امريكاييها ميگويند طرفدار دموكراسي و حقوق بشر هستيم، لكن در بحرين، در حالي كه اكثريت قريب به اتفاق مردم براي تعيين سرنوشت خود، در برابر آل خليفه قيام كردهاند، نه تنها بر اين صحنه چشم پوشيده، بلكه با كمك به آل خليفه، در جنايات ضدبشري در اين كشور سهيم هستند.
در نقطه مقابل اين رفتار، توطئه امريكا در كشتار مردم سوريه با حمايت از تروريستها مشاهده ميشود. از نظر امريكاييهاي مدعي دموكراسي و حقوق بشر، بشار اسد بايد برود چون نوكري آنها را نميكند.
لكن آل خليفه بايد بماند، چون نوكر حلقه به گوش آنها و صهيونيستها ميباشد.
يكي از جمله ميليونها دروغ بزرگ دولتمردان امريكا طي ۳۳ سال گذشته، ادعاي آنها در دوست داشتن ملت ايران است. امريكاييها، طي سالهاي پس از انقلاب، به طرق مختلف اين ادعا را بيان داشتهاند كه مشكلشان با حكومت ايران بوده و با مردم ايران نه تنها مشكلي ندارند، بلكه دوستدار ايرانيان نيز هستند!
رؤساي جمهور امريكا عمدتاً در سالهاي گذشته، به مناسبت نوروز و آغاز سال جديد شمسي در ايران، براي ايرانيان پيام تبريك ارسال كرده و آرزوي موفقيت نمودهاند! دولتمردان ايالات متحده، با اين نوع رفتار، به دنبال القاي اين پيام بودهاند كه ما اساساً در دنيا طرفدار مردم و حقوق بشر هستيم و اگر با دولتها و حكومتهايي مخالفت داريم، به خاطر خصلت ضدمردمي آن حكومتها است.
در سالهاي اخير، غرب و خصوصاً ايالات متحده كه هيچ بهرهاي از توطئهها و شيطنتهاي خود عليه انقلاب اسلامي، نظام جمهوري اسلامي و ملت قهرمان ايران نبرده، بر موضوع جنگ اقتصادي و تشديد تحريمها عليه ملت ايران تمركز پيدا كرده است. در چند سال اخير، غربيها از طريق صدور قطعنامه و يا از طريق تحريم يكجانبه، به تحريم بانكهاي ايراني و شركتهاي ايراني اقدام نموده و مدتي است كه موضوع تحريم نفتي و تحريم بانك مركزي را دنبال ميكنند. نكته جالب در اين صحنه، اظهارات مقامات امريكايي است، مبني بر اينكه، هدف تحريمها دولت ايران بوده و ما به دنبال فشار بر مردم ايران نيستيم!
آيا امريكاييها راست ميگويند و درصدد اعمال فشار به مردم نبودهاند، يا اينكه آن هم يكي از آن دروغهاي بزرگ و شاخدار آنهاست؟
براي روشن شدن ماهيت اين ادعا، بايد ديد هدف از اعمال فشارها، تهديدها و تحريمها چيست؟ آنچه مسلم است، موضوع به فعاليتهاي هستهاي برميگردد. غرب ميگويد ايران نبايد داراي چرخه سوخت و فعاليتهاي هستهاي باشد. تمام اين فشارها، براي آن است تا ايران را وادار به عقبنشيني و توقف فعاليتهاي هستهاياش بنمايند. گرچه در صورت توقف فعاليتهاي هستهاي ايران، آنها فشارها را براي خواستههاي ديگرشان تداوم خواهند بخشيد، لكن اكنون بر فعاليتهاي هستهاي ايران تمركز دارند. اگر به سال ۱۳۸۲ برگرديم، امريكاييها در آن سال، اينگونه تبليغ ميكردند كه در ايران، يك اقليت در دولت به دنبال سلاحهاي هستهاي بوده و اكثر مردم نيز با اين اقليت مخالف هستند! آنها با چنين تحليلي، فشارها را بر ايران اعمال نمودند، تا شايد در متوقف ساختن فعاليتهاي هستهاي كشورمان موفق شوند.
