کد خبر: 471164
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰
چند دقيقه با يك آدم بيكار همراه باشيد؛
محمد نيكنام
ناگهان صداي مادرم را كه مي‌گفت «بلند شو بي‌خاصيت!» شنيدم و از خواب پريدم. ديدم مادر با آب‌پاش دارد بيدارم مي‌‌كند ! 

سلام! من شاهين هستم و يك سال و نيم است كه ديپلم گرفته‌ام. از بد حادثه نمي‌دانم كدام قانون چند برادري به من خورد و من معاف شدم. دانشگاه آزاد قبول شدم و كلي سركوفت ميل كردم. آخر من فرزند يك بازنشسته‌ام. رفتم دنبال كار درآگهي روزنامه؛ نوشته بود استخدام بعد از آموزش. ۱۵۰ هزارتومان پول بي‌زبان از پدر گرفتم كه يك ماه ديگر استخدام شوم. يك ماه كلاس رفتم، گفتند: برو خبرت مي‌كنيم. اما تا حالا كه خبري نيست و پدر هنوز مرثيه‌خوان پولش ! 

از آن موقع به خوش‌شانس (چون معاف شدم) و بي‌عرضه (چون بيكارم) ملقب شدم. كارهاي مختلفي را امتحان كردم. در مغازه احمد بقال مشغول به كار شدم. وقتي مادر فهميد سفارش در خانه مردم مي‌برم غش كرد كه اگر زن دايي ببيند من چه كنم! زن دايي مادر نوشين است و با مادر كارد و پنير اما مادر دوست دارد نوشين را براي من خواستگاري كند، آنها قبول كنند بعد ما پشيمان شويم(!) تا زن دايي بشود سنگ روي يخ. ولي كاملاً بر عكس شده؛ هي مادر شوخي شوخي خواستگاري مي‌كند آنها جدي جدي جواب مي‌كنند. 

بعد از غش و ضعف مادر، پدر اولين بخشنامه مربوط به كار من را ابلاغ كرد: «كار جوهر مرد است؛ به شرط داشتن بيمه»! يك شركت خدماتي استخدام مي‌كرد! مادر غش كرد و دومين بخشنامه صادر شد: «كار عار نيست؛ اما بايد در شأن خاندان ما باشد». . . . و تا كنون ۴۸ شرط براي كار من برقرار گشته. ديگر مشاغل هم كه سابقه مي‌خواهند، مي‌روم دنبال سابقه مي‌گويند كار كن، مي‌خواهم كار كنم مي‌گويند سابقه بيار! خلاصه اين داستان كارو سابقه‌اش شده داستان مرغ و تخم مرغ. 

روزگارم اينگونه است. صبح كله سحر ساعت يازده با صداي مادر كه مدتي است جاي ساعت زنگدار را گرفته بيدار مي‌شوم، صبحانه و ناهار را يكجا ميل مي‌كنم و فيلم مي‌بينم. در همان حال به نصايح مادر گوش مي‌كنم؛ اگر مادر خسته شود يك چشم غره به پدر مي‌رود و پدر شروع مي كند. بيچاره پدر! مادر هميشه به جانش غر مي‌زند كه يك چيزي به من بگويد. تا مي‌خواهد بگويد مادر عصباني مي‌شود كه كشتي بچه را! 

عصر به پارك مي‌روم با بچه‌ها كيف مي‌كنيم. راستي يك بار هم در پارك استخدام شدم. يكي از بچه بامرام‌هاي پارك كه كلي وضعش خوب بود و هفت هشت باري مهمانش بودم به پيتزا و جگر و فلافل، از حال و روزم پرسيد. از بي‌پوليم كه مطلع شد دستم بگرفت و برد خانه. كپسول اكسيژن بود و آتش كرديم، بنده خدا لوله آزمايش توليد مي‌كرد. تنها كار من حرارت دادن به ته لوله و فوت كردن بود. ته لوله اندازه يك لامپ كوچك كه باد مي‌كرد كارم تمام بود. يك ساعت كار كردم كلي پذيرايي شدم بيست هزار گرفتم. كي گفته پول درآوردن سخت است؟ 

عجب مرد نازنيني بود و با آن هيكلش كه همه از او حساب مي‌بردند چقدر با مرام و مهربان بود. قرار شد فردايش هم بروم ساعت ۳ فردا رفتم هيچ كس نبود پيگير كه شدم ديدم كه گرفتندش. چرا؟ چون پايپ (ابزار مصرف ماده مخدر شيشه) درست مي‌كرده! عجب پس لوله آزمايش، پايپ بوده! اگر من هم آنجا بودم؟ خون در رگ‌هايم يخ زد. خلاصه اين وضع امروز ماست. 

پدر هميشه مي‌گويد كه حتي يك روز هم بيكار نبوده، مرخصي‌هاي خدمت را هم مي‌رفته در مغازه مرحوم پدربزرگ. خب، اين اولين بلاي مدرنيسم بر سر ما جوانان است؛ كسب پدربزرگ جمع شده، من هم در بيكاري مي‌روم پارك پيش آن آقا كه بامرام بود! اگر درست خاطرم باشد در برنامه نيمه ماه با اجراي آقاي داريوش ارجمند بود كه از اساتيد دعوت مي‌كرد؛ استادي مي‌فرمود: «در ايران از همه چيز مي‌توان استفاده كرد حتي خاك كوير كه خاصيت جذب رطوبت بسيار بالايي دارد و مثلاً اگر در انبار قند و شكر كه آب خورده از آن خاك قرار دهيم رطوبت را جذب و تا حدودي از خسارت كم مي‌كند». 

نمي‌دانم بزرگترها مي‌دانند يا نه كه چقدر سيماي قانون‌شكنان براي ما كوچكترها پررمز و راز است و چقدر با ما مهربانند و چه ساده با جذبه‌اي جادويي ما را جذب مي‌كنند؛ افيون را به جاي دارويي مفيد به ما مي‌دهند در عوض نقد جان و غيرت مي‌ستانند.
نادان همه جا با همه كس آميزد / چون غرقه به هر چه ديد دست آويزد (سعدي) 

راديو روشن است؛ خاطراتي از شهيد موحد دانش در بازي‌دراز نقل مي‌شود؛ از دستي كه قطع شده وكسي نفهميده و شهيد آنقدر ايستاده و دم برنياورده تا خونش تمام شده و افتاده. تازه همرزمان متوجه مي‌شوند! و از موتورهايي مي‌گويد كه يك طرف برانكارد به آنها بسته شده وسوي ديگرش بر زمين كشيده مي‌شده و مجروح حمل مي‌كرده! كلي خجالت مي‌كشم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار