فارس: اجلاس سران ناتو در ۲۰ و ۲۱ ماه مه سال جاری میلادی در حالی برگزار میشود که غرب در حال تجربه یکی از بزرگترین دوران بحران اقتصادی است و بهار عربی در ادبیات سیاسی غرب جایگاه خود را پیدا کرده است و غرب قصد ندارد تا با واقیعت بیداری اسلامی تولد جدید تغییر در خاورمیانه را نام گذاری کند.
بهار عربی همزمان با بهار ناتو همراه شده است و آمریکا شاهد یکی از اجلاسهای مهم بینالمللی در دوران اوباما است و برای اولین بار یک اجلاس مهم در خارج از واشنگتن پایتخت آمریکا ولی در زادگاه اوباما یعنی شیکاگو برگزار میشود. گفته میشود که بیش ار ۲۰۰۰ خبرنگار این اجلاس را پوشش خبری خواهند داد و معترضان سیاسی و جنبشهای ضد جنگ در پیش نگاه آنها به مخالفت خود با نظامی کردن جهان میپردازند. البته دستگاه امنیتی و انتظامی آمریکا نیز بیکار ننشسته و قصد دارد با توپهای صدادار و آزمایش دستگاههای جدید ضد شورش به مصاف آنها برود.
دولت آمریکا برگزاری این اجلاس را یک فرصت برای تعریف و شناسایی مجدد خود در سلسله مراتب قدرت میداند و قصد دارد تا با توجه به شرایط خاص اعضای ناتو در افغانستان که هنوز در هالهای از شکست و ابهام به سر میبرد و همچنین با تاکید بر تغییر مسیر خود در سال ۲۰۱۴ و همچنین تعهدات اوباما به مردم آمریکا مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان مراسم شکست سیاست جمهوریخواهان در دوران بوش را با یک جشن بزرگ همراه سازد.
ناتو اولویت اول خود را در این اجلاس موضوع افغانستان انتخاب کرده است و بصورت زیرکانهای از شرایط و پیامدهای تحولات در خاورمیانه میگریزد. ناتو حتی در موضوع افغانستان در وضعیت مناسبی برخوردار نیست. اختلاف نظر شرکت کنندگان اساسی خواهد بود و الزما از شرایط تاکتیکی پیروی نخواهد کرد. به اعتقاد برخی از کارشناسان ایرانی همچون پاک آئین رئیس ستاد افغانستان در وزارت امور خارجه ایران، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به نظر واحدی در مورد افغانستان نخواهد رسید و در موضوع زمان و چگونگی خروج نیروهای خارجی با مشکلات جدیدی روبرو خواهد شد.
رویکرد دولت جدید فرانسه و برخی دیگر از اعضای ناتو مبنی بر خروج سریع نیروها از افغانستان مورد سوال برخی از اعضای مهم ناتو همچون آلمان و آمریکا است. از سوی دیگر عدم رضایت بسیاری از اعضای ناتو نسبت به رویکرد جدید از سوی تعدادی دیگر از کشورهای اروپایی نسبت به اقدامات یک جانبه آمریکا نظیر مذاکره با طالبان در قطر و دور از چشم اعضای ناتو ناخرسند بوده و از اینکه فقط در هنگام پرداخت کمکهای مالی به افغانستان، به بازی گرفته میشوند و در بقیه تحولات این کشور مجبور به دنباله روی از سیاستهای آمریکا هستند، رضایت ندارند. همچنین نظر به تعهد ناتو مبنی بر پرداخت سالانه ۵/۴ میلیارد دلار به افغانستان برای هزینههای ارتش و پلیس این کشور به نظر میرسد آمریکا قصد دارد نیمی از این مبلغ را از اعضای ناتو دریافت نماید، که به دلیل بحران اقتصادی در اروپا، کشورهای این قاره چندان تمایلی به این مشارکت ندارند.
اکثر کشورهای اروپایی به علت اینکه در پیمان استراتژیک آمریکا با افغانستان اسمی از مبارزه با طالبان آورده نشده و بدون در نظر گرفتن نقش کشورهای منطقه در کمک به استقرار صلح و امنیت در افغانستان، وظایف جدیدی برای ناتو تعریف شده است نگران بوده و نسبت به آینده امنیتی افغانستان علیرغم پرداخت کمکهای هنگفت خوشبین نیستند. اگرچه ممکن است اعضای ناتو برای حفظ ظاهر با انتشار بیانیهای وحدت نظر خود در مورد افغانستان را نشان دهند اما پیش بینی میشود اجلاس شیکاگو آغاز شکاف جدی میان اعضای ناتو در قبال افغانستان باشد.
راسموسن دبیر کل ناتو در همین خصوص تصریح کرده است که نحوه تامین امنیت با توجه به اجرای سیاستهای ریاضت اقتصادی و تقویت همکاری در ناتو و حضور نیروهای این پیمان در افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ محورهای اجلاس شیکاگو را تشکیل میدهند و اضافه میکند که اعضای ناتو در نشست شیکاگو به طور مفصل درباره این ماموریت گفتوگو خواهد کرد. به نظر میرسد با توجه به شرایط موجود در افغانستان و همچنین رویکرد امنیتی جدید غرب خصوصا بعد از اجلاس بن ۲، اجلاس شیکاگو به دنبال تعریف جدیدی از چگونگی توجیه سیاستهای ماندگاری در افغانستان است. تعجیل کشورهای غربی در انعقاد قراردادهای راهبردی قبل از اجلاس شیکاگو بیانگر این موضع است. عنوانسازی جدید رفتار ناتو در افغانستان هنوز از تفاهم کامل بین اعضاء برخوردار نیست زیرا این موضوع به چگونگی نگاه اعضاء به نحوه تعامل با ترتیبات امنیتی در منطقه باز میگردد و اگر کمی به تاخیر در دعوت از پاکستان در اجلاس شیکاگو توجه شود به خوبی سطح درخواستهای یورو آتلانتیکی در حوزه ناتو از شرایط بعدی تفکیک میشود. چنین به نظر میرسد که سطح میانجیگری انگلیس در کنترل مناسبات آمریکا و پاکستان کمی کار کرد داشته است.