
آنان بر آن بودند كه اين حركت را از اين رهبران جمهوري اسلامي منفك نشان دهند و حال نظاره ميكنند كه رهبران اين بيداري در پي تحقق الگوي حكومت اسلامي ايران هستند. در سه گفت و شنودي كه در پي ميآيد، سعي شده است ابعاد اين موضوع بازشكافي شود.
نقش انديشه آيتالله خامنهاي در بيداري اسلامي از نظر شما چيست و چه عنصر جديدي را نسبت به انديشه امام خميني در آن ميبينيد؟ رهبر معظم انقلاب اسلامي در زمينه بيداري اسلامي نقش بارز و برجستهاي دارند و شخصيت ايشان از چند جهت قابل تأمل است. نخست آن كه ايشان توانستند جانشين خلفي براي امام باشند و جاي خالي ايشان را پر كنند، در حالي كه كمتر كسي در جمهوري اسلامي و در جهان تصور ميكرد چنين امري ممكن باشد. همه پس از رحلت امام، از تصور خالي شدن صحنه، دچار اضطراب شده بودند، اما رهبر معظم انقلاب، با رهبري حكيمانه و شجاعانه خود ثابت كردند كه شايستگي تكفل اين مسئوليت بزرگ را دارند و با اقتدار و امانتداري، اين پرچم را همچنان برافراشته نگاه داشتند و در دشوارترين شرايط، يعني در محاصره اقتصادي جهاني و توطئههاي پياپي داخلي و خارجي كه براي توقف حركت انقلاب ايران ايجاد شدند، كشتي انقلاب اسلامي را در مسير صحيح خود هدايت كردند.
نكته دوم مديريت حركت مقاومت در منطقه خاورميانه توسط ايشان است كه امري خطير و بسيار پراهميت است. پس از فروپاشي شوروي و حمله امريكا به منطقه براي ايجاد نظم نوين جهاني، امپرياليسم جهاني به سردمداري امريكا، قصد پايان دادن به مسئله فلسطين را داشت. در اين زمان بود كه حركت مقاومت در لبنان، فلسطين و به دنبال آن در عراق، افغانستان و پاكستان شكل گرفت و حضرت آيتالله خامنهاي هدايت حركت در لبنان و فلسطين را به عهده گرفتند. بيشك بدون رهبري ايشان، مقاومت و ايستادگي در برابر حجم بالاي دشمنيها ميسر نبود، اما به فضل خدا و پشتيباني جمهوري اسلامي ايران و رهبري رهبر فرزانه آن، از حركت مقاومت، پيروزيهاي بزرگي حاصل شدند.
رويكرد شما نسبت به تأسيس حكومت اسلامي و ايجاد يك نظام سياسي واحد براي دستيابي به تمدن اسلامي كه از سوي رهبر معظم انقلاب بيان شد، چيست؟
غرب سالها بود كه تصور ميكرد اسلام فاقد نظريه سياسي است و نميتواند يك حكومت را اداره كند، اما تجربه جمهوري اسلامي نشان داد كه ميتوان نظامي اسلامي را تشكيل داد كه بسياري از نهادهاي دموكراتيك جهان در آن وجود داشته باشند و در عين حال زير نظر مرجعيت و رهبري الهي باشد. از نظر غرب، دموكراسي و سكولاريسم، لازم و ملزوم يكديگرند، اما تجربه ايران نشان داد كه اين گونه نيست. دموكراسي فقط شكلي از حكومتداري است و نظام جمهوري اسلامي ثابت كرد كه ميتوان نظامي را حاكم كرد كه عدالت و مشاركت عمومي را محقق كند و حتي در محاصره اقتصادي، زمينه را براي توسعه فراهم آورد.
توفيق ايران در دستيابي به تكنولوژي هستهاي، بهرغم مخالفت مستكبران جهاني كه در واقع مخالفت با امت اسلامي و تلاش براي به انحصار در آوردن قدرت علمي در جهان است تا مسلمانان همواره تابع آنان باقي بمانند، يكي از نشانههاي بارز رهبريهاي داهيانه رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران است. نظام اسلامي ايران ثابت كرده است كه ميتوان مستقل از غرب حركت كرد و داراي اراده سياسي و تماميت ارضي بود.
زمينه دستيابي به تشكيل تمدن اسلامي از نظر شما چيست؟
متأسفانه تصور باطلي از تمدن در ذهن اكثر مردم هست و آن هم اينكه تمدن را صرفاً امري مادي ميدانند، در حالي كه تمدن در واقع شامل دو بخش مادي و معنوي است كه از قضا بخش معنوي آن بسيار مهمتر و در واقع ضامن قوام و بقاي بخش مادي آن است. امروز غرب تمامي عناصر تشكيل دهنده تمدن مادي را در اختيار دارد، اما از آنجا كه از معنويت و اخلاق تهي شده، به شكلي جدي درگير مشكلات و معضلات اخلاقي و اجتماعي است.
ما مسلمانان از بنيانها و عناصر اخلاقي فراوان و قوي برخورداريم، ليكن در اثر تفرقه و دنبالهروي از غرب، در تشكيل تمدن اسلامي عقب ماندهايم، در حالي كه تنها با وحدت اسلامي و تشكيل اتحاديه اسلامي قوي است كه ميتوانيم بر معادلات دنيا تأثير بگذاريم، به عناصر دستيابي به تمدن اسلامي مسلط شويم و در نظام بينالمللي به عنوان يك وزنه مهم و تعيين كننده حضور داشته باشيم. مسلمانان جهان يك چهارم يا يك پنجم جمعيت دنيا را تشكيل ميدهند، ولي هنوز يك كرسي هم در شوراي امنيت به دست نياوردهاند و لذا كشورهاي صاحب حق وتو، با برخورداري از اين امتياز ويژه همواره مسير بشريت را به بنبست ميكشانند.
به هر حال مسلمانان تمامي عناصر و شرايط و اسباب يك تمدن را در اختيار دارند، اما متأسفانه تا كنون نتوانستهاند در مسير تمدن بشري به عاملي تصميمگيرنده تبديل شوند، در حالي كه با همبستگي و وحدت ميتوانند قدرت و سيادت خود را باز گردانند و آن وقت است كه قادرند آموزش و تكنولوژي و تمامي عناصر تمدن مادي را نيز در اختيار بگيرند و با تمسك به قرآن، در جهت تحقق احكام اسلامي و ارزشهاي اخلاقي و الهي از آنان بهرهبرداري كنند.
در مورد مذاكرات صلح و تشكيل دولت مستقل فلسطيني توسط تشكيلات خودگردان چه نظري داريد؟
اگر جنبههاي مختلف اين طرح را با دقت بررسي كنيم، خواهيم ديد كه خطرات ناشي از آن دهها برابر فرصتهايي است كه ظاهراً پديد ميآورد. از نظر برخي از تحليلگران، تنها جنبه مثبت آن روشن شدن چهره واقعي امريكا پس از استفاده از حق وتو در برابر اين طرح است، در حالي كه ما كوچكترين نيازي به امتحان كردن امريكا نداريم و به خوبي آگاهيم كه امريكا دشمن حقوق ملت فلسطين و امت اسلامي است و لذا صحيح نيست كه حقوق ملت فلسطين را ابزاري براي امتحان نيات امريكا قرار دهيم.
بزرگترين خطر اين طرح آن است كه اسرائيل به رسميت شناخته ميشود و فقط حقوق فلسطين در قالب مرزهاي سال ۱۹۶۷ در آن پيشبيني شده است. در واقع از ۸۰ درصد حقوق فلسطين كاملاً غفلت شده و در اين طرح، اسرائيل را به رسميت شناختهاند. مرزهاي اسرائيل تا كنون نامشخص است، زيرا آنها معتقدند مرزهاي اسرائيل تا همان جايي است كه تانكهاي آنها ميتوانند پيش بروند، ولي محمود عباس سعي ميكند مرزهاي فلسطين را در حد مرزهاي ۱۹۶۷ نگه دارد، يعني از بقيه فلسطين چشم بپوشيم و آن را دو دستي به اسرائيل تقديم كنيم كه قطعاً پذيرفته نيست. بايد به محمود عباس گفت اگر دادن ۸۰ درصد فلسطين را كه شامل حيفا، يافا، قدس، لد و الرمله و. . . ميشود به عنوان اسرائيل به رسميت بشناسيم، يعني اين كه آوارگان فلسطيني نميتوانند به شهرهاي خود در مرزهاي ۱۹۴۸ باز گردند، چون اسرائيل ادعا خواهد كرد كه شما در مرزهاي ۱۹۶۷ يك دولت مستقل داريد، پس دليلي ندارد كه به يك كشور ديگر، يعني اسرائيل بياييد و لذا اين طرح، يك تهديد جدي براي حق بازگشت فلسطينيان آواره خواهد بود.
اسرائيل هم قطعاً با اين طرح موافقت نخواهد كرد، زيرا در آن صورت رويارويي او با حركت مقاومت، جهاد و حركتهاي آزاديبخش، به تقابل ميان دو دولت تبديل خواهد شد و كار را بر او دشوارتر خواهد كرد. ما در تاريخ، ملت تحت اشغال ديدهايم، اما دولت تحت اشغال نديدهايم. محمود عباس ميخواهد با اسرائيل به عنوان دو دولت به مذاكره بنشيند و اين يك نيرنگ بزرگ است، زيرا ملت فلسطين نه سرزمين دارد، نه اراده سياسي، نه تماميت ارضي، نه ارتش، نه امنيت و نه هيچ چيز ديگري و حضور او در مذاكرات به عنوان يك دولت، فريب بزرگي بيش نيست.
چرا برخي افراد و دولتها چنين طرحهايي را پيشنهاد ميكنند؟
محمود عباس ميداند كه پس از خيزشهاي مردمي در منطقه خاورميانه، راه جديدي باز شده و طرحهاي سازش به پايان عمر خود رسيدهاند بنابر اين آنها ميخواهند پيش از آن كه اين انقلابها بنيانهاي يك امت اسلامي را پايهريزي كنند و نظام قدرتمند اسلامي ساخته شود، به اختلافات پايان بدهند. مصر امروز، ديگر مصر سادات و مبارك نيست و وقتي اسرائيليها تهديد كردند كه به غزه حمله خواهند كرد، حكومت موقت مصر به آنان پيام داد كه هر حركتي عليه غزه، منطقه را به آتش خواهد كشيد و مسئوليت اين اتفاق مستقيماً به عهده اسرائيل خواهد بود. بنابراين يكي از اهداف اين طرحها خاتمه دادن به مسئله فلسطين است.
روزنامه القدس العربي، جواناني را كه به سفارت اسرائيل در قاهره حمله كردند، آشوبطلب ناميد، نظر شما چيست؟
جواناني كه به سفارت حمله كردند و پرچم آن را پايين كشيدند، از جمله جوانان انقلابي مصر بودند، اما كساني كه شهر را به آشوب كشيدند، به دنبال ضربه زدن به انقلاب مصر بودند. جوانان انقلابي هرگز به تخريب ساختمانها و ماشينها نميپردازند. گروهي كه دست به اعمال تخريبي ميزنند، در واقع در پي تخريب چهره انقلاب مصر هستند تا بدين وسيله از انقلابيون رفع وجاهت و سلب اقتدار كنند.
تحليل شما درباره نقش رهبر معظم انقلاب در بيداري اسلامي پس از امام خميني(ره)چيست؟
از دستاورد امام خميني(ره) ميتوان بحق، به عنوان يك معجزه ياد كرد. چراكه توانست معادلات منطقه خاورميانه و ايران را دگرگون سازد و بيداري اسلامي را پس از مدتهاي مديدي كه در خواب بود به صورت فعالانه به حركت درآورد و نمونهاي از حكومت را به نمايش بگذارد كه استبداد را ساقط و جمهوري اسلامي را عرضه نمايد.
ناگفته نماند مشكلاتي كه جمهوري اسلامي در دوران امام خميني(ره) با آن روبهرو شد، بسيار زياد بود كه بارزترين آن جنگ عراق به مدت هشت سال بود. جنگي كه باعث شد رهبري جامعه در زمينههاي پيشرفت، رفاه، عدالت و... كشور به سختي و با زحمت زياد كار كنند؛ چراكه ضرورت آن ايام، مقاومت اين كشور در برابر دشمنان بود. تا آن كه به دوره رهبري و زعامت امام خامنهاي رسيديم و وارد مرحله جديدي شديم.
اولين دستاورد اين دوره، پاسخ به يك سؤال مهم بود و آن اينكه آيا حكومت ولايت فقيه، پس از درگذشت امام خميني(ره) ميتواند به حيات خويش ادامه دهد؟ رهبري امام خامنهاي توانست اين حقيقت را براي همگان ثابت كند كه حكومت ولايت فقيه حكومتي مستمر و بادوام است. ايشان بر پايه دستاوردهاي امام خميني(ره)، موفقيتها و دستاوردهاي جديد را يكي پس از ديگري به دست آورد. از اين رو ميتوان گفت: حضرت امام خامنهاي، تداوم تصاعدي و توأم با پيشرفت روز افزون را براي ولايت فقيه ثابت كرد.
افزون بر آن ايشان توانستند پس از آزادي سرزمينهاي ايران از تجاوز عراق، تجربه جديدي از رهبري اسلامي را تبلور ببخشند؛ تجربهاي كه در آن رهبري وارد فضاهاي جديد و زندگي روزمره مردم ميشد و باعث پيشرفت علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي ملت ايران گرديد. همه اين نتايج و دستاوردها ميتواند به عنوان نمونهاي موفق براي بيداري اسلامي باشد. اينكه جمهوري اسلامي در برابر همه چالشها ايستادگي كند و به رغم تغيير رهبر نظام، به صورت تصاعدي به حركت و پيشرفت خود ادامه دهد، باعث زنده شدن هرچه بيشتر اميد در دل مردم گرديد. از اين روست كه بيداري اسلامي در حال حاضر بسيار زندهتر از يك يا دو دهه گذشته است.
رهبر بيداري اسلامي بدون شك حضرت امام خميني(ره) است و ادامه دهنده و باني آن در زمان ما حضرت امام خامنهاي است و لذا اميد آن داريم كه روز به روز شاهد موفقيتهاي بيشتر و بيشتر در مسير بيداري اسلامي باشيم.
كشورهاي غربي و رسانههاي آنان در خصوص ويژگيهاي آيتالله خامنهاي و معرفي ايشان به امت اسلام، چگونه عمل ميكنند؟
رسانههاي غربي و رسانههاي عربي همسو با آن، به يك تصميم نهايي رسيدهاند و آن از بين بردن اسلام، جمهوري اسلامي و بيداري اسلامي است. از اين رو همواره از اشتباهها و مسائل منفي نظام سخن گفته و به بزرگنمايي برخي امور داخلي كشور پرداخته و به دنبال ايجاد فتنه ميان مسلمانان است. ما نيز از رسانههاي غربي انتظاري جز اين نداريم كه همه امور را از منظري سياهنمايانه نگاه كرده و به مخاطبان انتقال دهد. ولي به رغم اين تبليغات، چهره درخشان جمهوري اسلامي ايران از تأثير بيشتري در ميان مسلمانان برخوردار است چراكه آنان رابطه با شرق و غرب را تجربه كرده و نتايج منفي آن را احساس كردهاند. ولي در عين حال جمهوري اسلامي ايران همواره در حال پيشرفت است. روز به روز به موفقيتهاي جديد دست مييابد. حزبالله لبنان نمونهاي از اين موفقيتهاست كه توانست سرزمينهاي اسلامي را آزاد كرده و كرامت و عزت را به مسلمانان بازگرداند. امري كه باعث شد مردم درك كنند در چارچوب يك بيداري اسلامي، به رهبري جمهوري اسلامي و امام خامنهاي قرار گرفتهاند.
تأثير حضرت امام خميني، بر بيداري اسلامي چيست و چه ابعادي دارد؟
تأثير ايشان بسيار واضح است. اولا امام(ره) بر تمام جهان تأثير گذاشتند. ايشان با يك ميليارد هوادار آمدند. با آمدن امام، مسلمانان جهان، نه تنها از نظر روحي سرهاي خود را بالا گرفتند، كه حتي سرهاي واقعي مسلمانان با آمدن ايشان بالا گرفته شد كه تا آن زمان، سر فرود آورده بودند. به ياد دارم يكي از دانشجويان در دانشگاه سوربن، پاياننامه دكتراي خود را ارائه ميكرد و ميگفت:«تا امروز ما اهميتي به شما مسلمانان نميداديم ولي از اين به بعد براي شما حساب باز ميكنيم». امام خميني(ره) باعث افتخار مسلمانان و اعتماد به نفس آنان شد. انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني(ره)، اولين انقلاب اسلامي بود كه هيمنه فرهنگ غرب در جهان را به چالش ميكشيد. بسياري از انديشمندان بزرگ غربي، در فرهنگ خود تشكيك نمودند و اعتماد به نفس گذشته خود را از دست دادند. انديشمند بزرگي همچون ميشل فوكو نيز اينگونه بود.
ظاهراًً شما با ميشل فوكو هم در باب علل و زمينههاي وقوع انقلاب درايران صحبت كردهايد. لطفاً خاطره اين ديدار را نقل كنيد؟
من با ميشل فوكو تماس گرفتم و گفتم به عنوان شاگرد شما ميخواهم شما را ببينم و در مورد مسائل ايران صحبت كنم؛ چراكه همه مردم ميپرسند شما در مورد انقلاب اسلامي در ايران چه نظري داريد. ميشل فوكو اجازه دادند تا جلسهاي داشته باشيم. ابتدا در يكي از رستورانهاي معروف پاريس قرار گذاشتيم و به آنجا رفتيم ولي وي بلافاصله گفت جاي خود را عوض كنيم و ما به يك رستوران ديگر رفتيم و در آنجا جلسهاي داشتيم كه دو ساعت و نيم طول كشيد. پس از آن بود كه ايشان به ايران آمد و گزارش خود را در مورد انقلاب نوشت. در آن نوشتار ميگويد: آنچه در ايران اتفاق افتاد مسئلهاي داخلي نيست، بلكه مسئلهاي است مربوط به همه انسانيت. تاكنون ما ادعا ميكرديم كه از مقدسات گذشتيم و آنها را به كناري نهاديم؛ ولي اكنون امور عادي را نيز مقدس ميشمريم. ما امروز براي مسائل مادي هم نوعي قدسيت قائل شديم؛ مثلاً براي روز ملي مراسم ميگيريم، امروز در ايران به دنبال سياست روحاني (معنوي) هستند. چيزي كه همه ما به دنبال دست يافتن به آن هستيم من ميبينم كه فرانسويها ميخندند ولي اشتباه ميكنند چراكه زلزلهاي اتفاق افتاده است. فوكو با نوشتن اين مطالب، مرگ خود را به عنوان يك انديشمند امضا نمود و لابي صهيونيستي با وي برخورد كرد. يكي از انديشمندان آنها ميگفت: من در مورد آيتالله تحقيق كردم و ديدم فقط يك لقب ديني است. به نظر من آيتالله خميني را بايد بايكوت نمود و از ذكر نام او پرهيز كرد تا مردم متوجه وي نشوند. آنها قادر به ايمان آوردن هستند و در عين حال ديگران را از ايمان آوردن نهي ميكنند.
وجه مميز گفتمان انقلابي امام و نظام اسلامي با تئوريهاي چپگراي مدعي انقلاب و آزادي چيست و علل بقاي اين گفتمان كدام است؟
در واقع امام خميني، يك انقلاب فرهنگي بزرگ را در جهان به وجود آورد. برخي به اشتباه اين انقلاب را با انقلاب ماركسيستي، مقايسه ميكنند؛ انقلابي كه در درون فرهنگ غربي بود و در واقع فصلي جديد را در چارچوب فرهنگ غربي باز كرد و به عبارت ديگر، نوعي جدايي از گذشته و جدا كردن راه است؛ ولي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني، از يك فرهنگ جديد و در رقابت با فرهنگ غربي، به وجود آمده است. انقلاب اسلامي ايران از دل فرهنگ اسلامي متولد شده است. اين فرهنگ، فرهنگي است كه غرب را به چالش ميكشد؛ چراكه احتمال بودايي شدن غرب و رواج بوديسم در آن منتفي است، مسيحيت را نيز به كناري گذاشتهاند و به قول نيچه، ما همه گرايشات مسيحيت را از افراطيترين نوع، تا تفريطيترين شكل آن، تجربه نموديم و آن را به كناري گذارديم. همچنين احتمال گرايش غرب به يهوديت نيز منتفي است؛ چراكه يهوديت از طريق مادر به شخص به ارث ميرسد. از اين رو، تنها اسلام است كه آينده غرب را در بر خواهد گرفت. اين امر باعث هراس غربيها شده است چراكه به خوبي درك كردهاند، آينده قطعيشان اسلام خواهد بود.
