کد خبر: 468055
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۷

حميدرضا افتخاري: اصلا لازم نيست كسي درباره اين دو خبر قلم فرسايي كند، اما حيف است از اين جماعت پر مدعاي مثلاً حرفه‌اي خودمان چيزي ننويسيم. وقتي خبر اول را شنيدم تصميم گرفتم دست به قلم شوم و بعد منصرف شدم گفتم نوشتن از پديده جباريسم خيلي هم مهم نيست، بالاخره اين هم پديده‌اي‌است كه بايد به وجودش عادت كرد. اما خواندن خبر دوم مجابم كرد تا بنويسم، از پديده‌اي بنويسم كه ريشه در اتفاقات تلخ فوتبال ما دارد از بي‌تدبيري در مديريت فوتبال نتيجه گرا و پر از تملق ايران. 

به راستي چرا در فوتبال درجه چندم ما بازيكني در حد جباري كه حتماً در زمره بهترين نيست به خودش اجازه مي‌دهد در طول يك فصل چندين بار فضاي تيم را به‌هم بريزد و بعد هم انگار نه انگار بيايد و فوتبالش را بازي كند و مطالبه مبلغ قرارداد نجومي‌اش را بكند؟ آيا جز اين است كه مديريت در فوتبال ما نتيجه گراست؟
 
اگر فتح الله زاده دنبال نتيجه گرفتن صرف نبود بايد همان روز اول اين دندان را مي‌كشيد و خيال خودش را راحت مي‌كرد: فرقش چه بود؟ حالا كه استخوان لاي زخم را تحمل كرد چه گلي به سر تيم زد. نتيجه هر دو يكي بود؛ قهرماني از دست مي‌رفت. تازه شايد اگر تيم با آرامش تمرين مي‌كرد و مسابقه مي‌داد نتيجه بهتر از ايني بود كه شد. 

مي‌خواهم بگويم تقصير فتح الله‌زاده هم نيست، اين بنده خدا هم نمي‌دانست تا آخر فصل مي‌ماند يا نه، پس طبيعي بود كه به فكر نتيجه باشد تا حداقل اگر رفتني شد چيزي براي دفاع از خودش داشته باشد. 

اين داستاني است كه براي پرويز مظلومي هم اتفاق افتاد وگرنه هيچ مربي مقتدري حاضر نمي‌شد جباري را دوباره به تمرين تيمش راه دهد. رفتار فرگوسن را در سال‌هاي گذشته و حال مرور كنيد. به سادگي از كنار چهره‌هايي چون كانتونا و رونالدو مي‌گذرد تنها به اين دليل كه نمي‌خواهد آرامش تيمش به‌هم بخورد. 

حالا برگرديم سر جناب مجتبي خان جباري كه تصور مي‌كند اجازه دارد هر رفتاري انجام دهد. اين بازيكن مدعي كه هنوز نمي‌داند تنها يك بازيكن است و بس، بايد اين را بداند كه اگر باشگاهي حقوقش را پرداخت نكند قانون از او حمايت مي‌كند اما او نمي‌تواند رأساً اقدام به شورش كند. اين با هيچ جاي قانون حرفه‌اي فوتبال همخواني ندارد و تنها در اينجاست كه بازيكن چون پول نگرفته است تمرين را تعطيل مي‌كند. 

لب كلام اينكه فوتبال ما با اين رويه كه بازيكنانش پيش گرفته‌اند هرگز نمي‌تواند روياي آقايي در آسيا را محقق كند و حتماً با اين رويه سرعت نزولمان بيشتر هم خواهد شد. كميته انضباطي بي‌اقتدار در كنار باشگاه‌هاي نتيجه‌گرا و غيرفرهنگي راهي را آغاز كرده‌اند كه پايانش زوال فوتبال ايران و روح پهلواني حاكم بر ورزش كشور است.
 
آن سوي دنيا ستاره‌اي بي‌بديل در آسمان فوتبال در كمال تواضع رفتاري جوانمردانه از خود بروز مي‌دهد كه نتيجه فرهنگ‌سازانه‌اش قابل سنجش نيست، آن‌وقت ما كه مهد فرهنگ در دنيا هستيم بازيكني را الگوي جوانمان مي‌كنيم كه براي پول پشت پا كه چه عرض كنم لگد مي‌زند بر تمام اعتقادات فرهنگي.
 
نه حرمت بزرگ را نگه مي‌دارد نه به قانون احترام مي‌گذارد و نه متوجه است كه از بد روزگار شده ستاره عده‌اي جوان كه فردا روز بايد آينده اين سرزمين را بسازند. اين نتيجه نگاه ابزاري به فوتبال است نگاهي كه از سوي مديران مياني ورزش به يك ارزش تبديل شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار