
به گفته دكتر محمداسماعيل مطلق، ۸ ميليون جوان آماده به ازدواج هستند در حالي كه ميانگين سن ازدواج از ۲۱ سالگي به ۲۷ سالگي رسيده است.
خانوادههاي ايراني سه نفره شدهاند شيوع پديده تكفرزندي با تمام تبعات فردي و اجتماعياش معلولي از بالا رفتن سن ازدواج است. رئيس دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، ضمن هشدار نسبت به اختلالات رفتاري در خانوادههاي تكفرزندي ميگويد: بررسيها نشان ميدهد اختلالات رفتاري در فرزندان خانوادههاي تكفرزندي بيشتر است. وي با تأكيد بر افزايش پديده تكفرزندي در خانوادهها ميافزايد: سنين باروري كشور نيز ۸ تا ۱۰ سال افزايش يافته است.
تكفرزندي در سايه بالا رفتن سن ازدواج شايد تا يك دهه پيش ۲۷ سالگي سني بود كه نه فقط افراد دوران تأهل را تجربه ميكردند بلكه يكي دو تا بچه قد و نيم قد هم دور و برشان را گرفته بود و صداي فرياد و شادي بچهها، موسيقي متن بيشتر مهمانيها بود. در حال حاضر اما بنا به اعلام رئيس دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت ۲۷ سالگي ميانگين سن ازدواج جوانان كشور ماست. به گفته مطلق اين در حالي است كه در گذشته ميانگين سن ازدواج ۲۱ سالگي بود. علاوه بر اين، زوجهاي جوان اغلب ترجيح ميدهند چند سالي امر فرزندآوري را به تعويق بيندازند.
شايد از همين روست كه تكفرزندي به پديده غالب كشور تبديل شده است زيرا بهترين سن باروري در زنان ۲۵ سالگي است و از نظر بهداشتي با بالا رفتن سن، شانس داشتن فرزند سالم كاهش مييابد و باروري با ريسكهاي بيشتري مواجه ميشود اما تك فرزندي از منظر سلامت و بهداشت روان فرد و خانواده پذيرفته نيست. رئيس دفتر سلامت جمعيت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت نيز يكي از مخالفان تك فرزندي است. به گفته وي، كشورهاي غربي هم به اين نتيجه رسيدهاند كه تكفرزندي خوب نيست. مطلق ميافزايد: با توجه به نگرانيهايي كه در زمينه تكفرزندي و همچنين بيماريهاي رفتاري و اجتماعي ناشي از آن داريم، بررسي جدي در حال انجام است كه در آينده نزديك نتايج آن را اعلام ميكنيم.
اين همه مانع! بالا رفتن سن ازدواج عوارض متعدد و جبرانناپذيري را بر اجتماع تحميل ميكند اما اين پديده خود دلايل متعدد اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي دارد؛ موانعي كه ميطلبد تا هم دولت و هم خود مردم براي رفع آن عزم خود را جزم كنند. تجملگرايي و هزينههاي سرسامآور جهيزيه و مراسم عروسي يكي از عوامل بالا رفتن سن ازدواج است، عاملي كه اگرچه به ظاهر اقتصادي است اما ريشههاي فرهنگي دارد و گوشزد ميكند؛«سبك زندگي» مردم كشورمان در حال تغيير است. مهريههاي بالا و ريخت و پاشهاي مرسوم در ازدواجهاي امروزي نتيجهاي جز بالا رفتن سن ازدواج و تبعات ناشي از آن نداشته است. انگار در سايه بيتوجهي دولت و نهادهاي فرهنگي براي فراهم آوردن زمينههاي ازدواج «آسان، بههنگام و پايدار»، زندگي مشترك را به رويايي دستنيافتني براي ۸ ميليون جوان ايراني بدل نموده است.
«توكل » اصليترين ركن آغاز زندگي چالشهاي اقتصادي موجود در جامعه غيرقابلانكار است اما بسياري از اين مسائل در ذيل بيتوجهي به ارزشهاي مذهبي و ملي بهوجود ميآيد. پدران و مادران ما نيز در هنگام ازدواج نه جهيزيه آنچناني داشتند و نه خانه و ماشين اما «توكل » و اميد برايشان دستمايه آغاز راهي مشترك بود و با اين توشه توانستند به سرانجام برسند. اينها ارزشهايي است كه احياي آن ميتواند شاهكليد گشوده شدن بسياري از بنبستهاي جامعه باشد.