درست مانند واژه «جانباز» كه حكايت يك كلمه يا يك لغت نيست، بلكه وقتي اين كلمه در كلام ميآيد و بر زبان جاري ميشود، يا حتي هنگامي كه در ميان سطور نگاشته شده بر مكتوبي ميدرخشد، نابترين تصاوير عشق و ايثار را بر ذهن مينشاند و عقل حسابگر را به تعظيم وا ميدارد.
جانبازي از ريشه جان باختن ميآيد، اينجا اما از دست دادن جان بيهوده و بيهدف نيست؛ بازي با جان در ازاي به دست آوردن هدفي والاست. جانبازي مترادف با ايثار و از خود گذشتگي است. اينكه تو با تمام وجود با عقل و درايت و علم به آنچه در فراسوي اين راه در انتظارت نشسته است، به دل حادثه بزني و جانت، تنها عامل حيات و زندگيات را بر كف گرفته و در مسير عبور از باور، دينت را ادا كني.
جانبازي اگرچه خود يك فرهنگ است، اما نام جانباز با كربلا و فرهنگ عاشورا گره خورده است؛ فرهنگ جاودانهاي كه تاريخ بشريت به ارزشهاي جاري در آن افتخار ميكند و عزت، آزادي، استقلال و اقتدار هر ملتي كه قطرهاي از بيكران عاشورا را دريافتند، در التزام به فرهنگ عاشورا گره خورده است. جانبازي براي مردم ما نيز واژهاي بيگانه نيست.
۸ سال دفاع مقدس فرصتي براي سنجيدن خلوص عيار مردمي بود كه سالهاي سال عاشقانه در زير هر پرچمي كه ياد و نشاني از سالار شهيدان امام حسين (ع) و سردار عطشان كربلا ابوالفضل العباس(ع) داشت، بر سر و سينه ميزدند و اظهار عشق و ارادت ميكردند. جنگ تحميلي محكي براي اين همه عشق و ارادت بود و چه خوش درخشيدند اين عاشقان، حسين وار و ابوالفضلوار چشم و دست و پا و سر دادند و ايستادند تا پرچم ايران اسلامي، استوارتر از هميشه بر فراز قلههاي افتخار تكيه زند.
امروز هر چند افتخار داريم تا در ميان نفسهاي نيمهكارهاي كه به سختي از روزن سينههاي خسته و زخمي جانبازان هشت سال دفاع مقدس بيرون بيايد، نفس بكشيم و به حرمت دعاي نمازهاي محرمانه نيمه شب اين شيردلان خستگيناپذير، از سد كينهجويي بدخواهان عبور ميكنيم، اما گذر زمان عزمش را جزم كرده است تا اين ايثارهاي مجسم و اين نفسهاي پر بركت را از ميان ما ببرد.
اين در حالي است كه حضور ارزشمند جانبازان تداعيگر فرهنگ ايثار است و ما به چشم خود ديديم زماني كه دستهامان خالي بود، همين فرهنگ ايثار چگونه در برابر هجوم هماهنگ شرق و غرب مرزهاي ايرانمان را آباد و آزاد نگه داشت.
جانبازان اما از ميان ما پر ميكشند، امروز يا فردا؛فرصت كوتاه است اما بايد بدانيم تا اين عاشقان مخلص در ميان ما حضور دارند، بهتر ميتوان فرهنگ ايثار و جانبازي را به نسل جوان منتقل كرد. فردا شايد اين مردان و زنان شيردل، براي آنهايي كه نديدهاند و تنها ميشنوند، قهرماناني افسانهاي باشند كه جايگاهشان دستنيافتني است.
فردا از جنس فاصله است؛ فاصله جوانان ايراني با قهرماناني كه همسايه، هم محله و در يك كلام از جنس خودشان بودهاند.