
در بين چهرههاي برجسته ليگ يازدهم هم ميتوان مربي ديد و بازيكن و البته داور و همچنين مديرعامل، چهرههاي جنجالي كه ليگ جذابيت خودش را مديون آنهاست. از عبدالله ويسي كه با تيم جوانش سهميه گرفت تا علي كريمي كه يك تنه ميخواست جور تمام بازيكنان پرسپوليس را بكشد. حالا اين شما و اين هم چهرههايي كه در ليگ يازدهم نامشان پررنگتر از بقيه بود!
زلاتكو كرانچار
نقش اصلي را در قهرماني سپاهان داشت. او به عنوان مغز متفكر سپاهان وقتي جاي لوكا را گرفت تيم اصفهاني را از اين رو به آن رو كرد تا آنها در مسير قهرماني قرار بگيرند و در نهايت هم محرم نويدكيا جمعه شب جام ليگ يازدهم را بالاي سرش ببرد. او زلاتكو كرانچار است مربي ۵۶ ساله كروات كه با سپاهان قهرمان ليگ شد. او در حالي با سپاهان به اين موفقيت رسيد كه خاطره خوشي از اولين تجربه آمدنش به ايران ندارد. دوره اول حضور در ايران به ليگ نهم بر ميگردد كه سرمربي پرسپوليس شد و كم طاقتي حبيب كاشاني باعث شد تا كرانچار فرصتي كافي پيدا نكند و تنها بعد از چند تساوي به كشورش برگردد.
اما اين بار قضيه فرق ميكرد و عليرضا رحيمي مديرعامل سپاهان به او فرصت كافي داد. او كرانچار را هفته يازدهم جانشين بوناچيچ كرد؛ مربياي كه نتوانست مانند دوره اول مربيگري در سپاهان موفق باشد. موتور سپاهان با كرانچار راه افتاد و آنها به تيمي تبديل شدند كه مهارناپذير نشان ميدادند. سپاهان با كرانچار فاصله شش امتيازياش با استقلال را جبران كرد و آبيها را جا گذاشت تا جام در اصفهان بماند.
عبدالله ويسي
مربي جوان جنوبي نشان داد كه خيلي حرفها براي گفتن دارد. صبا با عبدالله ويسي تيم شگفتيساز ليگ يازدهم بود. او برخلاف بقيه تيمها اول فصل دور ستارهها را خط كشيد و رفت در ليگهاي دسته پايينتر بازيكنان جوان را گلچين كرد و به قم آورد. با اين بازيكنان خيليها در قم، صبا را در رديف تيمهاي سقوط كرده قرار داده بودند اما ليگ كه شروع شد صباي قم آنقدر خوب نتيجه گرفت كه چشم خيليها از تعجب گرد شد. البته برخي پيشبيني كردند كه طوفان صبا هر چه از ليگ ميگذرد آرام ميشود اما صباي قم تا آخر ليگ به روند صعودي ادامه داد و در پايان روي پله چهارم ليگ ايستاد تا سهميه ليگ قهرمانان را بگيرد و همه به احترام مربي جوان اين تيم بلند شوند و كلاه از سرشان بردارند.
محمد رويانيان
ميگويد فكر نميكرده فوتبال اينقدر كثيف باشد اما حالا كه چند ماه است در فوتبال پست گرفته دستش آمده كه چقدر پيش زمينه ذهنياش از فضاي فوتبال اشتباه بوده. او محمد رويانيان است؛ مديرعامل شمالي پرسپوليس كه با حكم محمد عباسي جانشين حبيب كاشاني شد؛ انتخابي كه باعث تعجب خيليها شد اما رويانيان از ستاد سوخت به باشگاه پرسپوليس آمد تا به وضعيت قرمزها كه با حبيب كاشاني به هم ريخته بود سر و ساماني دهد.
رويانيان با آمدنش به پرسپوليس با توجه به روابطي كه داشت با تزريق پول به تيم بهانه مشكلات مالي را از بازيكنان گرفت، مصطفي دنيزلي سرمربي محبوب تماشاگران را به ايران آورد تا جانشين استيلي شود و با اخراج ليدرها سكوها را در دست گرفت. با وجود اين تدابير پرسپوليس اگر چه در ليگ بدترين نتيجه تاريخ را گرفت و تيرهروزيهاي قرمزها با تيم مديريتي و فني جديد هم ادامه داشت اما در ليگ قهرمانان با نتايج خوبي كه گرفتهاند در آستانه صعود به جمع ۱۶تيم برتر آسيا هستند. البته رويانيان قول داده فصل بعد يك پرسپوليس رويايي بسازد.
