کد خبر: 473699
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
چرا فكر مي‌كنيد مردم فلسطين در يك تراژدي بزرگ و دروغ آشكار براي صهيونيست‌ها، در چند دهه گذشته مظلوم واقع شده‌اند و هر روز با شكنجه و ترور رسمي و دولتي و تحقير و انواع نمادهاي ضدانساني در شرايط مرگ تدريجي و يك زندان بزرگ قرار دارند؟ چرا فكر مي‌كنيد انقلاب و بيداري مردم منطقه با انواع فريب و نيرنگ و سركوب و طرح‌هاي گوناگون در مسير حفظ ديكتاتوري با چهره‌هاي جديد، مظلوم هستند؟ چرا فكر مي‌كنيد كه مردم ايران طي سي و سه سال گذشته با انواع تحريم و فشار و تهديد بايد تاوان استقلال و آزادي خود را بپردازند و مظلومانه از حقوق خود دفاع كنند؟ 

مسئله فراتر از اينهاست و امروز جلادها و تروريست‌ها، صاحبان نظريه‌هاي رئاليستي در روابط بين‌المللي كه قدرت و جنگ امروزي را براي ايجاد صلح و ثبات ضروري مي‌دانند، براي حفظ منافع استعماري و براي امنيت و آرامش متكبرانه، كشتار ديگر ملت‌ها و حتي انديشه هاي ديگران را مجاز مي‌دانند، مدال مي‌گيرند و جايزه صلح دريافت مي‌كنند. 

چقدر تأمل برانگيز است كه اوباما پس از كشتار يك‌ميليون نفر در عراق و افغانستان و تعدادي فراتر از آن معلول و آسيب ديده، مدال آزادي را به يك دژخيم صهيونيست هديه مي‌كند و شيمون پرز را نماد صلح‌خواهي و انساني معرفي مي‌‌كند. 

البته پرز هم به كيسينجر به عنوان بزرگ‌ترين حامي صهيونيست‌ها در چند دهه گذشته كه حامي اسرائيل برتر و قدرتمند است بزرگ‌ترين مدال خود را تقديم مي‌كند و همه اين نمايش‌ها به عنوان آزادي و صلح و بشريت انجام مي‌شود. 

وقتي اوباما به پرز مدال آزادي مي‌دهد، همه مي‌فهمند كه او تا چه حد به حمايت صهيونيست‌ها براي كسب پيروزي در انتخابات دور دوم نيازمند است و قصد دارد ثابت كند كه تا چه ميزان به رژيم صهيونيستي وفادار است و زماني كه كيسينجر از دست پرز مدال دريافت مي‌كند، قصد دارد از يك استراتژيست كهنه‌كار كه چند دهه در سياست خارجي امريكا و يا مراكز تصميم‌ساز امريكا، حمايت از رژيم صهيونيستي را بر منافع ملي امريكا ترجيح داده، قدرداني و تأكيد كند كه اين حمايت در شرايط كنوني براي صهيونيست‌ها، چقدر حياتي است؟ 

حاصل اين نمايش‌ها و نمونه‌هاي قبلي كه سران صهيونيست به دريافت جايزه‌ صلح نوبل هم نايل مي‌شوند، اين است كه صلح و آزادي هم مظلوم هستند و چه كساني مظهر صلح و آزادي‌خواهي مي‌شوند و چه كساني از اين نمادها تقدير مي‌كنند. اين جهان وارونه براي لابي حاكم بر جهان، داراي منطق روشني است و آن را بديهي مي‌دانند ولي آنچه جاي تأسف دارد اين است كه قرباني و مقتول هم براي جلاد و قاتل خود پايكوبي ‌كنند و در بزم آنها حاضر شوند و جالب‌تر اينكه اين منطق وارونه را بپذيرند و آزادي و صلح و پيشرفت و اصلاحات را از آنها گدايي كنند. 

كار به جايي برسد كه در جنادريه براي كار فرهنگي و براندازي نظام در ايران از پادشاه عصر حجري پول و كمك دريافت كنند و يا در آغوش و در برنامه‌ و سناريوهاي لندن، پاريس و تل‌آويو و نيويورك، ناله‌هاي آزاديخواهي و اصلاحات را سر دهند. 

و روشنفكرهاي پاستوريزه‌اي با سرهاي زير برف، «نظريه تعامل» مي‌سازند و كتاب‌هاي خود را به نسل آينده هديه مي‌كنند و آنچنان سينه چاك يكي دو تا نشست مثل داووس و امثال آن شده‌اند كه سيستم سياسي كشور را يك «لوپ بسته» و ناكارآمد ارزيابي مي‌كنند تا نشان دهند جوامع غربي چقدر زرق و برق دارد. 

امروز مفاهيم انساني، صلح، آزادي، پيشرفت، اصلاحات و امثال آن هم مظلوم هستند و مظلوم‌تر اينكه قربانيان چنين نظام بين‌المللي و لابي حاكم جهاني، اين نظام و نمادها و چهره‌‌هاي آن را به عنوان حامي، در مسير تحقق خواسته‌هاي خود و براي ايجاد آزادي، صلح، ‌اصلاحات و مفاهيم انساني بدانند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار