
این کمک که برای گذراندن امور زندگی زوجهای جوان بود جهیزیه نام داشت. جهیزیه اندک اسباب و اثاثیه لازم و مایحتاج ضروری زوجهای جوان بود. این کمک اما در طول زمان دستخوش تغییر شد و با چشم و همچشمي و تجملاتی شدن، به جایی رسید که خانوادهها برای تهیه و تدارک آن، به زحمت افتاده و حتی زیر بار قرض و بدهی میروند. کمکی که روزگاری بجا بود و باری از دوش زوجهای جوان برمیداشت و نشان لطف خانوادهها بود، امروزه به وظیفه خانوادهها تبدیل شده و دیگر حتی چهره خوشایندی هم ندارد.
ماجرای جهيزيه دادن به زوجهای جوان، مثل خرج کردن برای بازیکنان فوتبال شده! سالها پیش، البته نه خیلی، بازیکنان برای دل خودشان و عشقشان بازی میکردند و فوتبال، جزئی از وجود آنها بود و مسائل مالی، کمترین تأثير و اهمیتی برای آنها نداشت. اما به مرور زمان و با تبدیل شدن فوتبال به حرفه بازیکنان و حرفهای شدن آن، مهمترین مسئله قبل از فوتبال، مسائل مالی شد. ابتدا این مسئله نه تنها اشکالی که نداشت، منفعت هم داشت. چرا که بازیکنان با توجه به آسوده بودنشان از بابت مسائل مالی، با دل و جان فوتبال بازی میکردند. اما کم کم، این مسئله به افراط تبدیل شد و چشم و همچشميها و اقدامات بدون تدبیر باعث شد حرف اول را در این ورزش پول بزند. پولهایی که طی چند سال اخیر، ارقام نجومی را شامل میشوند.
در فوتبالی که روزی تمام عشق آن مردم بودند و توپ و چمن و یکدست پیراهنی که بر تن بازیکنان بود، این روزها فقط و فقط صفرهای پرتعداد مقابل ارقام است که اهمیت دارد و ارزشها را تعداد این صفرهای توخالی است که مشخص میکند.
فصل نقل و انتقالات، بهترین زمان برای افزودن به تعداد این صفرهاست. فصلی مکاره که حاشیه ماجرا را پررنگتر از متن کرده است به طوری که حال به نظر میرسد این حاشیه است که به اصل تبدیل شده است و اصل ماجرا کاملاً در حاشیه قرار گرفته است!
ابتدا این نیاز تیمها بود که باعث بالا رفتن قیمت بازیکنان و مربیان میشد. اما امروز چشم و همچشمی مدیران و سوءاستفاده مربیان و بازیکنان در این بین باعث میلیاردی شدن قراردادها شده است به طوری که مشخص نیست اگر جلوی این روند گرفته نشود سال بعد و سالهای بعد این اعداد نجومی به چه شکلی خودشان را نشان میدهند.
گفته میشود قیمت سیدجلال حسینی و بنگر یک میلیارد تومان است. رحمتی هم سال قبل به عنوان دروازهبان شماره یک ایران چنین رقمی را دریافت کرده بود که البته امسال با توجه به تورم و... . این رقم بیشک افزایش مییابد! پس با این حساب اصلاً عجیب نیست اگر پیشنهادی که به خلعتبری به عنوان یک ملیپوش و لژیونر میشود چیزی در حدود یک و نیم میلیارد باشد.
پیشتر این چنین ارقامی را تنها کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازیکنان ایرانی پیشنهاد و پرداخت میکردند. ارقامی که همواره تعجب جامعه فوتبالی ایران را در پی داشت اما اکنون تیمهای ایرانی کم از باشگاههای متمول عربی نمیآورند، با این تفاوت که باشگاههای عربی کمتر چکهایشان برگشت میخورد و ارقامی که ابتدای هر فصل بر سر آن به توافق رسیدهاند پرداخت نشده میماند. اما در باشگاههای ایرانی ماجرا کاملاً برعکس است و این ارقام نجومی در پایان هر فصل در لیست بدهیهای باشگاهها ذخیره میشود و از آنجایی که مدیران باشگاههای ایرانی ثباتی در مدیریت ندارند و خیلی زود برکنار شده و جای خود را به دیگری میدهند دغدغهای نیز بابت این بدهیهای کلان ندارند. چرا که این بدهیها میماند برای مدیران بعدی و بعدی و بعدی... .
اما این اقدام آنها در بالا بردن رقم قرارداد بازیکنان و مربیان که دیگر به یک چشم و همچشمی در بین مدیران تبدیل شده باعث میشود ارقام نجومی قراردادها سیری صعودی داشته باشد و بیشک بازیکنان حاضر نیستند سال بعد مبلغی کمتر از سال قبل خود دریافت کنند و این مسئله به ظاهر ساده میتواند حتی تا مرز نابودی فوتبال باشگاهی ایرا ن نیز پیش برود. چرا که در این بین هستند باشگاههایی که توان و بودجه بستن قراردادهای خیالی که در آخر به طور تمام و کمال پرداخت نمیشود را ندارند و باید با اندک بودجهای که برایشان تعریف شده بازیکن بگیرند.
حال آنکه قیمتهای نجومی اجازه تکان خوردن در بازار نقل و انتقالات را به آنها نمیدهد و زمینه هر چه بیشتر ضعیف شدن این تیمها را فراهم میکند. حال آنکه اگر مدیران باشگاهها به جای چشم و همچشمی و سرک کشیدن در کار یکدیگر و فراهم ساختن زمینه بازارگرمی بازیکنان تنها به جذب بازیکنان مورد نظر خود آن هم با قیمتهایی معقول میپرداختند هرگز با دغدغه نجومی شدن قرارداد بازیکنان و مربیان مواجه نبودیم. مسئلهای که فوتبال ما را طی چند سال اخیر به شدت تحت تأثير قرار داده و آن را به شدت ضعیف کرده است. با این وجود اما این روند همچنان از سوی باشگاهها دنبال میشود، خصوصاً در فصل نقل و انتقالات!