
«نبايد قول موفقيت در المپيك را ميدادم»، «انتظار زيادي از ما نداشته باشيد»، «با اين اوضاع و احوال كار كردن سخت است»؛ شنيدن اين جملات در فاصله ۷۵ روز به المپيك آن هم از زبان مربيان تيمهايي كه قرار است با مليپوشان مدالآورشان براي ايران افتخارآفرين باشند جز ياس و نااميدي و دميدن بر شيپور شكست هيچ معناي ديگري نميتواند داشته باشد.
وقتي سر و صداي برخي از رؤساي فدراسيونها بابت بيپولي و عدم دريافت بودجه مناسب در آمد و متعاقباً كميته ملي المپيك در مقام پاسخ از واريز شدن پول المپيكيها به حساب فدراسيونها گفت، خيليها خيالشان راحت شد بابت اينكه قرار است ورزش ايران مقتدرانه و با آمادگي كامل در آوردگاه لندن ۲۰۱۲ حاضر شود اما حرفهاي مربياني نظير محمد بنا و كوروش باقري از جنس ديگري است.
بنا و باقري هر چند در خصوص مسائل مالي بيدغدغه نيستند اما بيترديد اين مقوله در درجه چندم اهميت براي آنها قرار دارد. وقتي بنا به دلايل آنچه دخالت در كارش عنوان ميشود از اردوي تيم ملي كشتي فرنگي به حالت قهر خارج ميشود و با سلام و صلوات و حضور شاگردانش در خانه دوباره به تمرينات بازميگردد يا وقتي كوروش باقري ناگهان از گفتههاي قبلي خود مبني بر موفقيت و كسب افتخار در المپيك پشيمان ميشود، آن وقت صداي زنگ خطر شنيده ميشود؛ زنگ خطري كه چندان صداي خوشي ندارد.
به نظر ميرسد مربيان كارآمد ورزش ايران خود را از حالا آماده ميكنند براي اتفاقات نه چندان خوشي كه در حال وقوع است و المپيك پازل آنها را تكميل ميكند.
بدبينانه كه به اين ماجرا نگاه كنيم، نتيجهگيري ميكنيم كه مربيان كاربلد ورزش ايران با پيشبيني شكست در المپيك از همين حالا اينگونه القا ميكنند كه نبايد زياد دلخوش بود به نتيجه المپيك كه ۴ سال است در انتظار آمدنش لحظه شماري ميكنيم، آنها با بيان جملاتي كه نشان از ترسشان بابت نتايج المپيك دارد اينگونه ميگويند كه پاسخگوي شكستهاي احتمالي نيستند و از همين حالا و ۷۵ روز مانده به المپيك آن را پيشبيني كردهاند.
خب قبلاً هم بارها عنوان شده كه حال و هواي ورزش كشور المپيكي نيست و اين هم يكي ديگر از شواهد اين واقعيت تلخ؛ در حاليكه تمامي كشورهاي حاضر در المپيك براي روشن شدن مشعل بزرگترين رويداد ورزشي جهان لحظه شماري ميكنند و ورزشكاران آنها خود را مهياي حضوري پررنگ و ثمر بخش و تاريخساز در لندن ميكنند، حال و هواي رشتههاي المپيكي ايران مساعد نيست. بيان حرفهايي كه گفته شده در فاصله كوتاه باقي مانده نشان از حقايقي تلخ دارد؛ اين حقيقت كه جامعه ورزش كشور هنوز يك دل و يك حرف براي كسب موفقيت و حضور مؤثر در المپيك نيست.
امروز قهر بنا از تيم ملي در حالي به عنوان يك شوك به ملي پوشان مطرح ميشود كه همه ميدانند بنا به خاطر برخي دخالتها اردو را ترك كرد. امروز حرفهاي كوروش باقري در حالي جدي گرفته نميشود كه همه ميدانند باقري خوب ميداند المپيك جاي شوخي نيست بايد نگران بود، نگران وضعيتي كه المپيكيها با آن روبهرو هستند.
اين روزها به اين ميانديشيم كه آيا تمام دغدغه المپيك براي المپيكيهاي ما پول بوده؟ پولي كه حتي با تأمين آن هنوز آن چنان كه بايد و شايد آماده المپيك نيستيم؛ بيشك پاسخ سؤال منفي است.