گذر زمان نشان داد اين ملت ايران است كه حقوق هستهاياش را از دولت مطالبه كرده و اكنون كه ايران يك كشور هستهاي شده، ايرانيان اين دستاورد بزرگ را نماد عزت ملي ميدانند. امروز هر ايراني به خود ميبالد كه به رغم فشارها، تهديدها و كارشكنيها، ايران وارد باشگاه هستهاي جهان شده و داراي چرخه سوخت ميباشد.
براي غرب پذيرفتني نيست كه يك ملت خارج از اراده آنها، اينگونه پيشرفت نمايد و به الگويي براي ديگران خصوصاً مسلمانان بهپا خاسته تبديل گردد. اينك، عزت ملي و غرور ملي ناشي از هستهاي شدن، سرمايه بزرگي براي دولت و ملت ايران است تا در پرتو آن، به حركت رو به جلوي خود براي رسيدن به قلهها شتاب بخشند.
در اين شرايط است كه امريكاييها، موضوع تشديد تحريمها را به همراه متحدان اروپايي خود، در سطح بالاتري مطرح و دنبال ميكنند تا شايد بتوانند به هدفي دست يابند؟ آن هدف چيست؟ آن هدف به ستوه آوردن ملت ايران، از طريق در تنگنا قرار دادن معيشت و زندگي روزمره آنان است. آري، غربيها از طريق تحريمها و تشديد آن، مردم ايران و معيشت آنان را هدفگيري كردهاند. دليل آن هم روشن است.
غرب در ايران، با يك ملت روبهرو شده و اين ملت طي ۳۳ سال گذشته، عامل شكست تمامي سياستهاي آنان بوده است. غربيها، اكنون از يك طرف با تشديد تحريمها، ميخواهند از ملت ايران انتقام بگيرند و از طرف ديگر ميخواهند به ملت ايرن بفهمانند كه آن انرژي هستهاي كه تصور ميكردند عامل عزت ملي و غرور آنها شده، اكنون عامل اصلي اين مشكلات و تنگناهاي اقتصادي و معيشتي آنها گشته و اگر ميخواهند از اين وضع رهايي يافته و زندگي روزمرهشان بهبود يابد، بايد دولت خود را براي عقبنشيني در برابر غرب و پذيرش خواستههاي ۱+۵ در مذاكرات، تحت فشار قرار دهند.
آيا اين اتفاق رخ خواهد داد؟ آيا مردم ايران با قرار گرفتن در تنگناها و سختيها، به راحتي از عزت خود، استقلال خود، پيشرفتهاي خود و آينده سراسر افتخار خود چشم ميپوشند تا اندكي از بار فشارهاي اقتصادي بر خود بكاهند؟ كساني كه مردم ايران را ميشناسند، پاسخ برايشان روشن است. ايران مردمي بصير، آگاه و هوشمند دارد و اگر مردم ايران قرار بود با اين بادها بلرزند، اساساً انقلاب نميكردند.
اگر مردم ايران قرار بود دنبال رفاه و دنيايشان باشند، هشت سال جنگ تحميلي را به دفاع مقدس تبديل نميكردند. و اگر ...
بنابراين بايد گفت يك بار ديگر دشمنان در برآوردهاي خود از ملت ايران، دچار اشتباه محاسباتي شدهاند زيرا پس از ۳۳ سال هنوز ملت مسلمان، انقلابي و ولايي ايران را نشناختهاند. ماه رمضان در پيش است. دشمن به رفتار ملت ايران در اين ماه خدا، به ويژه در شبهاي قدرش نظري افكند، شايد متوجه باشد كه فشار بر ملت ايران، چيزي جز مشت بر سندان كوبيدن نيست.