کد خبر: 468191
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
 قديم‌ها آدم‌ها با هم با صفاتر و رو راستتر بودند و قول و قرارها مردانه و بي‌كلك بود. قديم‌ها اعصاب مردم اينقدرخط خطي و بي‌روح نبود. قديم‌ها مردم براي كمك به همسايه و همنوع خود از هم سبقت مي‌گرفتند و اينقدر حقه و ريا در كار نبود. بايد حسرت بخوريم بر هزاران نقطه مثبت قديم‌ها و قديم‌ها و قديم‌ها كه اين روزها كمتر اثري از آنها يافت مي‌شود. چه اتفاقي افتاده كه نسبت به يكديگر بي‌وفا شده‌ايم و كمتر به هم رحم مي‌كنيم؟
چرا نوعي منش گرگي و گرگ بازاري حول رفتارهاي خيلي‌ها مي‌چرخد؟ سرقت، اخاذي، ريا كاري، فريب مردم و كلاه برداشتن از سرشان يا كلاه گذاشتن سر مردم به بهانه‌هاي گوناگون، رعايت نكردن حقوق همسايه، همكاري نكردن دو همكار، فرار از كمك كردن به همنوع، ترس از رفت و آمد با همسايه و مواردي از اين نمونه مصاديق بارز اين گفتار است كه ارزش‌هاي اخلاقي در جامعه كنوني تحت تأثير شرايط ويژه‌اي قرار گرفته است.
شايد شما مخالف اين گفتار باشيد و بگوييد در جامعه ما بسياري به اصول اخلاقي پايبند هستند، در پاسخ بايد اذعان داشت كه ما هم منكر اين موضوع نيستيم و هنوز هم در جامعه ما بسياري افراد هستند كه اصول اخلاقي را رعايت مي‌كنند، مثل قديم‌ها آثاري از كمك به همنوع در مردم وجود دارد و بعضي‌ها براي همياري و همكاري در صف اول قرار دارند. اما كمرنگ‌تر شده است.
شايد بيان اتفاقاتي كه به صورت روزانه در شهر و محله با آن مواجه مي‌شويم، بهترين مصداق براي از بين رفتن تدريجي اخلاق در جامعه باشد.
صداي ترمز خودرو و جيغ دخترجواني خيابان را پر مي‌كند، خودرو با سرعت از محل حادثه فرار مي‌كند و دختر جوان كه در شرايط خوبي قرار ندارد، در وسط خيابان مي‌افتد. چند دقيقه مي‌گذرد، همه در اثر صداي تصادف شوكه شده‌اند و تنها نظاره‌گر صحنه حادثه هستند. پس از گذشت چند دقيقه جمعيت در اطراف دختر حلقه مي‌زند و بحث و تفسير ماجرا آغاز مي‌شود. دخترجوان از درد به خود مي‌پيچد و ناله مي‌كند، اما مردم با هم درباره صحنه‌اي كه مشاهده كرده‌اند، بحث و گفت و گو مي‌كنند، بحث و گفت‌و‌گو‌هايي كه در برخي موارد كارشناسي هم مي‌شود!
مرد جواني مي‌گويد: تقصير خودش بود، چراغ قرمز را رد كرد، رفت زير ماشين ! مرد ميانسالي مي‌گويد: من ديدم پسر جوان بود كه فرار كرد، خانمي هم درميان جمعيت مي‌افزايد: نه راننده‌اش مرد ميانسال بود، با سرعت زيرش كرد. هركس به نوعي ماجرا را تفسير مي‌كند. اين درحالي است كه دخترجوان همچنان ناله مي‌كند و از درد به خود مي‌پيچد!
پس از گذشت يك ربع از حادثه، در شرايطي كه حلقه كارشناسي مردم در اطراف مصدوم بيشتر و تنگ‌تر مي‌شود، بلافاصله صدايي از ميان جمعيت به گوش مي‌رسد:«آقا يكي با اورژانس تماس بگيرد، اين دختر حالش خوب نيست» همه باز هم به هم نگاه مي‌كنند و منتظر واكنش ديگري هستند.
جالب اينجاست كه رهگذران هم مردمي را كه در اطراف دخترجوان حلقه زده‌اند، متهم به كمك نكردن مي‌كنند و با خود مي‌گويند:«همه فقط نگاه مي‌كنند، هيچ كس به فكركمك كردن نيست!»
يك ربع ديگر مي‌گذرد، نه تنها با اورژانس تماس گرفته نمي‌شود، بلكه هيچ راننده‌اي حاضر نيست، ترمز كند و مصدوم را به بيمارستان برساند. دختر جوان كف خيابان، زير آفتاب سوزان، ناله مي‌كند، مردم دورش حلقه زده‌اند و به فريادهايش توجه ندارند!
سرانجام پس از نيم ساعت، اورژانس سلانه سلانه به محل حادثه مي‌رسد، اما ديگر صداي ناله‌هاي دختر به گوش نمي‌رسد.
اين روزها بسياري از ما نمونه‌هاي مشابه اين حادثه را در سطح شهر مشاهده مي‌كنيم، حوادثي كه به نوعي با اخلاق شهروندي و كمك و همياري با همنوع ارتباط تنگاتنگي دارد و چناچنه اين اصل مهم در آن رعايت نشود، مي‌توان به جرأت گفت كه بعضي از ما آدم‌ها در اين جامعه به همديگر رحم هم نمي‌كنيم، چه برسد به اينكه بخواهيم به همنوع خود كمك كنيم.
نتيجه‌گيري و پايان بندي اين مطلب باشد به عهده شما.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار