کد خبر: 469339
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۵
گزارش «جوان» از همراهي دو ساعته با هواداران آبي‌ها پشت‌ درهاي بسته كمپ استقلال ؛

تمريني كه قرار است بدون تماشاگر برگزار شود اما پاي ثابت‌هاي تمرين‌هاي استقلال خودشان را به ورودي كمپ رسانده‌اند. يكي از آنها مي‌گويد: «ديروز هم قرار بود تمرين بدون تماشاگر باشه اما ‌آقا پورحيدري وساطت كرد رفتيم داخل، امروز هم به همين اميد اومديم.‌» تعداد تماشاگران هر لحظه بيشتر مي‌شود اما حراست كمپ به آنها توصيه مي‌كند كسي منتظر نماند اما گوش كسي بدهكار حرف‌هاي او نيست و هواداراني كه آمده‌اند سايه‌اي گير آورده‌اند و منتظرند تا اجازه داده شود تمرين را از نزديك ببينند. 

كساني كه خودشان را به كمپ رسانده‌اند از اين وضعيت ناراضي هستند. يكي از هواداران كه چهره ميانسالي دارد مي‌گويد: «‌ هميشه مي‌يايم تمرين استقلال، موهاي سرم واسه استقلال ريخته، چرا نبايد اجازه داشته باشيم تمرين رو از نزديك ببينيم؟!» يكي از محل كارش مرخصي گرفته و ديگري مي‌گويد از بيرجند آمده؛ ۱۵۰۰كيلومتر راه اما حالا نمي‌تواند تمرين را ببيند. غرو لندهاي بقيه هم ادامه دارد اما همه اميدوارند كه اجازه ورود به آنها داده شود. هر‌چند دقيقه يك بار هم بازيكنان استقلال با ماشين‌هاي گران‌قيمت و چند‌صد ميليوني‌شان از راه مي‌رسند و كركره برقي ورودي كمپ بالا مي‌رود تا آنها وارد شوند.

يك‌شنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۱- كمپ تمريني استقلال – انتهاي بلوار فردوس، چهره آفتاب سوخته‌اي دارد؛ يكي از تماشاگران كه بيشتر تمرين‌هاي استقلال را ‌ از نزديك تماشا مي‌كند مي‌گويد: «از اسلامشهر اين همه راه رو مي‌كوبه مي‌ياد اينجا واسه تمرين.» هم‌محلي پرويز برومند است؛ دروازه‌بان دهه ۷۰ آبي‌ها كه چند وقتي است در تمرين استقلال شركت مي‌كند. ۲۴ساله است و مي‌گويد سعي مي‌كند هميشه تمرين‌هاي استقلال را از نزديك تماشا كند. به قول خودش «عشقه. ديگه كاريش نميشه كرد.‌» او و چند نفر ديگر از هواداران استقلال كه به كمپ آمده‌اند به قول خودشان از پاي ثابت‌هاي تمرين هستند، مجيد هم يكي از آنها است. 

توي پياده‌روي روبه‌روي كمپ نشسته و به ديوار تكيه داده. وقتي بازيكنان استقلال را مي‌بيند كه با اتومبيل چند‌صد ميليوني‌شان وارد كمپ مي‌شوند با حسرتي كه از صدايش ‌ مي‌بارد، از آرزوهايش حرف مي‌زند: «آقا اگه بابام ميلياردر بود و يه دلال پشتم بود الان مي‌تونستم تو استقلال بازي كنم، البته الان ديگه از ما گذشته، ۲۴سالمه اگه وقتي جوون‌تر بودم پول و رابطه داشتم الان اينجا نبودم، منم مثل بعضي از اين بازيكنا، بازيكن استقلال بودم.» 

نام چند بازيكن استقلال را مي‌برد كه به خاطر پول و رابطه الان در استقلال بازي مي‌كنند. از بازيكني كه مي‌گويد پدرش تاجر است و مي‌تواند كل تهران را بخرد و با X۳ دقايقي پيش براي تمرين به كمپ آمد تا بازيكني كه عمويش نماينده مجلس است و حالا دارد در استقلال بازي مي‌كند. همين حرف‌ها را مي‌زند كه يكي از همان بازيكنان سفارشي كه او شرح‌شان را گفته بود با آژانس خودش را به كمپ استقلال رساند، آن هم در حالي كه ۲۰دقيقه از تمرين استقلال گذشته. 

او به قول هواداران استقلال كه پشت در كمپ منتظرند به خاطر عموي نماينده مجلس‌اش، با استقلال قرارداد امضا كرده و كسي نمي‌تواند بابت تأخير از او چون و چرا كند چرا كه پشتش حسابي گرم است. اين بازيكن كه جنجال زيادي بر سر قراردادش با استقلال درست شد و عادل فردوسي‌پور هنوز كه هنوز است آن ماجرا را رها نكرده در حالي كه تابلو است پايش را به خاطر تظاهر به مصدوميت لنگ مي‌زند وارد كمپ مي‌شود. مجيد وقتي او را مي‌بيند با تأسف سري تكان مي‌دهد و افسوس مي‌خورد كه چرا بايد چنين بازيكني در استقلال بازي كند اما در ادامه بازهم آرزويش را تكرار مي‌كند: «چي مي‌شد ما هم باباي پولدار و نماينده مجلس داشتيم؟» 

مجيد اما با اين چيزها دلسرد نشده و عاشق استقلال است؛ يك هوادار دو آتشه كه مي‌گويد بليت رفت و برگشت هواپيما به اصفهان را گرفته تا سه‌شنبه در فولادشهر استقلال را برابر سپاهان تشويق كند: «امروز ظهر‌ رفتم آژانس بليت گرفتم. خانومي كه متصدي فروش بليت بود تعجب كرده بود چطور من بليت رفت و برگشتم واسه يه روزه، ازم پرسيد آقا حتماً مأموريت مي‌خواين برين كه زود هم بر مي‌گردين‌؟ منم گفتم: نه خانوم، واسه بازي استقلال و سپاهانه، واسه فوتبال، تا اينو گفتم با همكارش شروع كردن به خنديدن. گفتن آخه چه كاريه، فقط واسه يه فوتبال؟ گفتم: چه كار كنيم خانوم، عشق استقلاله ديگه، كاريش نمي‌شه كرد.» البته همكاران مجيد در شركتي كه او در آنجا كار مي‌كند هم به او گفته‌اند «آقا مجيد مي‌دوني بايد چند روز كار كني تا اين پول جبران بشه؟» حقوق مجيد روزي ۱۲۵۰۰تومان است و او ۱۱۶۰۰۰ تومان پول بليت داده؛ يعني نزديك حقوق ۱۰روز‌ كاري‌اش، آن هم فقط به عشق استقلال! 

با اين وجود مجيد مي‌گويد به اين حرف‌ها كاري ندارد. او در ادامه به تمرين ديروز استقلال نقبي مي‌زند و با تإسف از اينكه بعضي از بازيكنان حرف‌هاي ركيك مي‌زنند مي‌گويد: «يكي از همين بازيكنان چند وقت پيش لاستيك ماشينش تو چاله افتاد، آن چنان به زمين و زمان فحش ركيك داد كه همه شنيدند به بهش گفتم: آقا بعيده از شما، شما بازيكن تيم بزرگي مثل استقلالي، اما اون بازيكن مي‌دوني چه گفت؟ گفت: برو بابا».

يك‌شنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۱- كمپ تمريني استقلال – انتهاي بلوار فردوس، آخرهاي تمرين است، كركره‌هاي كمپ استقلال همچنان پائين است. تماشاگران از مربع‌هاي كوچك كركره، تمرين را تماشا مي‌كنند. دقايقي بعد مسئول حراست كمپ كركره‌ها را بالا مي‌برد و هواداران استقلالي كه ۹۰دقيقه منتظر مانده بودند وارد كمپ مي‌شوند. بازار عكس يادگاري داغ است. برخي از بازيكنان با اخم و بعضي با خوش‌رويي به هواداران پاسخ مثبت مي‌دهند. آن هوادار بيرجندي هم به سمت بازيكنان مي‌دود و تقاضاي عكس يادگاري مي‌كند: «‌۱۵۰۰كيلومتر اومديم فقط به عشق شماها». ساعت به ۷ نزديك مي‌شود و مجيد هم دقايقي با پرويز برومند هم محلي‌اش حرف مي‌زند و ديگر بايد به اسلامشهر برگردد: «روزايي كه پول داشته باشم با سواري مي‌رم و روزايي كه بخوريم به پيسي با اتوبوس.» دقايقي بعد ستاره‌هاي استقلال با ماشين‌هاي گران‌قيمت‌شان به خانه‌هايشان بر‌مي‌گردند!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار