
هادي محمدي: نخبگان صهيونيست كه چندي قبل ارزيابي خود را مبني بر چشمانداز تاريك از وضعيت اين رژيم ابراز و دوران سخت و غيرقابل تحملي را پيشبيني كرده بودند، چندان گزافهگويي نكرده بودند.
حكومت نتانياهو كه در ۱۵ سال گذشته دوبار رهبري اين رژيم را به دست گرفته، در كارنامه خود نمره منفي در تعامل با غرب و امريكا ثبت كرده و اگرچه ادبيات گردن كشانهاي از خود نشان داده و باجهاي زيادي از امريكا با اقتصاد بحرانزده و اروپاي در حال احتضار با عنوان نيازهاي فوري امنيتي دريافت نموده، ولي اين باور را كه رژيم صهيونيستي از امتياز براي غرب به هزينه و سربار تبديل شده، قوت بخشيده است.
صهيونيستها و مسئولان فعلي اين رژيم، اگر براي شكستن هيمنه و اقتدار خود در جنگ با لبنان و غزه راه به جايي نبردهاند و يا در قبال كابوس نتايج بيداري اسلامي در مصر و بقيه كشورهاي عربي، پاسخي ندارند، هنوز نااميد نشدهاند ولي در قبال انزوا در غرب و كنار گذاشته شدن از سياستها و اولويتهاي غربي تاب تحمل را از دست دادهاند و راه و چاره را در خودكشي و جنگافروزي ميدانند.
تشكيل كابينه وحدت ملي و حضور ژنرال موفاز و حزبكاريها كه از سوي رقباي سياسي در داخل اين رژيم با بدبيني به سخره گرفته شده و توجيه حضور حزب كاديما دركابينه را مسير جديد براي مذاكره با ابومازن بيان كردهاند، فريبكارانه ميدانند.
در حقيقت نتانياهو اهميتي براي مذاكره با ابومازن قائل نيست و موضوع اصلي وي اين است كه چگونه جايگاه خود و اين رژيم را در سياستها و اولويتهاي كاخ سفيد احيا كند. همه جنجالها و هياهوي لابي صهيونيستي، نخبگان و سياستمداران حزبي و نئوكانها كه از كيسه دلارهاي لابي صهيونيستي ارتزاق ميكنند، براي تغيير رويكرد كاخ سفيد براي مذاكره با ايران و تعامل در برنامه هستهاي ايران كارساز نبوده و نتانياهو كه چهرهاي ماجراجو و از نگاه امريكاييها غير قابل پيشبيني و خطرناك تلقي ميشود، با جذب ژنرال موفاز، تيم جنگي خود را براي بر هم زدن برنامههاي كاخ سفيد بسيج كرده تا اوباما در مقابل يك عمل انجام شده قرار بگيرد و به نقش اين رژيم و اولويت نگاه صهيونيستها پايبند بماند.
نتانياهو ماههاي آينده را كارساز ميداند و براي پاك كردن صورت مسئله، يك اقدام جنگي را مفيد ميداند. نتانياهو معتقد است با ايجاد يك هزينه بزرگ و يا يك اقدام امنيتي موفق، كاخ سفيد را سر عقل ميآورد و رويكرد تعاملي اوباما با ايران را به رويكرد قبلي براي براندازي تبديل ميكند. اين موضوع براي نتانياهو بسيار حياتي است كه ماهيت برنامه هستهاي ايران در نگاه غرب و امريكا، مسالمتآميز تلقي نشود.
براي اين منظور تمامي تلاشها براي مانعتراشي در روند و چارچوبهاي مذاكره با ايران و يا خبرسازيهاي رسواي منافقين در ماهيت برنامه هستهاي ايران با گام جنگي وي كامل خواهد شد.
نتانياهو ميداند كه هزينه يك جنگ بزرگ با ايران و يا سوريه و يا لبنان و حتي غزه را نميتواند تحمل كند و همه جهان او را سرزنش خواهند كرد ولي اميدوار است با يك اقدام و عمليات امنيتي و نقطهاي در ايران، سوريه و يا لبنان يا غزه، شرايط و موقعيت خود و اين رژيم را ارتقا و بهبود بخشد. حال كه پروژه براندازي در سوريه مانند كشتي به گل نشسته است، اگر يك اقدام تروريستي با حمله هوايي و مانند آنچه در مورد رفيق حريري در بيروت به اجرا گذاشتند، مشكل امريكا، ارتجاع عرب را حل و اسرائيل را به حلال مشكلات تبديل ميكند.
در لبنان هم كابوس سيد حسن نصرالله و قدرت نظامي حزب الله خواب از چشم صهيونيستها برده كه اگر روياي ضربه زدن به سيدحسن و يا مراكز موشكي مهم آنها براي وي محقق شود، نتانياهو را به قهرمان تبديل ميكند و معماي حل نشده امريكا براي برخورد با ايران و ايجاد خاورميانه جديد و بزرگ را حل كرده و اسرائيل را به اولويت در سياستها و برنامههاي امريكا باز ميگرداند. اگرچه اين روياها اميدي به تعبير و تحقق ندارند، ولي نتانياهو كه حاضر بود براي خواستههايش كاخ سفيد را به آتش بكشد، چرا با جنگافروزي و هزينهسازي در منطقه، خود را به قهرمان و ماجراجوگر تحميلي تبديل نكند؟ بدينگونه نتانياهو آرزوي تغيير نگاه امريكا به ايران و منطقه را دارد تا از طريق بازگرداندن امريكا به منطقه، اميد به آينده در جامعه صهيونيستي را قوت بخشد.