اين منشأ ترس آنان است و الا دليلي براي اين ترس وجود ندارد چراكه كشورهاي اسلامي چيزي براي ترساندن ندارند، نه از نظر نظامي و نه از جهت پيشرفت، قابل مقايسه با غرب نيستند. حاكمان با جيبهاي پر از پول و سرهاي خالي از عقل و بيسواد دارند، پادشاه عربستان حتي از خواندن عربي ناتوان است.
لذا غرب وقتي ميخواهد چهرهاي از اسلام را ترسيم نمايد، آن را در سيماي حضرت امام خميني(ره) مجسم ميكند. اسلامي با ارادهاي قوي و عصارهاي از عنوان فرهنگ اسلامي، مردي كه خود را در برابر زورگويان جهان مسئول يا متهم نميداند و خود را ملزم به پاسخگويي به آنها نميداند و اينگونه نيست كه بخواهد خود را در برابر تهمتهاي غرب مبري نمايد؛ چراكه پاسخگويي به تهمتها، نوعي قبول داوري آنها است.
امام خميني، مردي است كه بر اساس فرهنگ اسلامي بزرگ شده و همواره انساني رباني و عالمي واصل بوده است.
نظرات و آراي رهبرمعظم انقلاب را در باب بيداري اسلامي چگونه ارزيابي ميكنيد؟ اين گفتمان چه مختصاتي دارد و تا چه حد راه خود را در ميان ملتها باز كرده و اساساً چه ظرفيتهايي دارد؟
ايشان همان راه امام و مسير انقلاب را ادامه ميدهند. ايشان در مقابل دشمنان سرسخت پايدار و استوار است. دشمناني كه به واسطه عوامل نفوذي خود عمل ميكنند. غرب امروز از عوامل و دستنشاندگان خود استفاده كرده و در زير نقاب آنان خود را پنهان نموده است. دشمني غرب نيز به خاطر حمايت ايران و مسائل مربوط به جهان اسلام و تلاش در جهت رفع و حل آنان است. ما براي رهبر معظم انقلاب آرزوي موفقيت و پيروزي داريم. ايشان در جوامع ديگر شناخته شده هستند. در آن جا ايشان را به عنوان صداي مستقلي كه همواره حق را بازگو ميكند و در برابر دشمنان ايستاده است، ميشناسند. وي را دوست دوستان خود و دشمن دشمنان خويش ميدانند. همواره از عدالت سخن ميگويد. كسي كه اين چنين است به طور قطع نزد مردم غرب محبوب خواهد بود.آنها به خوبي درك ميكنند كه ايران بر حق است و اين كشور، تنها كشوري است كه مسلمانان به آن دل بستهاند. از اين رو حكومتهاي غربي همواره به دنبال ساقط كردن اين حكومت هستند.
حضرت آيتالله خامنهاي، بيداري اسلامي را نتيجه تحقير ملتها دانستند، اين ديدگاه در ريشهيابي تحولات خاورميانه تا چه ميزان مبنا قرار گرفته است؟
قطعاً همين طور است. وقتي رئيسجمهور تونس در مقابل ديدگان همگان، در روز اول ماه مبارك رمضان غذا ميخورد. فرهنگ اسلام به حاشيه رفته و منطق حاكم بر صحنه سياسي، منطق غربي است و مردم مسلمان در كشورهاي خودشان به افرادي غريبه تبديل شدهاند. ممنوعيت حجاب نيز به عنوان تحقير بزرگتري در كشورهاي اسلامي بود. از سوي ديگر، سياستهاي اقتصادي شكستخورده و زمامداران كشورهاي اسلامي، خود سارقان بزرگ اين كشورها هستند؛ چگونه ميشود كه حسني مبارك ثروتي بالغ بر هفتاد ميليارد به دست آورده است؟ چگونه است كه خانوادهاي فاسق و كثيف در كشور تونس حكومت ميكنند يا در عربستان شاهد آن هستيم كه با شروع ناآراميها حاكم اين كشور، بلافاصله ۲۰۰ ميليارد دلار براي ارتقاي وضع عمومي مردم هزينه ميكند؟ اين سؤال باقي است كه اين همه پول را كجا انبار كرده بودند؟ و چرا الان به فكر هزينه كردن آن افتادند؟ يكي از زمامداران كشورهاي اسلامي ثروتي بالغ بر ۶۰۰ ميليارد دلار دارد. «طلال» يكي از افراد خانواده سلطنتي، شريك تجاري «مرداك» غول رسانهاي جهان و صاحب چندين شبكه و روزنامه و ديگر وسايل ارتباط جمعي است. اين فرد كه فردي صهيونيست است و به دنبال تحقق اهداف اسرائيل ميباشد، وقتي در ايتاليا به جرم جاسوسي محكوم شد، هيچكس از وي دفاع نكرد، مگر «شاهزاده طلال» در حالي كه حتي پارلمان ايتاليا نيز از او اعلام برائت نمود.
در جايي ديگر مشاهده ميكنيم كه نخستوزير كشور قطر، فرزندش را جهت گذراندن تعطيلات، به اسرائيل ميفرستد. آري ملتهاي اسلامي به خوبي درك كردهاند كه سران حكومتهاي آنها، در برابر غرب ذليل و خوار هستند، در حالي كه اسلام به مسلمانان ميآموزد كه زندگي بايد بر اساس كرامت انساني و عدالت باشد. پس چگونه مسلمانان تحمل كنند كه در ميان انسانهاي پست، به حاشيه رانده شدهاند. چرا به مسلمانان در كشورهاي مختلف همچون فرانسه، ايتاليا و. . . با چشم تحقير نگاه ميشود. چرا پادشاه عربستان در فرانسه به مسلمانان ميگويد: شما ملزم به رعايت قوانين اين كشور هستيد و حق پوشيدن حجاب را نداريد و متأسفانه بسياري از آنها از درك بالايي برخوردار نيستند و هر آنچه را كه از عربستان سعودي ديكته ميشود درست ميانگارند. حتي برخي از مسلمانان شمال آفريقا كه مالكي مذهب هستند، در مذهب آنان هنگام نماز تكلف نميكنند، با آمدن به عربستان به تقليد از آنان پرداختند. البته بحمدالله اين نگاه و تقليد كوركورانه در حال از بين رفتن است. انقلاب اسلامي ايران، روز به روز در حال يافتن جايگاه حقيقي خويش نزد مسلمانان است. آنها با بصيرت و شعور اين انقلاب را دوست دارند و ميدانند براي چه به اين كشور عشق ميورزند. اين كشور اسلامي امروز به عنوان قبله فكري، ديني و سياسي مسلمانان آزاد جهان مبدل شده است. اينها دشمنان ايران اسلامي، ثروتمندان و پولداراني هستند كه از كشورهاي حاشيه خليج فارس ارتزاق ميكنند.
رهبر معظم انقلاب ميان مردمسالاري اسلامي و دموكراسي غربي تفاوت قائل هستند و در سخنرانيها به تبيين آن پرداختهاند. از منظر شما اين تفاوت چقدرموردتوجه سران انقلابي خاورميانه است؟
هيچ جاي شك و بحث در اين زمينه وجود ندارد و در واقع همان مطلب است كه قبلاً توضيح دادم. انقلاب اسلامي ايران بر اساس فرهنگ اسلام به وجود آمد؛ فرهنگي كه كاملاً با فرهنگ غربي تفاوت دارد. در دموكراسي اسلامي، ميان دين و سياست رابطه تنگاتنگي وجود دارد. چگونه ميشود كه حاكم يك كشور اسلامي، شخصي جاهل باشد، كه حتي قدرت خواندن و نوشتن را ندارد. در يك جامعه اسلامي، بايد زمام امور در اختيار يك فقيه عادل جامعالشرائط باشد. اين تكامل فقهي فقط در مذهب تشيع ديده ميشود، ولي نزد ما مسلمانان اهل سنت، تنها آرزوي دولتي اسلامي وجود داردكه اميدواريم جامه عمل بپوشد.