کد خبر: 471168
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۳
معصومه كشاورز: يادم مي‌آيد يكي از همكلاسي هايم كه نمره انضباطش شده بود ۵/۱۹ چنان كتكي از پدر گرامي‌اش خورده بود كه تا چند روز استخوان درد داشت! شبي كه فردايش قرار بود كارنامه‌هايمان را كه به آن «نامه اعمال» مي‌گفتيم دستمان بدهند، بعضي‌هايمان تا صبح كابوس مي‌ديديم. يادم مي‌آيد يك بار خواب ديدم نمره انضباطم صفر شده و مادرم مرا كشته. بعد هم جماعتي از مردم دارند مرا تشييع مي‌كنند و به سمت قبرستان مي‌برند! جالب‌تر و ترسناك‌تر از همه اين بود كه ناظم مدرسه مرا توي قبر گذاشت و برايم ياسين خواند.

بله؛ آن روز‌ها اگر دانش‌آموزي، همه نمره‌هايش در رياضي و انشاء و علوم و فيزيك و درس‌هاي ديگر ۲۰ مي‌شد اما نمره انضباطش مثلاً ۱۸ مي‌شد، انگار تمام نمره‌هايش صفر شده بود. آن روزها بدترين توهيني كه مدير، ناظم يا يكي از معلم‌هاي مدرسه مي‌توانست به ما بكند اين بود كه توي چشم‌هايمان زل بزند، اخم كند و با عتاب بگويد: «بي انضباط!» 

يكي از همكلاسي‌هايم به خاطر اينكه خانم معلم ورزشمان به او گفته بود بي‌انضباط، مادرش را براي اعتراض به مدرسه آورد. آن روزها چقدر لذت مي‌برديم از اينكه پدر و مادرمان وقتي به مدرسه مي‌آيند تا از حال و روز ما باخبر شوند، مدير يا ناظم يا معلم بگويد: «خيلي بچه باانضباطي است». 

خلاصه اين كه، آن روزها نمره انضباط براي خودش هيبت و عظمتي داشت. سرسري نمي‌گرفتيمش. اما الان كه بزرگ شده‌ايم براي خيلي‌هايمان، نمره انضباط معنايي ندارد! چون دوران مدرسه را تمام شده مي‌دانيم و قرار نيست كارنامه‌اي برايمان صادر شود كه شاه بيت نمره‌هايش، نمره انضباط باشد. اين روزها اگر بخواهي انضباط را رعايت كني بعضي‌ها تو را تخطئه مي‌كنند! گاهي با خودم فكر مي‌كنم حالا كه منضبط بودن مايه تيكه انداختن و مسخره كردن ديگران شده، بهتر است در كارنامه‌ها هم به جاي نمره انضباط، نمره بي‌انضباطي را بنويسند! اين روزها وقتي كسي انضباط تو را مي‌بيند با پوزخند مي‌گويد: «بابا پاستوريزه!»، يا اينكه مي‌گويد: «اَه اَه! بچه مثبت». 

البته هنوز هم خيلي‌ها هستند كه به يك آدم باانضباط احترام مي‌گذارند اما خيلي‌ها هم تخطئه مي‌كنند. اما پوزخندهاي تمسخرآميز آنان هيچوقت از ارزش انضباط كم نمي‌كند؛ اين يكي كاملاً مسلم است. با اين سوژه كه براي نوشتن به من داده شد، سعادتي حاصل آمد كه سري به فرهنگ لغت بزنم و معناي دقيق انضباط را حداقل براي خودم كه ادعايم مي‌شود طرفدار انضباطم بدانم. 

