
به گزارش جوان، ليگ كه تمام ميشود، يعني تمام تعارفها و تظاهرها هم تمام ميشود، قراردادها كه تمام ميشود، يعني آن روي اصلي ماجراست كه ديده ميشود، رويي كه در طول يك فصل، همه و همه دست به دست هم ميدهند براي پنهان كردنش، آن روي فوتبال كه همه ميدانيم چقدر كريه و زشت است متأسفانه. ليگ كه تمام ميشود تازه رو ميشود اصل قراردادها و ارقام آن چه شكلي و با چند صفر نوشته شده بوده، تازه مشخص ميشود چه بودجهاي خرج، نه البته، بايد گفت حيف و ميل شده، ليگ و قراردادها كه تمام ميشود و توافق دوبارهاي كه حاصل نميشود، تازه مشخص ميشود فلان مربي و فلان بازيكن و فلان مدير چه خرجهايي روي دست تيم گذاشتهاند، خرجهايي كه گاه با بودجه برخي تيمها برابري ميكند.
ليگ كه تمام ميشود، برخلاف آغاز كار، نه خندهاي در كار است و نه تعارفي. همهاش اخم است و نارضايتي. خصوصاً اگر ديگر قصدي براي ادامه همكاري نباشد. آن وقت است كه خيلي از مسائل پنهان شده رو ميشود. رقم اصلي قراردادها، پولهاي هنگفتي كه حيف و ميل شده و افرادي كه در عين هيچ كاره بودن، كلي ذينفع مالي بودند و جيبهايشان انباشته شده از پولهاي بيزبان.
اما نهايت همه اتفاقات پايان هر ليگ، مشتي مصاحبه اعتراضي از سوي طرفين است و رو شدن پشت پردههايي كه هنوز هم متعجبمان ميكند و هنوز به آنها عادت نكردهايم، پشت پردههايي كه حرفهاي زيادي براي گفتن دارند و سؤالهاي بيجواب زيادتري. اعتراضهايي كه گاه از سطح مصاحبه فراتر رفته و به شكايت و شكايتكشي هم ميرسد و دعواهاي دنبالهداري را به دنبال دارد. اما آنچه كه در اين ميان توجهي بدان نميشود و در ميان تمام دعواها و اعتراضها گم ميشود، چراي ارقام سرسامآوري است كه در اين بين و در زمان خوشي آقايان حيف و ميل شده است. ارقامي كه گاه در حد بودجه يك تيم است كه با توجه به شرايط مالي و امكاناتي مناسب برخي تيمها، خرج يك نفر ميشود.
گهر زاگرس، تيمي كه با تكيه بر نيروي بومي و جواني توانست خود را به سطح اول فوتبال كشور برساند، امروز تنها به دليل مشكلات مالي و امكانات نامناسب بايد قيد حضور در ليگ برتر را بزند و امتيازش منتقل شود. حال آنكه چند كيلومتر آن طرفتر، مربي يك تيم جنوبي مبلغي نزديك به يك ميليارد تومان دريافت ميكند اما برخلاف تمام امكاناتي كه تيمش دارد و خرجهاي هنگفتي كه شده، نميتواند جايگاهي بهتر از نيمه پايين جدول پيدا كند و جزو پنج تيم انتهايي جدول قرار ميگيرد تا مشخص شود هزينههاي هنگفتي كه شده، تا چه اندازه مؤثر بوده و عملكردها در اين تيم پرامكانات، تا چه اندازه صحيح و اصولي بوده.
اين اتفاق البته مختص يك تيم خاص نيست واين روزها در اكثر تيمها رخ ميدهد. حضور بازيكني بينام و نشان در يكي از تيمهاي مطرح پايتخت كه هيچ كس جوابگوي چراي عقد قرارداد با اين بازيكن نيست، بسته شدن تيم توسط يك بازيكن و مسائلي از اين دست، اين روزها جزو موارد عادي فوتبال شده كه ديگر كسي توجهي به آن نميكند و اگر هم مطرح شود، خيلي زود به دست فراموشي سپرده ميشود.
اما همين بازيكنان و مربيان ناموفق كه با دريافت ميليونها تومان نتوانستهاند كاري به جايي ببرند و نتيجهاي مثبت براي تيمهاي خود داشته باشند، به راحتي با تيمهاي ديگر وارد مذاكره شده و بازهم همان داستان تكراري خندهها و تعريف و تعارفهاي هميشگي كه در آخر به زمين خوردن تيمها يا حتي در برخي موارد اخراج و تغيير كادر فني تيمها ميانجامد.
اما آنچه كه باعث تعجب است، اينكه اين افراد هرگز بيرون از گود نميمانند و به فاصله اندك زماني كوتاه بعد از جدايي از يك تيم، به رغم داشتن پروندهاي نه چندان درخشان، با تيم ديگري وارد مذاكره شده و روي نيمكت آن مينشينند. حال آنكه معدود مربياني كه با شرايطي به مراتب سالمتر و البته موفقتر كار ميكنند، همواره بيرون از گود هستند و هرگاه تيمها با مشكل مواجه شده و شكست ميخورند، سراغي از آنها ميگيرند، اما بعد از موفقيت با اين مربيان، براي شروع دوباره، باز هم سراغ مربيان ناموفق و البته پرهزينه و با دستمزدهاي بالا و هنگفت ميروند و اين چرخه را همچنان ادامه داده و حفظ ميكنند.
شايد اگر قرار بود در پايان هر فصل و هر ليگي، تيمها پاسخگوي چراي خرجهاي هنگفت خود باشند، امروز شاهد اين همه حيف و ميل در فوتبالي نبوديم كه هر چه خرجش بالاتر ميرود، كيفيتش پايينتر ميآيد. البته نه حساب و كتابي شبيه آنچه كه سازمان ليگ به دست گرفته بود و تنها باعث بيشتر شدن ردو بدل پولهاي زير ميزي و عقد قراردادهاي صوري شد، حساب و كتابي كه خرج واقعي تيمها را بررسي كرده و براي حيف و ميل شدن پولهاي بيزبان جوابي منطقي بخواهد.