البته بی شک او کار درستی نکرد، هرچند که بعد از آن، سعی در توجیه و تفسیر آن کرد.
اما امروز نه اقدام رویانیان، که آن سوی ماجرا برایمان عجیب و جالب است؛ آن سویی که به بازیکنانی باز میگردد که در لیست مازاد قرار داشتند و از اعلام نامشان به شدت ناراحت شده و حتی رویانیان را مورد مواخذه قرار دادند.
در اینکه اقدام رویانیان زود هنگام بود، هیچ شکی نیست. اما مسئله اینجاست که نفراتی كه اعلام شد نامشان در لیست مازاد پرسپولیس بود، با چه پرونده و عملکردی به خود اجازه میدهند از این اظهار نظر رویانیان ناراحت شده و چهره در هم بکشند.
نیم بیشتر بازیکنان پرسپولیس در لیگ یازدهم، هیچ بازده مثبتی که برای این تیم نداشتند هیچ، بازده منفی نیز داشتند و بودجه این تیم را نیز حیف و میل کردند، اما پای کنار گذاشتن آنها از لیست یا اعتراض به عملكرد بسیار ضعیفشان که پیش میآید، همه مدعی هستند و شاکی از هر گونه اعتراضی. این چهرهها البته در حالی در هم کشیده میشود که فیلم هر بازی، به بازیکنان تیم داده میشد و آنها به خوبی میتوانستند عملکرد ضعیف و زیر سؤال رفته خود را بازبینی کنند. اما عینکهای تکبر و غروری که بر چشمان آنها زده شده بود، مانعی بزرگ بر سر راه واقعیت وجودی آنها بود که باعث میشود همواره طلبکار باشند تا بدهکار.
ادعاهای شیث رضایی بعد از بازی با الاتحاد عربستان، نمونه بارز این غرور و تکبر است. اویی که نیمی از فصل را به دلیل حرکتی ناشایست از دست داد و دست پرسپولیس را از بابت محروم بودن دو بازیکنش در پوست گردو قرار داد، با قیافهای حق به جانب میگوید:«مگر وقتی مجیدی را مهار کردم کسی چیزی گفت؟» او شاید فراموش کرده بابت بازی کردن در پرسپولیس است که پول میگیرد و اگر در یک بازی خوب بوده، کار شاقی نکرده، بلکه به وظیفه اش عمل کرده؛ وظیفهای که در بازیهای قبلی، به هیچ انگاشته میشد.
بازیکنان پرسپولیس امسال آنقدر بی کیفیت و ضعیف بودند که جای هیچ دفاعی از آنها باقی نمانده، با این وجود اما هرکدام از این بازیکنان که بدترین عملکرد دوران بازیگری خود را در پرسپولیس به نمایش گذاشتهاند، برابر کوچکترین انتقادی جبههگیری کرده و قیافهای حق به جانب به خود گرفته و تصور میکنند در حقشان کوتاهی و اجحافی صورت گرفته است.
از بازیکنانی که یک فصل تمام تیم بزرگ و محبوبی چون پرسپولیس را به بازي گرفتند و نفس هوادار این تیم را به شماره انداختند، توقع آن نمی رود که منطقی يا منصف به ماجرا نگاه کنند، اما این دلیل نمی شود که برابر هر واکنش عجیب و دور از انتظار آنها سکوت کرد و هیچ نپرسید.
شاید اگر یکی از این بازیکنان ضعیف جوابی منطقی بابت این سؤال که چرا به آنها بر میخورد داشت، می توانست اندکی حق را به آنها داد که از برخی انتقادها ناراحت و دل چرکین شوند، اما چه جای بر خوردن برای آنها میماند وقتی بدترین بازیهای خود را برای پرسپولیس انجام دادند و بدترین عملکرد را در کارنامه این تیم بزرگ ثبت کردند. اما به راستی چرا به آنها بر میخورد؟آیا جواب این سؤال غیر از این است که عینک خود بزرگ بینی که مدتهاست به چشم زده اند، اجازه نمیدهد ضعفهایشان را ببینند و منصف و منطقی، عملکردشان را قضاوت کنند؟