در لغتنامه‌هاي فارسي، ريشه واژه «انضباط» كلمه «ضبط» قيد شده كه معنايش «خود را خوب حفظ كردن» است. پس اگر خودمان را بد حفظ كنيم «بي‌انضباط» هستيم. انضباط هم براي فرد قابليت كاربرد دارد و هم براي جامعه؛ انضباط فردي و اجتماعي. انضباط فردي به اين است كه من يا شما، در رفتارها و كارهايمان منضبط باشيم؛ به موقع سر كار برويم، در لباس پوشيدنمان خيلي دقت كنيم(مثلاً بدانيم كه رنگ جوراب بايد با رنگ كفش هماهنگ باشد. نبايد با كفش مشكي، جوراب سفيد پوشيد)، نوبت را در همه جا از نانوايي گرفته تا بانك رعايت كنيم و مواردي كه مرتبط با رفتارهاي فردي ماست. 

انضباط اجتماعي هم يعني اينكه من و شما تمام كارهاي جمعي خودمان را در چارچوب قانون، شرع، عقل و مقررات عرفي نگه داريم تا هيچ تخلفي از ما سر نزند. خود همين انضباط اجتماعي را هم مي‌توان به بخش‌هاي گوناگوني تقسيم كرد:
خود را خوب حفظ كردن در سياست: به اين معناست كه از سياستمداران ما گرفته تا خود ما بايد در اين وادي قدم برداريم كه «هدف، وسيله را توجيه نمي‌كند». مشاركت در انتخابات و حساس بودن به تعيين سرنوشت سياسي جامعه هم از ديگر نشانه‌هاي انضباط سياسي است. 

خود را خوب حفظ كردن در اقتصاد: يعني اينكه گرانفروشي نكنيم، اجناس را احتكار نكنيم، كم نفروشيم، جنس تاريخ مصرف گذشته به مردم قالب نكنيم، از ايجاد تورم كاذب بپرهيزيم و به طور كلي، تقواي اقتصادي داشته باشيم. 

خود را خوب حفظ كردن در اخلاقيات: اينكه دروغ نگوييم، زيرآب زني نكنيم، تهمت نزنيم، قدرناشناس نباشيم، به ناموس ديگران احترام بگذاريم، دوچهره يا چندچهره نباشيم، نان به نرخ روز نخوريم، از اموال عمومي با جان و دل نگهداري كنيم، نظافت را رعايت كنيم، به عهدمان وفادار باشيم و اصول اخلاقي ديگري كه بيشتر ما بيشترشان را مي‌دانيم اما در بيشتر موارد به بيشتر اين اصول پايبند نيستيم و عمل نمي‌كنيم. 

خود را خوب حفظ كردن در فرهنگ: يعني اينكه توليدات فرهنگي ما برگرفته از متن فرهنگ اسلامي- ايراني باشد. انضباط فرهنگي به اين معناست كه ضمن درك درست از داشته‌هاي فرهنگي‌مان، مصرف كننده تفاله‌هاي فرهنگ غريبه‌ها نباشيم. در فرهنگ بيگانه‌ها هم نكات مثبت وجود دارد اما متأسفانه هميشه تفاله‌هاي آن را يا آن‌ها به خورد ما مي‌دهند يا خودمان به خورد خودمان مي‌دهيم( مثل همين مدل‌هاي عجيب و غريب لباس، مو، آرايش يا مثل خلاصه كردن فرهنگ بيگانه‌ها در رقص و ابتذال و لاابالي‌گري). 

انضباط فرهنگي يعني اينكه مترجم‌هاي ايراني ما كتاب‌هاي يك منحرف فكري مثل «اشو» را كه طرفدار روابط آزاد جنسي است ترجمه نكنند و براي آن كه از فيلتر مميزي وزارت ارشاد رد شوند جمله‌ها و كلمات مبتذل اشو را بازسازي نكنند( مثلاً در كتاب‌هاي زبان اصلي اشو، او گفته است در هر جا و با هر كس كه خواستيد رابطه آزاد جنسي داشته باشيد اما مترجمين ما اين جمله را اينگونه ترجمه كرده اند: در هرجا و به هركس عشق بورزيد!)
پايان: ببخشيد نمره انضباط اجتماعي ما چند است؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار