دومين نامه يا بهتر است گفت دومين اخطار هم به دست كميته ملي المپيك رسيد تا جدي بودن خطر تعليق بيش از پيش آشكار شود. خطري كه با اولين بركناري، بارها و بارها به آن تأكيد شد اما نتوانست مسئولان وزارت ورزش را متقاعد كند.
پر واضح بود كه دخالتهاي مستقيم وزارت در بركناري رؤساي فدراسيون و انتصاب افراد نزديك به دولت، دست آخر منجر به تعليق ورزش ميشود. اما وزارت ورزش دانسته يا ندانسته، بر ادامه روندي كه در پيش گرفته بود اصرار ورزيد تا دومين نامه نيز از سوي IOC به دست مسئولان كميته ملي المپيك رسيد. نامهاي كه اين بار انكار و تكذيب آن امكان پذير نبود و باعث دور هم جمع شدن مسئولان شد.
ورزشكاران زيادي طي ماهها و حتي سالها تلاش توانستهاند سهميه حضور در المپيك را كسب كنند تا بتوانند نام و پرچم ايران را در اين مسابقات فرياد زده و به اهتزاز درآورند. اما امروز، ندانمكاريهاي وزارت ورزش كه به آن اصرار هم داشت، باعث ايجاد نگراني در بين ورزشكاران المپيكي شده است. نگراني از اينكه آيا آنها ميتوانند با پرچم ايران راهي المپيك لندن شوند يا به واسطه لجاجتهاي وزارت ورزش، بايد با پرچم IOC در اين رقابتها شركت كنند.
حرف IOC اين است كه هيچ انتخاباتي نبايد با فشار دولت انجام پذيرد. كميته ملي المپيك و فدراسيونهاي ورزشي بايد بر اساس اساسنامه خود اداره شوند كه اين اساسنامه نيز به وسيله مجموعه اصلي نوشته شده باشد. اين اساسنامهها نيز بايد با توجه به قوانين بينالمللي ورزشي كه قابل استناد باشد نوشته شوند و از هر گونه دخالت دولت دور باشند و اگر چنين اصول اوليهاي رعايت نشوند، كشور متخلف تعليق ميشود. نظير اتفاقي كه براي عراق افتاد و اين قانوني است كه سالها پيش تدوين شده و چيزي نيست كه ديروز وامروز و براي مجادله با ايران تصويب شده باشد.
البته در اينكه كشورهاي اروپايي و غربي، آماده مخالفت با ايران و ايجاد مشكل براي آن هستند، هيچ شك و حرفي نيست. اما مسئله اينجاست كه چرا عباسي به عنوان متولي ورزش بايد در آستانه رقابتهاي مهمي چون المپيك، مخالفان را در راه رسيدن به هدفشان ياري كند.
مسئولان وزارت ورزش، امروز در توجيه اشتباهاتشان، دشمنيهاي ايران وغرب را پيش ميكشند؛ مسئلهاي كه آنقدر واضح است كه نيازي به توضيح و تفسير آن نيست.
اما سؤال اينجاست كه با توجه به اين مسئله روشن و آگاهي از آن، اين انتصابها و بركناريها لازم بود؟بركناريهايي كه اگر براي IOC محرز شود، باعث ميشود كاروان المپيك ايران بدون پرچم كشور عزيزمان راهي لندن شود و بايد درالمپيك ۲۰۱۲ با پرچم المپيك رژه رفته و در صورت كسب مدال هم شاهد به اهتزاز در آمدن اين پرچم باشد.
با اين وجود هنوز وزارت زير بار نرفته و مسئوليت كاري را كه كرده گردن نگرفته و هنوز هم شاهد تكذيب هايي از سوي مسئولان و روابط عمومي آن هستيم. در حالي كه برگزاري جلسههاي فوري و محرمانه علي آبادي و عباسي، نميتواند دليل ديگري داشته باشد جز حلوفصل اين مشكل. مشكلي كه خود كرده است و شايد تدبيري نداشته باشد.
اما آيا آقاي وزير هنوز هم نميخواهد بپذيرد كه لجاجتهايش براي بركناري رؤساي فدراسيونها ميتواند ورزش ايران را تعليق كند ؟
البته انتظار عذرخواهي از مردم نميرود. چراكه چنين مسئلهاي در ايران مرسوم نيست و دور از تصور است. اما حداقل انتظاري كه ميرود، مسدود شدن اين بيراهه است؛ بيراههاي كه زنگ خطر تعليق را پر صداتر از هرزمان ديگري به صدا درآورده است!به طوري كه حال گوش سنگين برخي مسئولان هم اين صدا را شنيده است.