هدف اعلام شده براي اين اجلاس جلب سرمايه خارجي در افغانستان به ويژه در زمينههاي رو به رشدي مثل معدن، هيدروكربنها، مخابرات، كشاورزي، خدمات بهداشتي و آموزش و پرورش بود.
ميتوان گفت كه اين اجلاس نخستين نشست عمدهاي است كه يك كشور همسايه به ابتكار خود و نه از سوي نهادهاي بينالمللي در انجام آن پيشقدم شد هر چند كه پيش از اين و در نوامبر ۲۰۰۶، دهلي نو ميزبان اجلاس بينالمللي در مورد افغانستان بود كه به نام دومين كنفرانس همكاري اقتصادي منطقهاي برگزار شد.
مقامات هند در اين اجلاس اخير علاوه بر نمايندگاني از كشورهاي منطقهاي و فرامنطقهاي سعي كردند تا نمايندگان شركتهاي هندي و كشورهاي آسيايي، اروپايي و امريكايي را در اين اجلاس وارد كنند كه نمايندگان دو نهاد مهم مالي به نام بانك جهاني و بانك توسعه آسيا در ميان آنها بودند.
چالشهاي موجود در افغانستان نخستين نكته قابل توجه اين است كه زماني اجلاس برگزار شد كه افغانستان با دو چالش اساسي در زمينههاي امنيت و توسعه روبهرو است. بايد توجه داشت كه چشمانداز فعلي افغانستان به لحاظ امنيتي چندان مشخص نيست و حتي نسبت به يك دهه گذشته وضعيت بسيار نامطمئنتري دارد.
يك دليل عمده در اين است كه سرنوشت هر طرح و پروژهاي در افغانستان به نحوي به جدول زماني خروج نيروهاي ائتلاف از افغانستان در ۲۰۱۴ گره خورده، چراكه صاحبان اين پروژهها نميدانند بعد از اين تاريخ افغانستان چه وضعيتي خواهد داشت.
حتي اگر تعدادي از اين نيروها بعد از ۲۰۱۴ نيز در افغانستان باقي بمانند باز باعث نميشود تا اطميناني براي شركتهاي حاضر در افغانستان ايجاد شود. انتقال تدريجي قدرت بر اساس توافق جولاي ۲۰۱۱ از مدتي پيش شروع شده و در حال حاضر نيروهاي افغاني در برخي از استانها و شهرهاي اين كشور به جاي نيروهاي ائتلاف مستقر شدهاند و قرار است تا اين برنامه تا ۲۰۱۴ كامل شود.
با وجود تداوم اين برنامه اما باز مسئله قابل طرح توان اين نيروها در حفظ نظم و ثبات افغانستان است و اينكه آيا آنان خواهند توانست بعد از خروج نيروهاي ائتلاف امنيت را در اين كشور تضمين كنند؟ اين مسئلهاي است كه كسي نميتواند با اطمينان خاطر پاسخ مثبتي به آن بدهد. با وجود آن كه نقش نيروهاي افغان در مبارزه با گروههاي ستيزهجو در مدت اخير پررنگتر شده اما بايد توجه داشت كه هنوز بدون كمكهاي مؤثر نيروهاي ائتلاف، آنان نميتوانند مقابل حملات اين گروهها به طور كامل بايستند تا آن كه تضميني روشن براي حفظ امنيت باشند.
خواه ناخواه چالش امنيتي بر اجلاسهايي نظير اين اجلاس سايه انداخته به صورتي يكي از موضوعات اصلي در اين دست اجلاسها چگونگي تداوم فعاليتهاي اقتصادي در شرايط بيثباتي امنيتي است. چالش توسعه اقتصادي موضوع ديگري است كه به اندازه چالش امنيتي در افغانستان اهميت دارد. بايد توجه داشت كه با ادامه بحران اقتصادي موجود در غرب به ميزان قابل توجهي از توان اقتصادي غرب براي پشتيباني مالي از توسعه اقتصادي در افغانستان كاسته شده و همين امر باعث شده تا منابع مالي براي پروژههاي اكتشافي در افغانستان نسبت به يك دهه گذشته كاسته شود.
بنابر گزارش بانك جهاني، كمكهاي مالي به افغانستان از ۲۰۱۱ تا كنون بالغ بر ۱۶ ميليارد دلار بوده و به نظر ميرسد كه كاهش كمكها به نحو چشمگيري بر اجراي پروژههاي اقتصادي و بازار اشتغال تاثير بگذارد به نحوي كه بانك توسعه آسيا پيشبيني كرده تا پايان ۲۰۱۴ و تكميل برنامه خروج نيروهاي ائتلاف، افغانستان شاهد كاهش رشد اقتصادي خود به ميزان ۲ تا ۳ درصد خواهد بود.
اهميت استراتژيك افغانستان با وجود اين چالشها براي سرمايه گذاري در افغانستان اما هند با برگزاري اين اجلاس نشان داد كه افغانستان را در وراي چالشهاي موجود مينگرد تا آن حد كه اين كشور از اهميت استراتژيكي براي هند برخوردار است.
يك وجه اهميت استراتژيك افغانستان در قالب ديرينه رقابت بين هند و پاكستان قابل تعريف است.
هند سعي ميكند با حضور شركتهاي خود در افغانستان و سرمايهگذاري در زمينههاي مختلف اين كشور حضور خود را در آن چنان پررنگ كند كه رقيب ديرينهاش نتواند از افغانستان به عنوان عقبه تقابل خود با هند استفاده كند. جداي از اين قالب سنتي، وجوه ديگري نيز مد نظر هند است كه افغانستان نقش استراتژيكي در آنها دارد. در وهله نخست، سرمايهگذاري در زيرساختهاي افغانستان به معناي همكاريهاي بلند مدت هند با اين كشور است و هند اميدوار است تا به اين وسيله بتواند يك حضور طولاني در اين كشور داشته باشد.
وجه ديگر در موقعيت ژئوپوليتيك افغانستان است. بنابر اين موقعيت، هند با سرمايهگذاري در اين كشور به دنبال دسترسي به بازارهاي گستردهتري است كه آسياي ميانه، ايران و كشورهاي عربي از جمله آنها است. در اين صورت، افغانستان براي اهداف بلندمدت هند به منزله شاهراهي است كه دهلي به واسطه آن ميتواند تجارت خود را به حوزههاي گستردهاي توسعه دهد. گفته شده كه هند از طريق اين شاهراه قادر خواهد بود تا ۲۰۱۵ منفعتي در حدود ۵۰۰ ميليارد دلار كسب كند.
چندي است كه از افغانستان به عنوان كانون جاده ابريشم جديد ياد ميشود به اين معنا كه محور شبكه ارتباطي بين آسياي جنوبي و مركزي است. اين موضوعي است كه هند به آن توجه دارد و سعي ميكند تا از هماكنون جايي براي خود در اين محور ايجاد كند.
بنابر اين وجوه است كه دهلي با وجود چالشهاي موجود در افغانستان، اين اجلاس را ترتيب داده تا آن كه گام بلند خود براي دستيابي به اهداف استراتژيك در افغانستان را بردارد.