پرويز مظلومي
ليگ يازدهم پر از اتفاقهاي تلخ و شيرين براي پرويز مظلومي بود. او با تيمي كه اول فصل لقب كهكشانيها گرفت شانس اول قهرماني ليگ يازدهم به حساب ميآمد و خيليها حاضر بودند روي جام آوردن آبيها شرط ببندند اما ماه عسل پرويز مظلومي و استقلال با شروع نيم فصل دوم تمام شد. آنها در حالي كه با اختلاف شش امتياز برتري نسبت به سپاهان قهرمان نيم فصل اول شدند در ادامه نزول كردند و آن قدر امتياز از دست دادند تا در پايان سوم شوند. البته استقلال با مظلومي قهرمان جام حذفي شد اما اين نتوانست از دست رفتن قهرماني ليگ را جبران كند. ناكامي در ليگ و البته شكسته شدن ركورد بردهاي مظلومي برابر پرسپوليس باعث شد تا مظلومي كاريزماي مربي محبوبي كه سكوها نامش را فرياد ميزنند از دست بدهد. اگرچه او دلايل زيادي مانند فشرده بودن بازيهاي استقلال تا مصدوميت مهرههاي تأثيرگذارش را در نرسيدن به قهرماني مؤثر ميداند اما منتقدان او ميگويند كه مظلومي يك مربي معمولي است كه توانايي او در همين حد است و انتظار بيشتري نبايد داشت!
علي كريمي
ستاره پرسپوليس در ليگ يازدهم كه به اندازه تمام بازيكنان اين تيم دويد، حرص خورد و گل زد. اما او يك نفره نميتوانست به تنهايي قرمزها را به سمت پيروزي هول بدهد و تلاشهاي جادوگر به جايي نرسيد. با اين حال او تنها چهره شاخص تيمي بود كه فصل وحشتناكي را تجربه كرد و تماشاگرانش بارها گريان به خانهها رفتند. او حتي در روزهايي كه مصدوم هم بود از روي نيمكت آنقدر فرياد ميزد و بازيكنان را تهييج ميكرد طوري كه اگر ديگر بازيكنان پرسپوليس حتي يك دهم او هم به پيراهن تيمشان تعصب داشتند اينگونه پرسپوليس در ليگ يازدهم ضعيف نتيجه نميگرفت.
مصطفي دنيزلي
مربي محبوب پرسپوليسيها كه ميانه فصل جاي حميد استيلي را گرفت تا روزهاي خوبش با پرسپوليس را تكرار كند اما اين اتفاق نيفتاد و قرمزها با مصطفي پاشا روي پله دوازدهم ايستادند؛ رتبهاي كه براي قرمزها اصلاً قابل قبول نبود. البته تيم دنيزلي در ليگ قهرمانان توانست جبران كند. او وعده داده كه براي فصل آينده پرسپوليس رويايي هواداران را بسازد، تيمي كه خودش آن را ميبندد نه مانند پرسپوليس ليگ يازدهم كه دستپخت استيلي و كاشاني بود و به عقيده دنيزلي ۱۰ بازيكنش اصلاً به درد تيم نميخورند.
فرهاد مجيدي
جدايياش از استقلال با پايان نيم فصل اول مانند يك شوك براي هواداران استقلال و پرويز مظلومي بود. او ستاره استقلال در نيم فصل اول بود، با ۸ گل و البته پاس گلهاي فراواني كه در همه بازيها گره را باز ميكرد. اما او به طور ناگهاني بعد از بازي با نفت تهران آنطور كه فتحاللهزاده اعلام كرد نتوانست دوري از دخترش را تاب بياورد و به قطر رفت تا براي الغرافه بازي كند. با رفتن مجيدي از استقلال، آبيها همان طور كه پيشبيني ميشد افت كردند و نتوانستند نتايج نيمفصل اول را تكرار كنند.
حميد درخشان
برخلاف قبل ديگر چهره محبوبي بين بوشهريها نيست و آنها ميگويند اگر او نبود شاهين هم سقوط نميكرد. او متهم است كه با بازكردن پاي بازيكنان بيكيفيتي مانند ميثم منيعي كه تعداد زيادي از دوستانش را با قراردادهاي سر به فلك كشيده به شاهين قالب كرده نقش اصلي را در افتادن تيم داشته است. حميد درخشان در ليگ يازدهم در دو مرحله روي نيمكت شاهين نشست و هر بار هم به دليل مشكلات مالي استعفا داد تا تيمي كه به فينال جام حذفي هم رسيده بود با چارچوبي كه او اول فصل براي بوشهريها درست كرده بود راهي دسته اول شود.
شيث رضايي و محمد نصرتي
آنها را ميتوان جنجاليترين چهرههاي ليگ يازدهم به حساب آورد. تا مدتها بعد از بازي داماش و پرسپوليس بود كه بلوتوث حركت غيراخلاقي دو مدافع پرسپوليس گوشي به گوشي ميگشت؛ حركتي كه خيليها را انگشت به دهان كرد و عرق شرم را بر پيشاني اهالي فوتبال جاري كرد و روزنامه با تيتر ۱۸+ آن را روي جلد بردند. شيث رضايي و محمد نصرتي حالا اگر چه پس از پشت سرگذاشتن دوران محروميت شان دوباره به ميادين فوتبال برگشتهاند و تأكيد ميكنند عمدي نداشتهاند و آن اتفاق غير عمدي بوده اما كمتر كسي است كه صحبتهاي آنها را باور و آن حركت زشت را فراموش كند.
محمود رفيعي
«از داوري خداحافظي ميكنم»؛ اين حرفهاي محمود رفيعي جنجاليترين داور ليگ يازدهم است. او در بازي پرسپوليس و داماش با سوتهاي جنجالياش تماشاگران را عليه خودش شوراند تا آنها هر چه از دهنشان در آمد نثار رفيعي كردند. البته او هم يك تصميم جنجالي گرفت و براي اولين بار در تاريخ ليگ بازي را نيمه تمام قطع كرد آن هم در حالي كه تنها چند دقيقه تا پايان بازي مانده بود. رفيعي بعد از بازي هم مصاحبه كرد و اعلام كرد ديگر داوري نميكند تا بازي برگشت پرسپوليس و داماش هم مانند بازي رفت جنجالي از آب دربيايد.
ايمون زايد
هت تريك به يادماندني او در تاريخ دربيها بيسابقه بود تا نام مهاجم ليبيايي الاصل پرسپوليس جزو چهرههاي خاطرهانگيز ليگ يازدهم و البته دربي قرار بگيرد. زايد در نيم فصل دوم به پرسپوليس پيوست، ولي چندان مورد توجه دنيزلي نبود و قبل از دربي فقط يك نيمه مقابل ذوبآهن براي پرسپوليس بازي كرد اما او در دربي ۷۴ در شرايطي كه پرسپوليس دو بر صفر عقب بود و هواداران پرسپوليس خودشان را براي يك شكست ديگر آماده كرده بودند در دقيقه ۸۰ به ميدان رفت و با زدن سه گل در فاصله دقايق ۸۲ تا ۹۰ ورق را برگرداند تا هم پرسپوليس به صورت معجزهآسايي استقلال را سه بر دو شكست دهد و هم قرمزها پس با شكستن ركورد مظلومي پس از دو سال طعم برد برابر آبيها را بچشند.
حميد استيلي
ناكامترين مربي ليگ يازدهم كه خيلي زود ميخواست بدون طي كردن مرحله به مرحله به هدفهاي بزرگش برسد. او با توجه به رابطه دوستانهاي كه با كاشاني داشت خيلي زود به آرزويش كه نيمكت پرسپوليس بود رسيد آن هم پس از اينكه مديرعامل سابق قرمزها در يك نقشه حساب شده دايي را بركنار كرد. طريقه رسيدن استيلي به سرمربيگري پرسپوليس باعث شد تا تماشاگران اين تيم از همان ابتدا به نتايج پرسپوليس با استيلي حساس شوند و در ادامه كارنامه ضعيف استيلي با قرمزها باعث شد تا او در نهايت پس از شكست پرسپوليس برابر استقلال در جام حذفي استعفا دهد و تلخترين پايان ممكن براي او در نيمكت پرسپوليس رقم خورد؛ پاياني كه با توجه به نحوه خوردن حكم مربيگري قرمزها براي او قابل پيشبيني بود.
امير قلعهنويي
او همواره قابليت چهره شدن در ليگ برتر را دارد؛ برترين مربي تاريخ ليگ برتر با ۴ قهرماني، او در ليگ يازدهم وقتي با اصفهانيها به توافق نرسيد و ديد ستارههاي اين تيم جدا ميشوند به تراكتور بله گفت و به تبريز رفت. امير پاشا اين لقبي بود كه تبريزيها به او دادند و قلعهنويي هم به خوبي مأموريتش را در تبريز تمام كرد. تراكتور نايب قهرمان ليگ شد و سهميه آسيا گرفت تا دنيا به كام تراكتوريها باشد كه فكرش را هم نميكردند اين قدر خوب نتيجه بگيرند. اما داشتن مربياي مانند قلعهنويي، آنها را در ليگ يازدهم زودتر از آنچه فكرش را ميكردند به آرزوهايشان رساند.
علي دايي
نماد اعتراض در ليگ يازدهم بود. رفتن پر حرف و حديث او از پرسپوليس باعث شد تا تماشاگران پرسپوليس از همان هفته اول وقتي ديدند تيمشان با استيلي نتيجه نميگيرد نامش را فرياد بزنند.
«عليي ي ي دايي» شعار اعتراضي هواداران پرسپوليس نسبت به تيمي بود كه حبيب كاشاني و حميد استيلي بسته بودند. پس از آن نام علي دايي به تمام ورزشگاههاي كشور و حتي ساير ورزشها هم كشيده شد و تماشاگران هر وقت نسبت به عملكرد تيمشان اعتراض داشتند نام دايي را فرياد ميزدند!