از دلسترهايي كه در شيشههاي شامپاين با همان در چوبپنبهاياش ريخته شده است گرفته تا آب معدنيهايي كه در بطريهايي كتابي شكل مشابه بطري نوعي از الكل خالص كه براي جا دادن در جيب داخل كت طراحي شده است يا آبميوه در بطريهايي شبيه بطريهاي شراب قديمي كه مصرفكننده به آن «عرقسگي» ميگويد، فروخته ميشود.
چيزي كه درون اين بستهبنديهاي مثلاً شيك وجود دارد نه خطرناك است و نه به كسي آسيب ميرساند ولي پوستي كه روي آن كشيده شده است، چهره نامناسبي به آنها ميدهد و براي كودك و نوجوان ما ديدن اين شيشهها و بستهبنديها آنقدر طبيعي ميشود تا ديگر از مشابه غيرمجازش هم نترسد! نوجوان ما وقتي اين برهها را در پوست گرگ، كاملاً بيخطر ميبيند، تصوير بد و زشتي كه در ذهنش از گرگ داشته از بين ميرود و ديگر از گرگ واقعي هم هيچ ترسي نخواهد داشت و آنجاست كه خطر واقعي در انتظارش خواهد بود.
وقتي فرهنگ ما چيزي را نميپذيرد، اجازه براي تبليغ غيرمستقيم آن هم بيمعني است. دلستر را در بطري شامپاين و مشروبات الكلي با قيمت بالا ميفروشند و علاوه بر سود فروش اين اجناس، تبليغ بسيار شيك و زيبايي هم براي اجناس مشابه ولي غيرقانونيشان دارند. ما هم به راحتي اجازه ميدهيم اين اجناس در فروشگاهها و خانههايمان وارد شود و از مشكلاتي كه ميتواند در پي داشته باشد كاملاً بيخبريم و البته حساسيت جامعه و نهادهاي نظارتي را نيز نسبت به جنس حرام از بين ميبريم.
وقتي برهها در لباس گرگ اين ترس را در ما ايجاد ميكنند كه كودك و نوجوان ما با ديدن اين موجودات بيخطر ديگر از گرگ واقعي هم باكي نداشته باشد، بهتر است اجازه ندهيم اين برهها حتي لباس گرگ را تنشان كنند.