
دوره ما (این جملات را از قول قدیمیترها میگویم) وقتی حرف از بازی میزدند منظورشان «هفت سنگ» بود و «یه قل دو قل» و «فوتبال دستی»، این اواخر هم «آتاری» اضافه شده بود. اما این روزها وقتی صحبت از بازی میشود ناخودآگاه بازیهای رایانهای را به یاد میآوریم. از ورود اینطور بازیها به کشورمان و پذیرفتن آنها توسط جوانان زمان خیلی زیادی نمیگذرد.
دکتر ابوالفضل ذوالفقاری، عضو هیئتعلمی دانشگاه شاهد معتقد است که «بازیهای رایانهای وارد شده به کشور جزئی از فرهنگ غرب محسوب میشوند و با غربی سازی کشورهای جهان وارد ایران شدند. به همان شکلی که هر جامعهای ممکن است یک پذیرش فرهنگی با مراتب مختلف نسبت به فرهنگ غرب داشته باشد، به همان نسبت تکنولوژی آنها را نیز میپذیرد. در مورد جامعه خودمان باید گفت به همان مقدار که فرهنگ غرب را پذیرفتهایم، نسبت به بازیهای رایانهای نیز پذیرش داشتهایم.»
بازی کردن را همه دوست دارند ولی نمیشود به هرچیزی به چشم یک بازی صرف نگاه کرد. به دم شیر هم به عنوان یک ابزار بازی میتوانیم نگاه کنیم اما به قول معروف «بازی بازی، با دم شیر هم بازی!» ذوالفقاری میگوید: «این مسئله را نمیشود کتمان کرد که بازیهای رایانهای مثل خیلی از تولیدات دیگر تکنولوژی غرب چون بر اساس میل به لذتجویی و قدرتطلبی و البته با انگیزههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی طراحی شدهاند، طبیعتاً جذابیت دارند.» پس با هرچیز جذابی مانند یک بازی خوب نمیتوان برخورد کرد، وگرنه بازی کردن همان و دریده شدن همان!
شاید برای ما یک غذای خوشمزه و البته با اندازه مخصوصی از پروتئین و چربی و کلسترول کافی خیلی مهم باشد اما به غذایی که از طریق بازی داریم به روح خود میخورانیم، توجهی نداریم. گاهی آنچنان رنگ و شکل این بازیها ما را مجذوب میکند که از فرهنگ غلطی که دارند برای ما جا میاندازند غافل میشویم. این استاد دانشگاه در مورد تهاجمهای فرهنگ امریکایی به کشورها میگوید: «جذابیتهای بصری موجود در بازیهای رایانهای، شبیه همان جذابیتهایی است که در فیلمسازی غربیها وجود دارد. کشوری مثل فرانسه که سعی دارد فرهنگ و زبان ملی خود را در مقابل تهاجمها حفظ کند، بازهم تحتتأثير فرهنگ امریکایی است. دلیل رفتن جوانان به سمت این بازیها وجود جذابیتهای نهفته در آنان است؛ از جمله میل به قدرتطلبی که در آدمها وجود دارد و توسط این بازیها به بهترین شکل ساختار مییابد.»
دعوت به امور غیراخلاقی در بسیاری از این بازیها آشکار است و اگرچه در برخی دیگر از آنها جنبه علنی ندارد ولی از آن نترسیم که های و هوی دارد! اتفاقاً اگر قرار بود آشکارا تبلیغ مسائل ضداخلاق شود مشتری زیادی نمیتوانستند جذب کنند اما « اساس این بازیها بر تحریک حس لذت خواهی است. به قول نیچه اراده معطوف به قدرت در این بازیها نمایان است که از ویژگیهای جوامع مدرن محسوب میشود. اراده مستولی شدن بر وجود موجود در اکثر این بازیها دیده میشود.» بعد از بازشدن پای نیچه به بحث بازیهای رایانهای باید متوجه باشیم که نه تنها این بازیها محصول یک اتفاق نیستند بلکه دارای سیر فلسفی نیز هستند.
البته دکتر ذوالفقاری تأكيد میکند: «تمام این بازیها منفی نیستند. بعضی از این بازیها قابلیت هوشی و خلاقیتهای افراد را افزایش میدهند، مثل بازیهایی که در ارتباط با فوتبال است یا سایر بازیهایی که مربوط به هوش میشود. اینها را باید استثنا کرد و جنبههای مثبت شان را نباید نادیده گرفت.»
نکته مهم دیگر این است که چرا ما تا الان به سنگرهای دشمن ضربههای اساسی وارد نکردهایم؟ پاسخ را باید در اینجا جست: «با وجود ساخت بازیهای همسو با فرهنگ اسلامی - ایرانی خودمان، به چند دلیل هنوز باید بیشتر تلاش کنیم. نخست اینکه بازیهای ما از نظر کیفی، جذابیتهای بصری، گرافیکی و سایر ویژگیهای فنی که در رقبا وجود دارد خیلی وقتها کیفیت کمتری دارند. هرچند بنا به گفته محمدرضا مخبردزفولی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تا حالا ۱۴۰ بازی با رویکرد اسلامی و ایرانی ساختهایم اما در مقایسه با سیل و تعدد بازیهای ساخته شده غربی اصلاً کافی نیست. از لحاظ هزینهای هم لوحهای فشرده بازیهای ساخت داخل بسیار گرانتر از مدلهای مشابه خارجی به فروش میرسند.»
حالا که بحث به وجود سیل بازیهای رایانهای رسید باید فکری برای ساخت سدی در برابر این سیل کرد. اما واقعاً با وجود دنیای مجازی میشود سد مستحکمی ساخت: «ما نمیتوانیم به صورت کامل جلوی امر واردات بازیها را بگیریم، البته چه در زمینه فیلم و چه بازی، ارادهای برای جلوگیری از ورود جنبههای منفی فناوری غرب به کشور هست ولی این امری ناممکن است چون از طرق مختلف مثل دانلود اینترنتی و تکثیر غیرمجاز، بازیها وارد بازار میشوند.»
بعضی فیلمها و سریالها آنقدر ماندگار هستند که همه جا (حتی اینجا) باید یادی از آنها کرد. دکتر ابوالفضل ذوالفقاری میگوید: «برای اینکه بحث جبهه بازیهای ما در برابر کشورهای غربی مشخص شود، در عالم فیلمسازی که برای اغلب مردم فضای روشن تری دارد مثال میزنم. آثار فاخری در این زمینه داشتیم که تأثیراتی در سایر کشورها نیز داشته است مثل فیلم «یوسف پیامبر» که بُرد فراملی نیز داشت. اگر بخواهیم بازی همپایه اینطور فیلمها بسازیم دولت به تنهایی کاری از پیش نخواهد برد. این امر نیاز به هوش و خلاقیت جوانان ایرانی، سرمایهگذاری و بهکارگیری نیروهای متخصص دارد.»
هرچند بدون شک در این زمینه ضعفهای عمدهای داریم اما از آنجا که هر دردی، درمانی دارد راهکار این درد نیز این است که اگر «هوش و خلاقیت جوانان ایرانی که اتفاقاً در زمینه کامپیوتر و برنامهنویسی خیلی حرف برای گفتن دارند را در این راه بهکار بگیریم میتوانیم موفق باشیم.»
این استاد دانشگاه، فرهنگسازی را مؤثرترین امر در انتخاب بازی مناسب برای افراد میداند و بیان میدارد که: «ما باید نوعی مصونسازی در خانوادهها انجام بدهیم. سرمایهگذاری ما باید غالباً روی خانوادهها باشد که به نوعی فرزندان خود را مدیریت فرهنگی کنند تا جنبههای آسیب شناختی بازیهای رایانهای کمتر گردد. مصون سازی باید در ذهن بچههای ما صورت بگیرد و درونی شود.»
خیلی تلاش کردیم در این مبحث فرهنگی، وارد مباحث دیگر، از جمله ورزش نشویم اما تقارن فرخنده (!) یورو ۲۰۱۲ با نگارش این متن موجب شد که به رابطه فوتبال و بازیهای رایانهای نیز توجه کنیم. «اگر عرصه بازیهای رایانهای را در کل دنیا شبیه یک زمین فوتبال در نظر بگیریم، تیم ما به شدت در حال دفاع است و مسئولیتها همه به گردن دولت افتاده است و ما مردم فکر میکنیم که دولت با ساختن یک مؤسسهای که چند بازی تولید میکند، میتواند جلوی هجوم آنها را بگیرد! از سوی دیگر، ما باید حمله هم داشته باشیم اگر میخواهیم به گل برسیم».
بعد از آنالیز تیم در بازیهای اولیه، متوجه شدیم که «فقط دولت از دروازه محافظت میکند و دفاعهای ما هم -که همان مردم هستند- بیحرکت ایستادهاند! طبیعی است که در این حالت این امکان وجود دارد که گلهای زیادی بخوریم!» بنابراین، باید با مدیریت کارآمد و دعوت از سرمربیان جوان برای تیم بازیهای رایانهای، ضعف را در بازیهای بعدی جبران کنیم.