زنده بودن و سلامت، شاه بيت اين سخنان بود كه در اين نوشتار به حوزه سلامت مجلس، نگاهي مياندازيم و شاخصهاي آن را بررسي مينماييم. غور در سخنان مقام معظم رهبري نشان ميدهد كه علاوه بر دو بعد قانونگذاري و نظارت بعد رفتاري و اخلاقي نمايندگان هم قابل توجه و تمركز است.
مشي نمايندگي مقولهاي فراتر از اقدامات جمعي يا عقل جمعي مجلس در حوزه نظارت و قانونگذاري است چرا كه مجلس از دو زاويه ديده ميشود؛ از يك زاويه مجلس ديده ميشود و عملكرد كلي آن و از بعد ديگر نماينده به عنوان بخشي از پازل مجلس ديده ميشود.
در مورد اخير تعميم رفتار نماينده به كليت مجلس چه در بعد سلبي و منفي و چه در بعد مثبت آن تا حدود زيادي واقعي به نظر نميرسد، اما اين رويه در افكار عمومي جايگاه دارد و استقرا به عنوان روشي براي قضاوت به كار گرفته ميشود، بنابراين رفتار فردي و جمعي نمايندگان هر دو مورد توجه افكار عمومي است. اما آنچه ملموستر است رفتار فردي نمايندگان است كه قضاوت را آسانتر مينمايد و معمولاً تخلفات واشتباهات نيز در عمل فردي رخ مينمايد، زيرا رفتار و عقل جمعي كمتر دچار انحراف اساسي ميگردد.
نماينده مجلس سه زندگي متفاوت دارد:
۱ ـ زندگي خصوصي كه قبل از نمايندگي نيز از آن برخوردار بوده است. مشي نمايندگي و تأثير نمايندگي در حوزه خصوصي فرد از جهت اقتصادي، اخلاقي، سياسي و فرهنگي زير ذرهبين افكار عمومي است.
۲ ـ زندگي منطقهاي: نماينده در جغرافياي موكلين خود يك زندگي جديد را تجربه ميكند. در اين زندگي حدفاصل قدرت منطقهاي و قدرت ملي نقش بازي ميكند و بين اين رفت و برگشت بستر حركت را براي مرحله بعد نيز در نگاهش قرار ميدهد.
۳ ـ زندگي در مجلس: زندگي در مجلس با پيوند بين قدرت و رسانه به هم پيچيده ميشود و تعاملات با دولت و اصحاب ثروت و پول و ابزار توليد ميتواند از وي يك منجي منطقهاي يا يك دلال مسئلهدار بسازد. هر دو احتمال اخير از رسانه ساطع ميشود.
بنابراين ميتوان شاخصهاي زير را به عنوان شاخص مجلس سالم يا نماينده سالم (سرجمع نمايندگان سالم مجلس سالم را به وجود ميآورند) ذكر كرد:
۱ ـ خودكنترلي ـ مصونيت: نماينده در بسياري از حوزهها از مصونيت برخوردار است. بعضاً در افكار عمومي اين مصونيت به «هر كار دلش خواست ميكند» تعبير ميشود. نماينده همطراز انقلاب اسلامي «خودكنترلي» را چاشني مصونيت ميكند و با نظارت بر رفتار خويشتن نمونه يك نماينده سالم و خودساخته را به نمايش ميگذارد.
۲ ـ رسانه ـ كار: نماينده سالم به محض مشخص شدن چيزك يك چيز به وسط رسانهها نميپرد. او كار تمامشده را به رسانه ميآورد و هدفش از اين آوردن نيز اثبات كارآمدي نظام اسلامي است. نماينده سالم عمل رسانهاي را در راستاي معرفي خويش يا تخريب ديگري يا تضمين فردا انجام نميدهد. او كارآمدي نظام را به اطلاع عموم ميرساند.
۳ ـ تقاطعگيري غير رسانهاي با دولت: نماينده سالم فوراً مشكلات دو قوه را به رسانه نميآورد. او در عرصه گمنامي و تواضع مسائل را در خلوت رسانه به بحث ميگذارد و ابتدا به ساكن رسانه را به عنوان ابزار فشار بر رقيب يا دولت به كار نميگيرد. او تمام راههاي دوستانه و پنهان را طي ميكند و براي اين حركت نيت قربهاليالله ميكند و اخلاق و سياست را در اين مسير ممزوج مينمايد.
۴ ـ وزانت ـ چابكي: نماينده بايد وزين باشد تا نظام و مردم حوزه انتخابيه به وي افتخار كنند. چابكي و پرتحركي و اشراف به تحولات و تصميمات منافاتي با وزانت ندارد. نماينده وزين در كف مجلس «هورا» نميكشد، ديگري را مسخره نميكند، خدايي ناكرده تعرض فيزيكي به كسي نميكند. او مدرس بودن را در پريدن به ديگران جستوجو نميكند، بلكه مسيري را طي ميكند كه همگان در مقابل منطقش تسليم باشند. او خوشحال كردن عوام را با فرياد حنجرهاش انجام نميدهد.
۵ ـ آميختگي حرارت سياسي و عقلانيت: برخي از نمايندگان در ادوار گذشته تلاش مينمودند تا با نطقهاي پرحرارت قهرمان جلوه نمايند. دفاع احساسي از حوزه انتخابيه، متهم كردن دولت و حتي نظام به بيتوجهي به حوزه انتخابيه و ... مسائلي است كه معمولاً خوراك عوامفريبانه و اسطورهسازي از آن توليد ميشود. نماينده شجاعت را بايد در طراحي جستوجو كند. نماينده شجاع در خط مقدم طراحي قرار ميگيرد و به دنبال لذت بردن از كف و سوت ديگران به خاطر محاورات آتشين نيست.
۶ ـ سياستهاي كلي نظام شاخص تعامل: بهترين گزينه براي تفاهم و تضارب مجلس با دولت، تمركز مجلس بر سياستهاي كلي نظام است، زيرا سياستهاي كلي نظام در حيطه رهبري است و از كارشناسي كلان برخوردار است و نميتواند محل مناقشه باشد. لذا مجلس ميتواند در نظارت خود از اين منظر وارد شود تا سوءتفاهمها و سوءظنها به حداقل برسد.
در اين صورت همگان فرامين كلان رهبري كه همان سياستهاي كلي نظام است را دنبال كردهاند.
۷ ـ شخصي نكردن روابط قدرت: روابط با قدرت بايد از شاخصهاي معرفه برخوردار باشد. اگر وزيري زير بار جابهجايي فلان مدير يا فرماندار نرفت نبايد مورد كينه و بازخواست و تخريب قرار گيرد. اگر رئيسجمهور يا فلان وزير نمايندگي را تحويل بگيرد يا نگيرد، نبايد وي را به بازخواست و تقابل در حيطه نمايندگي بكشاند. اگر اين آفت وارد حوزه نمايندگي شود انرژي زيادي از نمايندگان در مسير بيهوده هدر خواهد رفت.
۸ ـ مبارزه با باندهاي قانونخواه: برخي از قوانين يا طرحهاي مجلس تحت لابي صاحبان قدرت و ثروت انجام ميشود. سرمايهداران، واردكنندگان، ماليات دهندگان و ... معمولاً به دنبال قوانيني هستند كه منافع آنان را تأمين كند. بسياري از آنان در قالب مشاوره و كارشناسي وارد حوزههاي كارشناسي مجلس ميشوند و بعضاً اتفاقات حقوقي، بعد از آنان مانند ماجراي آقاي مهآفريد و جزايري يقه برخي را خواهد گرفت. دورانديشي در اين حوزه از ضروريات نماينده سالم و همطراز نظام اسلامي است. گرفتار نيامدن در تعاملات آلوده از مهمترين ويژگي يك نماينده در نظام اسلامي است.
۹ ـ تريبون مجلس به مثابه دانشگاه عمومي: مقام معظم رهبري در ديدار اخير توجه نمايندگان را به تريبون مجلس و محتواي قابل خروج از آن متذكر شدند و در خصوص مجلس ششم نيز قبلاً فرمودند پيچ راديو را كه باز ميكردي تنفر از تريبون مجلس شنيده ميشد (نقل به مضمون). تريبون مجلس بايد عصاره رفتاري و عملكردي نمايندگان باشد. تسويهحسابهاي شخصي و حتي ساختاري نبايد از تريبون مجلس دنبال شود. مردمي كه راديوي مجلس را گوش ميدهند بايد باور نمايند كه نمايندگان آنان فقط به دنبال حل مسائل كشور و مردمند.
اگر نماينده به دنبال عزت خويش است بايد آن را به مسائل اعتقادي ارجاع دهدكه عزت فقط از آن خدا، رسول خدا و مؤمنين است. اگر مؤمن نباشيم هرگز نبايد به انتظار عزت باشيم، رفتارهاي رسانهاي، جنجالي و به ظاهر شجاعانه نميتواند سنت الهي را تغيير دهد. خدمت در مسير الهي و بدون هياهو ميتواند اين عزت را افزايش دهد. انتخابات مجلس نهم خصوصاً در تهران نشان داد كه مردان بيادعا و زحمتكش و غيررسانهاي در اولويت اول انتخاب مردم بودند.
كسب رضايت الهي باعث سوق دادن قلبهاي مردم به سمت مؤمنين خواهد شد. اين الگو را در مجلس پاس بداريم.