
در اين بين آنچه وضعيت پيچيدهاي را به لحاظ موازنه قوا در سطح منطقه وبه ويژه براي جمهوري اسلامي ايران ايجادکرده است، حضور مسئله برانگيز نيروهاي فرامنطقهاي در آذربايجان و همکاريهاي نظامي با اين کشور ميباشد. به خصوص با توجه به خصومت ديرينه امريكا و اسرائيل با ايران. لذا حضور نيروهاي نظامي آنها در آذربايجان ميتواند تهديدي مستقيم عليه امنيت ملي ايران تلقي شود؛ چرا كه امريكا و اسرائيل با حضور نظامي در آذربايجان قصد دارند از يك سو حلقه محاصره پيرامون جمهوري اسلامي ايران را تكميل كنند و از سوي ديگر با جلوگيري از حضور ايران در ترتيبات امنيتي منطقهاي، فضاي لازم را براي انجام عمليات نظامي احتمالي عليه ايران به دست آورند.
بر اين اساس پيگيري ايدههاي غربگرايانه توسط باكو، گسترش روابط با ايالات متحده، نزديكي به اسرائيل و تمايل به عضويت در ناتو از جمله سياستهايي محسوب ميشوند كه نه تنها منطقه قفقاز را به سوي نظامي شدن سوق ميدهند، بلكه عملاً امنيت ملي ايران را نيز تهديد ميكنند. به همين سبب همواره جمهوري اسلامي ايران با حساسيت به همكاريهاي آذربايجان با اسرائيل، امريكا و ناتو نگريسته است.
در اين بين اخيراً وزارت دفاع جمهوري آذربايجان از بررسي و گفتوگو براي عقد قرارداد همکاري نظامي با ۲۷ کشور جهان خبر داده است. اين کشور تاکنون با ۲۹ کشور جهان توافقنامه همکاري نظامي امضا کرده و درحال گفتوگو با مسئولان ۲۷ کشور ديگر براي انعقاد چنين قراردادي است. مطابق با گزارش وزارت دفاع آذربايجان، پرسنل ارتش اين کشور در بيش از ۳۰۰ دوره آموزشي شامل آموزش زبان و فنون جنگي شرکت کرده و هر سال حدود ۱۵۰۰ نفر از کادرهاي نيروهاي سهگانه ارتش براي حضور در دورهها به کشورهاي دوست اعزام ميشوند.
تصميم جمهوري آذربايجان براي عقد قرارداد همکاري نظامي با ۲۷ کشور در شرايطي اعلام شده که انتشار خبر انعقاد قرارداد يک ميليارد و ۶۰۰ ميليون دلاري اين کشور با اسرائيل جهت خريد تسليحات، موجب نگراني همسايگان باکو شده است. اين قرارداد تسليحاتي که مابين آذربايجان و اسرائيل منعقد شده، تقريباً شامل نيمي از کل هزينههاي دفاعي آذربايجان در سال ۲۰۱۱ ميشود. مطابق برآوردها، کل هزينههاي دفاعي آذربايجان در سال ۲۰۱۲ معادل يک ميليارد و ۶۰۰ ميليون دلار است. اين مبلغ، برابر نصف تبادلات بازرگاني بين اسرائيل و آذربايجان است که در سال ۲۰۱۱ معادل بيش از ۵/۲ ميليارد دلار بود. بعد از انعقاد قرارداد همکاريهاي نظامي و فني در ماه فوريه ۲۰۱۲، اسرائيل به مهمترين شريک بازرگاني آذربايجان تبديل شد و باکو نيز مهمترين شريک بازرگاني اسرائيل در ميان کشورهاي فضاي شوروي سابق گرديد.
در شرايطي که برخي از تحليلگران، اين قرارداد را کارت ورود آذربايجان به «ائتلاف غربي» ميدانند، با اين حال به نظر ميرسد اين قرارداد داراي چند نتيجه مشخص است:
۱ -آذربايجان با عقد اين قرارداد و نزديك شدن به اسرائيل، بيش از پيش خود را وارد ائتلافهاي ضد ايراني کرده است. نبايد از ياد برد در گمانه زنيهايي که در خصوص حمله احتمالي اسرائيل به ايران وجود دارد، تنها دو کشور آذربايجان و افغانستان (گروه نيروهاي ائتلافي در افغانستان) ميتوانند به اجراي عمليات هوايي اسرائيل عليه ايران دست بزنند. از اين رو افزايش سطح روابط نظامي آذربايجان و اسرائيل ميتواند به تشديد تنش در روابط تهران و باکو منجر شود.
۲- عقد اين قرارداد از سوي ارمنستان بدون پاسخ نخواهد ماند و احتمالاً طرف ارمني نيز در آينده نزديک به عقد قراردادي مشابه با روسيه يا کشوري ديگر دست خواهد زد. به خصوص که پهپادها دريافتي آذربايجان از اسرائيل قادر خواهند بود از سامانه ضد هوايي ارمنستان رد شوند.
در مجموع بسياري از کارشناسان، آغاز حملات اسرائيل (و احتمالاً ايالات متحده) به ايران را با آغاز عمليات جنگي آذربايجان عليه ارمنستان براي آزادسازي ناگورنو قره باغ مرتبط ميدانند زيرا در اين صورت نظاميان آذربايجان (که به خدمت اسرائيل گماشته شدهاند) ميتوانند از طريق جبهه ارمني ـ آذري، از ضربات اسرائيل به ايران پشتيباني کنند. از سوي ديگر به نظر ميرسد در هيئت حاکمه آذربايجان، افراد زيادي وجود داشته باشند که هرگونه نقش باکو در اقدام نظامي عليه ايران را خودکشي آذربايجان تلقي کنند زيرا آنها ميدانند که آذربايجان به سادگي هدف حملات متقابل ايران قرار خواهد گرفت.