کد خبر: 468414
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۳:۰۰
مجموعه افكار يك ملت به حالت خفته و خاموش، بيدار و پرخروش، موقتي و زودگذر، پايدار و نهادينه شده، در واقع چارچوب روانشناسي اجتماعي آن ملت را تشكيل مي‌دهد و روانشناسي اجتماعي ملت‌ها از برآيند دو تلاش شكل مي‌گيرد؛ بخشي نشأت گرفته از ارزش‌هاي فرهنگي ريشه داري است كه در گذر زمان و از آداب و رسوم يا ارزش‌هاي ديني جامعه به نهاد انسان‌ها منتقل مي‌شود و بخشي ديگر حاصل تلاش نخبگاني است كه وظيفه هدايت افكار عمومي را بر عهده دارند. از اين رو مي‌توان با انديشه در شكل و محتواي پديده‌هاي ذهني مردمان، نه تنها نقش و معناي پديده كم شناخته شده افكار عمومي را بهتر شناخت و با زواياي گوناگون رفتار آنها آشنا شد، بلكه به توانمندي‌هاي بالفعل و بالقوه اين نيروي عظيم انساني بيش از پيش آگاه شد تا به مقتضاي شرايط و زمان، از اين نيروي عظيم براي پيشبرد اهداف متعالي يك جامعه بهره جست و او را براي مقابله با تهاجم ناجوانمردانه دشمن آماده كرد، بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت هر عاملي كه بتواند اين نقش را به درستي ايفا كند و در تنوير و هدايت افكار عمومي مؤثر واقع شود، مثبت است. اما در كنار اين تلقي مثبت، نبايد به گونه‌اي عمل كرد كه موجب واكنش افكار عمومي و احياناً گارد گرفتن جامعه در مقابل برخي رفتارها شد چراكه از برآيند اينگونه رفتارهاي غلط، نتايج معكوس حاصل خواهد شد. از اين رو، همه تئوري پردازان علوم اجتماعي كه معتقد به تأثيرگذاري بر افكار عمومي هستند، تأكيد دارند كه افكار عمومي را نمي‌توان در همه شرايط، آن‌گونه كه اميال فردي ايجاب مي‌كند، شكل داد و در دلايل آن، به موارد زير اشاره دارند:
۱- درصورتي آحاد يك جامعه نسبت به پديده‌اي واكنش مثبت نشان مي‌دهند كه آن پديده دغدغه اصلي آنها باشد و به تعبير ديگر، نقطه ثقلي باشد كه آنها انتظار طرح آن را داشتند. بنابراين به نظر مي‌رسد هر چقدر ارتباط خبر يا پديده‌اي با نياز مردم پيوند كمتري داشته باشد، افكار عمومي نسبت به آن واكنش كمتري نشان مي‌دهد.
۲- ممكن است يك پديده اجتماعي به خطر اثرات سوء پي درپي كه مي‌گذارد، موجب واكنش منفي افكار عمومي گردد و افكار مردم را به گونه‌اي غير منتظره جهت دهد و چه بسا در برهه‌اي از زمان مانند جرقه‌اي، افكار ناراضي آنان را شعله ور سازد.
۳- افكار عمومي در شرايطي به گونه‌اي دلخواه شكل خواهد گرفت كه فضاي مساعدي براي طرح آن فراهم گردد. چنانچه مردم تشنه شنيدن خبري باشند كه به سرنوشت آنها بستگي دارد چه بسا خودشان دست به انتشار وآگرانديسمان(بزرگنمايي) حتي كاذب آن خبر بزنند تا از نگاه خودشان خلأ موجود را پركنند. ولي اگر فضاي مساعدي براي بروز اين دسته از اخبار نبينند، نه تنها خود نسبت به طرح آن در جامعه اقدامي نمي‌كنند، بلكه در مقابل اين دسته از اخبار واكنش منفي نشان مي‌دهند.
۴- هر گروه يا ملتي داراي فرهنگ خاصي است؛ فرهنگي كه شامل هنجارها و نهادهاي اجتماعي و اعتقادات مخصوص به خود مي‌باشد. بر همين اساس است كه بارها تئوري پردازان افكار عمومي اذعان كرده‌اند تفاوت ماهوي بين افكار جامعه شهري و روستايي، پايين شهري و بالاشهري وجود دارد، بنابراين اگر سازمان دهندگان افكار عمومي به اين مقولات توجه نداشته باشند، بر خلاف انتظار، شاهد رفتاري معكوس از سوي جامعه خواهند بود.
۵- بايد محتواي افكار عمومي پاسخگوي نيازهاي ظاهري و باطني افراد باشد. به تعبير ديگر، واقعه‌اي كه به افكار عمومي دامن مي‌زند واقعه‌اي است كه به نياز افراد يا جامعه مرتبط خواهد بود، مثلاً نياز به امنيت و آرامش جامعه يك نياز ظاهري است و مردم از اخباري كه امنيت و آرامش آنها را برهم مي‌زند، پرهيز مي‌كنند.
با توجه به موارد گفته شده، قصد آن داريم رفتاري كه اين روزها بين دولت با مجلس بر سر يك موضوع حاشيه‌اي كه در جاي خود موضوع مهم ولي با توجه به شيطنت‌هاي سياسي و گرو كشي‌هاي مجلسي‌ها با دولتي‌ها يا بالعكس، امروز به يك چالش جدي تبديل شده است، بپردازيم. بازي رياست مرتضوي بر سازمان تأمين اجتماعي آنچنان چندش‌آور شده است كه هر شهروند ايراني امروز كه شاهد اين دعواهاي آزار دهنده مجلسي‌ها با دولتي‌هاست، ناخودآگاه زبان به شكوائيه از اين رفتارهاي غير منطقي و تخريب زا مي‌گشايد و كمترين واكنش مردم به اين رفتارها، روي برگرداندن از تيترهاي چكشي و بگو و مگوهاي زشت نقش بسته بر صفحه روزنامه‌ها و آه حسرت كشيدن عميق مردمي است كه با بيان يك جمله كوتاه «چه مي‌خواستيم، چه شد!»، اعتراض خود را به اين گونه رفتارها بروز مي‌دهند. حقيقتاً آيا تاكنون آقايان مجلسي‌ها و دولتي‌ها از خودشان سؤال كرده‌اند، پديده انتصاب مرتضوي با همه ناخشنودي از اين انتصاب يعني رياست او بر سازمان تأمين اجتماعي، در كجاي نيازهاي مردم بوده است و با وجود اين شاخ و شانه كشيدن‌ها، چرا مردم بي‌تفاوت از كنار آن مي‌گذرند. حداقل پنج دليل را براي اينكه يك موضوع از منظر مردم مهم باشد و لازم بدانند در مقابل آن واكنش از خود بروز دهند، برشمرديم، كساني كه همواره بر طبل اين موضوع مي‌كوبند، نگاه كنند ببينند اگر موضوع انتصاب مرتضوي بر رياست تأمين اجتماعي تا اين ميزان مهم است چرا به عنوان دغدغه، نياز ظاهري و باطني مردم مورد واكنش آنها قرار نمي‌گيرد. آيا زمان آن نرسيده كه به اين بازي كودكانه پايان داده شود. يك روز گفته مي‌شود مرتضوي قول شرف داده كه ديگر بر صندلي سازمان تأمين اجتماعي تكيه نخواهد زد، روز ديگر به نقل از احمدي‌نژاد گفته مي‌شود استعفاي مرتضوي پذيرفته نشده و او همچنان رئيس سازمان تأمين اجتماعي است، فرداي آن روز مي‌گويند مرتضوي چند روزي است به مشهد رفته و بعد از بازگشت از اين سفر معنوي و كشتن هواي نفس ديگر به سازمان تأمين اجتماعي باز نمي‌گردد و ده‌ها خبر راست و دروغ ديگر بر خروجي رسانه‌ها قرار مي‌گيرد و در نهايت، او با ژست پيروز اين ميدان در مصاحبه با رسانه‌ها موجوديت خود در سازمان تأمين اجتماعي را تثبيت شده تلقي مي‌كند و در مقابل، فلان نماينده مجلس به گونه‌اي موضع مي‌گيرد كه انسان ياد دعواهاي حيثيتي دو قبيله مي‌افتد كه طرف دعوا، طرف ديگر را با الفاظي از قبيل «مگر اينكه از روي جنازه من بگذري تا به مقصود خود برسي»، طرف مقابل را وادار به واكنشي از جنس شكايت به دستگاه قضا براي اعاده حيثيت مي‌كند. آنچه بين آقايان توكلي و مرتضوي يا افراد ديگر با دولتي‌ها در روزهاي گذشته اتفاق مي‌افتاد، از اين جنس است. اينكه چرا مرتضوي با وجود اين همه حاشيه، رياست سازمان تأمين اجتماعي را پذيرفت و اصرار بر تثبيت جايگاه خود دارد، تقريباً روشن است.
دولتي‌ها مي‌دانند مجلس و بخشي از جامعه نخبگي كشور نسبت به دادن مسئوليت به مرتضوي در اين شرايط، حساسيت دارند و از اين رو دولت تلاش مي‌كند با برگ مرتضوي مجلس را به چالش بكشاند و مجلس هم نشان داده است در شرايط تنش‌زا به‌جاي تصميمات عاقلانه و منطقي، لج بازي را مبناي رفتار خويش قرار مي‌دهد. بنابراين روشن است كه اين بازي پيروز قطعي نخواهد داشت. شايسته بود مرتضوي با نپذيرفتن اين مسئوليت، نشان مي‌داد امنيت و آرامش جامعه براي او بسيار مهمتر از مسئوليتي خواهد بود كه قرار است در آن به خلق خدمت كند و اين يعني همان وفاداري به ارزش‌هاي نظام و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي. اما به هر جهت، اين اتفاق نيفتاده و در چنين شرايطي يا بايد دولت كوتاه بيايد يا مجلس.
با مطالعه روانشناسي رفتاري دولتي‌ها، بعيد به نظر مي‌رسد اين مقوله توسط دولت با صرفنظر از انتصاب مرتضوي، ختم به خير شود اما آن سر دعوا مجلس است كه مي‌تواند با عقب نشيني از خواسته خود، بار ديگر فضاي آرامش را به افكار عمومي بازگرداند و در مقابل لج بازي دولت، كوتاه بيايد و نبايد اين را شكست مجلس در مقابل دولت تلقي كرد، چراكه احترام براي افكار عمومي، قطعاً بزرگترين پيروزي است. آنچه مردم انتظار دارند تمام كردن اين بازي است و اين بازي فقط با گذشت يك طرف دعوا تمام شدني است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار