
روز گذشته پليس راهنمايي و رانندگي اعلام كرد: «طرح ويژه برخورد با استعمال دخانيات، خوردن و آشاميدن و پرتاب زباله از خودرو ممنوع است و جريمه دارد.» يكي از افتخارات هميشگي ما پشتوانه عظيم فرهنگي غني اسلامي- ايراني است. با وجود اين، شيوع برخي از رفتارهاي اجتماعي نادرست در جامعه سبب شده است فرهنگ عمومي آسيبپذير شود. در حالي كه ارتقاي اين ساختار يكي از مطالبات مقام معظم رهبري است و شايد لازم باشد متوليان فرهنگي جامعه از طريق برخي قوانين رشد فرهنگ عمومي را به سرانجام برسانند؛ درست مانند ممنوعيت خوردن، آشاميدن، سيگار كشيدن و پرتاب زباله از ماشين به سطح خيابان كه اگرچه قانوني جبري است اما ميتواند جامعه را به هدف نزديك كند.
پاگذاشتن روي فرهنگ عمومي شايد براي شما هم پيش آمده باشد كه پس از باز كردن بستهبندي خوراكي در كوچه و خيابان براي لحظهاي هم كه شده وسوسه شويد زباله آن را در سهلالوصولترين مكان ممكن يعني همانجا كه ايستادهايد بيندازيد و روي آن پاگذاشته و از آن محل عبور كنيد. يا در صف شلوغ نان و اتوبوس راهي پيدا كنيد تا بدون آنكه اعتراض ديگران را برانگيزد، خود را به جلو برسانيد و در وقت صرفهجويي نماييد. با تمام اينها اگر شما شاهد چنين صحنهاي باشيد، يا وقتي از كار فردي كه به راحتي آب دهان يا بينياش را روي سنگفرش خيابان مياندازد عبور كنيد، درباره شخصيت آن فرد چه قضاوتي خواهيد داشت؟
شك نكنيد كه بروز چنين رفتارهايي از سوي شما نيز ميتواند قضاوت مشابه افراد شاهد را برانگيزد.
ضدفرهنگها چگونه عمومي ميشوند اما يك سؤال، چرا گاهي چنين لكههايي را بر چهره درخشان و افتخارآميز فرهنگ عمومي جامعهمان مشاهده ميكنيم؟ محسن نصري، جامعهشناس و مدرس دانشگاه با اشاره به مفهوم گسترده فرهنگ عمومي در پاسخ به اين سؤال «جوان» ميگويد: اگرچه فرهنگ عمومي گسترهاي بسيار وسيع دارد و همه حوزههاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي را در برميگيرد، اما گاهي در روابط اجتماعي، عواملي سبب ميشود كه فرهنگ مسلط بر جامعه، فرهنگ مطلوبي نباشد يا به ارتقاي فرهنگي كمك نميكند.
خانواده پايهگذار فرهنگ عمومي وقتي شما شاخه درختي را ميشكنيد تا ميوهاش را بچينيد، هنگامي كه ماشين پارك شده جلوي در منزل را به اين جرم پنچر ميكنيد، يا مواقعي كه سيگار ميكشيد، چشمهاي فرزندانتان نخستين دوربيني است كه اين رفتارها را رصد ميكند و از آنها الگو ميگيرد. نصري، نهاد خانواده را نخستين عامل در شكلگيري فرهنگ عمومي ميداند و تأكيد ميكند: گاهي وقتها والدين در تربيت فرزندانشان دقت كافي ندارند و گاهي هم خودشان رفتارهايي در تضاد با فرهنگ عمومي را از خود بروز ميدهند. به گفته نصري هر دو اين عوامل، رفتارهاي فرزندان را تحتالشعاع قرار ميدهد و در نهايت به فرهنگ عمومي ضربه ميزند.
نخستين آموزشهاي اجتماعي شدن نهادهاي آموزشي مهدكودك، پيش دبستاني و مدرسه نيز رتبه بعدي فرمدهي به فرهنگ عمومي در ذهن كودكان را به خود اختصاص دادهاند. نصري با تأكيد بر نقش اين نهادها خاطرنشان ميكند: كودكان و نونهالان نخستين آموزشهاي اجتماعي شدن را در مهدكودك، پيشدبستاني و دبستان فرا ميگيرند. به باور وي اگر در برخي روابط اجتماعي مشكل داريم يا شاهد كمتوجهي به رعايت حقوق ديگران هستيم، اين چالش بازتاب ضعف و كمكاري نهادهاي آموزشي در ارتقاي فرهنگ عمومي جامعه است.
رسانهها كارخانه فرهنگسازي از خانواده و مدرسه كه بگذريم به رسانهها ميرسيم؛ رسانههايي كه كارخانه فرهنگسازي به شمار ميروند، اما گاهي خوراك فرهنگي آنها نه فقط مطلوب نيست كه مسموم است. بسياري از كودكان و حتي بزرگسالان رفتارهاي ناپسندي را از برنامههاي تلويزيوني ياد ميگيرند. نصري با اشاره به قدرت و جذابيت رسانهها به خصوص رسانههاي تصويري، اينترنت و ماهواره، ميافزايد: اين رسانهها ميتوانند در قالبهاي جذابي مانند فيلم، سريال يا طنز ارتقاي فرهنگ عمومي را در دستور كار خود قرار دهند. اين مدرس دانشگاه در عين حال از محتواي ضدفرهنگي برخي از رسانهها انتقاد ميكند و آن را مغاير با فرهنگ عمومي ميداند.
نقش خود ما در فرهنگ اما از خانواده، نهادهاي آموزش و رسانهها كه بگذريم به نقش خود افراد و نوع بهرهبرداري آنها از اختيار و آزادي عملي كه خداوند به آنها بخشيده است، ميرسيم. نصري در اين باره ميگويد: بعضي افراد از خود بيگانه شدهاند و چون به جايگاه و شأن و شخصيت واقعي خود نرسيدهاند، يا به آن كمتوجهند، اين كمبودهاي شخصيتي سبب ميشود تا رفتارهاي خلاف فرهنگ عمومي را انجام دهند. وي با اذعان به ريشههاي تربيتي و ويژگيهاي فردگرايانه و شخصيت افراد اضافه ميكند: «در اصالت فطرت انساني دو بعد فردي و اجتماعي مطرح ميشود، بعد فردي فطرت نيز از اهميت بالايي برخوردار است، چرا كه ممكن است عوامل اجتماعي و تربيتي خانواده، آموزش و رسانهها نقش خود را به خوبي ايفا كرده باشند اما خود فرد به دليل دوري از فطرت خود و گرايش به سمت رفتارهاي غيرانساني، اصول اخلاقي را زير پا بگذارد و برخلاف فرهنگ عمومي عمل كند.
فرهنگ عمومي در لباس قانون گاهي فرهنگ عمومي لباس قانون ميپوشد، درست مانند جريمهاي كه براي سيگار كشيدن، پرتاب كردن يا بيرون ريختن ضايعات، زباله، آبدهان و بيني از وسايل نقليه به بيرون در نظر گرفته شده است. با اين وجود آيا ميتوان به چنين قوانيني براي ارتقاي فرهنگ عمومي اميد بست؟ نصري اگرچه اين گونه تدابير را راه علاج ترميم زخمهاي فرهنگ عمومي نميداند، اما معتقد است اين قوانين ميتواند در كنار ساير عوامل به رشد فرهنگ عمومي كمك كند، چرا كه برخي از افراد نسبت به اين مسائل بيتوجهند و شخصيت برخي افراد هم به گونهاي است كه با جريمه به انجام وظايف خود ترغيب ميشوند.
شما كدام نقش را ميپسنديد هر كدام از ما يكي از بازيگران صحنه فرهنگ عمومي هستيم؛ بازيگري كه ميتواند در مكانهاي عمومي سيگار بكشد، آب دهان بيندازد و زباله پرت كند يا بازيگري كه الگوي تمام عياري از يك شهروند نمونه باشد. شما كدام نقش را ميپسنديد؟