ ما از چنان جايگاه و ارزشي برخوردار بوده كه در دورههاي مختلف زماني افراد را به استفاده صحيح و به جا از آن ملزم كرده است. از ديرباز حفظ حرمت كلام و پرهيز از سخن لغو و بيهوده به ويژه در حضور بزرگان، زنان و كودكان از آداب اجتماعي معاشرت در فرهنگ ايراني- اسلامي ما به شمار ميآمده كه متأسفانه اين روزها شاهد هستيم مورد غفلت و بيمهري واقع شده است.
جداي از اينكه هر قشري از مردم با ادبيات خاص خود سخن ميگويند، مجموعه افراد هر جامعه بنابر منش و عادتهاي رفتاري برگرفته از شرايط اجتماعي و عرفي، آموزههاي مذهبي و ديني و همچنين وضعيت اقتصادي و معيشتي با گونه خاصي از زبان محاوره با هم در تعامل هستند. همين امر سبب ميشود برخي از افراد به طور ناخواسته و بدون آنكه قصد آزار و اذيت اطرافيان خود را داشته باشند صرفاً در شكل يك عادت رفتاري زشت و ناپسند موجبات دلخوري يكديگر را فراهم آورند.
شرايط اجتماعي و عرفي افراد همانطور كه ساختار و صورت زبان را در متن جامعه و در ارتباط با همنوعانشان ميآموزند، نحوه استفاده از آن را نيز در زمينه اجتماعي و در تعاملات انساني فراميگيرند. شيوه سخن گفتن مردم با يكديگر از شرايط اجتماعي جامعه آنها حكايت دارد، به طوري كه شكل گفتوگو، نوع كلمات و حتي لحن و آوايي كه آنها در محاورات خود به كار ميبرند بازتابي از زندگي اجتماعي و طرز تفكرشان نسبت به غالب افراد جامعه است. وجود سوءبرداشتهايي كه از قضاوتهاي عجولانه، يكسويه و كلي، تعميمهاي نابهجا و نامرتبط و عمدتاً دور از واقعيت سرچشمه ميگيرد ناخواسته كلام نيشدار توأم با توهين و تحقير را جايگزين صداقت و صراحت در گفتار ميكند. تجربههاي شخصي هر يك از ما مصاديق متعددي از اينگونه رفتارها را تداعي ميكنند، براي نمونه اغلب خانمها هنگام رانندگي شايد بارها اين عبارت را شنيده باشند، «خانم برو بشين پشت ماشين لباسشويي!» رواج چنين عبارات طعنهآميز كه رنگ و بوي اهانتي بيجا و بيدليل را دارد تنها به خاطر تصورات غلط يا تعميم مشاهدات شخصي به كل موارد صورت ميگيرد.
از طرف ديگر فرهنگ تمجيد و تملق نيز در بافت اجتماعي جامعه رخنه كرده كه ناشي از نبود مهارت اجتماعي در پذيرش نقايص و معايب شخصي است و در پي آن نداشتن روحيه انتقادپذيري و نيز پايين بودن آستانه تحمل افراد زمينه گرايش به زبان گوشه و كنايه و عدم به كارگيري كلام صريح و صادقانه را فراهم كرده است. عدم رعايت حق تقدم در اماكن عمومي نظير مترو يكي از موارد شايعي است كه سخنان ناشايست و طعنهآميزي را از سوي شهروندان به دنبال دارد، استفاده از عباراتي همچون «آقا مگه كوري؟!» عامل جر و بحثهاي طولاني در فضاهاي عمومي ميشود، در حالي كه با كاربرد عبارات دوستانه و مؤدبانه ميتوان بيتوجهي افراد را نسبت به رعايت حقوق شهروندي به طرزي اثرگذار به آنها تذكر داد.
وضعيت اقتصادي و معيشتي
شرايط اقتصادي و وضعيت معيشتي هر جامعه نيز در نحوه برخورد و شيوه محاوره مردم با يكديگر تأثيرگذار است. در مواردي نيز كه افراد مجال اعتراض و درگيري مستقيم را نمييابند به حربه زبان طعنه و كنايه متوسل ميشوند تا از بار فشار و استرسي كه برگرده شان سنگيني ميكند بكاهند.
با توجه به موارد مطرح شده، به طور كلي ميتوان گفت با دفع افكار منفي و آزار دهنده، افزايش آستانه تحمل در روابط اجتماعي به واسطه دستيابي به شناخت صحيح و كافي از افراد و مسائل پيرامون و همچنين كسب مهارتهاي ارتباطي در زندگي ميتوان نخستين گامها را در جهت تصحيح رفتار و گفتار اجتماعي برداشت.
دور از انتظار نيست كه تحكيم پيوندهاي خانوادگي و دوستانه نيز عامل مهمي در رواج و تثبيت شيوههاي گفتاري مناسب و خوشايند خواهد بود و در مقابل روابط سست و شكننده در اين زمينه منجر به ايجاد تغييرات فرهنگي نامأنوس و نابهنجار در ساختار زبان ميگردد. اين مسئله را نيز نبايد از نظر دور داشت كه گفت و شنود صميمانه و هم انديشي در رفع سوء برداشتها به جاي حرف زدن با زبان نيش و كنايه و پافشاري بر عقايد خود را بايد به عنوان يك عادت رفتاري پسنديده مورد توجه قرار داد.