۵۹۸: یکی از مقولههای بسیار مهمی که در حال حاضر مورد بحث و ارزیابی است ضریب رشد جمعیتی و نسبت آن به توسعه اقتصادی در کشورهای جهان است. بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته است در آینده کشورهای که دارای نیروی کار متخصص و فعال باشند میتواند مدیریت آتی جهان و یکی از مدیران اجرایی قوی آن باشند. چرا نتایج به دست آمده از آمارهای جهانی رشد جمعتی در بسیاری از کشورهای جهان پائین آمده و به سمت طراز منفی در حال حرکت است که البته ایران نیز از این داستان مستثنی نیست.
از مهمترین مزایای رشد جمعیت که میتوان به آن اشاره کرد:
*افزایش بهره وری عوامل تولید به خصوص نیروی کار
*تحول ساخت اقتصادی کشورها
*تحول ساخت اجتماعی
*گرایش برای به دست گیری منابع اولیه و مواد خام و کالاها در سطح بین الملل
*و مهمترین آن محدود شدن رشد اقتصادی به یک سری از کشورهای خاص است.
ایران ۳۱ میلیونی در راه است!
ساختار کلی جمعیت همانند یک اندام واره است که باید تمام بخشهای آن دارای تعادل و پویایی باشد و نمیتوان یک وضعیت ثابت را برای آن یک امر ایده آل تعریف کرد.
بدین منظور است که باید به صورت مداوم پویایی و تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و در صورتی که مطالعات احتمال خارج شدن جمعیت از حالت تعادلی را نشان دهد سیاستهای حمایتی باید اعمال گردد.
ایران در بازه سالهای ۶۵ تا ۶۸ دارایی یک رشد جمعیتی چشمگیر با میانگین باروری ۶/۱ بود که این امر موجب گشت تا افرادی خطر انفجار را برای ایران گوش زد کردند و دولت وقت نیز در راستای همان کنترل جمعیتی با بسیج کردن تمام دستگاههای تبلیغاتی و اجرایی کشور در مدت زمان ۶۵ تا سال ۷۱ توانست خطر انفجار جمعیتی را کنترل کند و رشد جمعیتی ایران را به حد متوسط جهانی برساند اما آن چیزی که مدیران به آن توجه نکردند بودند حرکتی انقلابی در خصوص کنترل جمعیت بود و این تندروی در این مسئله موجب شد تا صاحبنظران در زمینه رشد و جمعیت با ابراز نگرانی از تندروی دولت وقت در کنترل جمعیت خواستار تجدید نظر سیاستهای جمعیتی کشور شوند چرا که میزان باروری ۶/۱ در سال ۶۵ به ۱/۸ برسد و ادامه این روند موجب خواهد شد که ایران در بلند مدت با طراز رشد جمعیتی منفی مواجهه شود.
در حال حاضر متوسط نرخ رشد در جهان که برای جلوگیری از منفی شدن طراز جمعیت ۲/۱ است که این امار در ایران ۱/۸ درصد گزارش شده که حتی در برخی منابع از رشد پایینتر ۳/۱ درصدی نیز آمارهای ارائه شده است.
بر اساس سناریو رشد پایین جمعیتی که سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰ منتشر کرده است اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامهای برای تعادل آن نداشته باشد در ۸۰ سال آینده جمعیت ۳۱ میلیونی را تجربه خواهد کرد که ۴۷ درصد آن را افراد سالمند بالای ۶۰ سال را در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.
ایران در حال حاضر نیز جز ۱۰ کشور است که به سرعت به سمت کهن سالی در حال حرکت است و در جایگاه ششمین کشور جهان قرار دارد که افراد آن به سن پیری میرسند.
ایران در بیست سال آینده وارد فاز اول سالمندی جمعیتی خواهد شد و در ده سال آتی نیز فاز دوم سالمندی را تجربه خواهد کرد.
نکته حائز اهمیت در خصوص کاهش جمعیت که باید بدان پرداخت، برنامه ریزی است که از سوی سیاستمدارن و استراتژیستهای امریکایی و اروپایی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران ریخته شده است.
برژنسکی سیاستمدار کهنه کار امریکایی و مشاور سابق امنیت ملی امریکا در مصاحبهای که با روزنامه وال استریت ژورنال در مارچ ۲۰۰۹ داشت در خصوص تغییر جمعتی ایران نکتهای را عنوان کرد که ابعاد بسیار گستردهای دارد. وی در این مصاحبه گفته بود: «از فکر کردن به حمله پیش داستانه علیه تاسیسات هستهای ایران اجتناب کنید و گفتگوها با تهران را حفظ کنید، بالاتر از همه بازی طولانی مدتی را انجام دهید چون زمان و آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست»
لذا باید تاکید کرد که کاهش جمعیت در ایران کابوس تلخی است که در حال شکل گیری است.
کاهش جمعیت و جایگزینی آن در کشور نه تنها در حوزه اقتصاد ضربات سنگینی را وارد خواهد کرد بلکه در عرصه امنیتی و نظامی و سیاسی نیز کشور را با مشکل مواجهه خواهد ساخت.
از یک سو جمعیت سالمند کشو در حال افزایش است که این امر موجب خواهد شدکه چتر حمایتی دولت در خصوص بیمه بازنشستگی، تامین اجتماعی و... افزایش یابد که به معنای باری مضاعف بر دوش بخش اقتصادی دولت است که با وجود ۴۷ درصد سالمند در ۸۰ سال آینده بخش عظیمی از قوای اقتصادی کشور مصروف تامین هزینههای حمایتی مذکور خواهد شد.
این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که پایین آمدن نرخ رشد جمعیتی به معنای کاهش نیروی کار است و این به معنای وارد کردن نیروهای کار و تکنسینها از سایر کشورهای جهان است که خود راه دیگری برای گسترش فرهنگ بیگانه در کشور خواهد بود و علاوه بر این نکته باید به خروج ارز و تبعات اقتصادی آن نیز توجه کرد.
به هر صورت روند فعلی جایگزینی جمعیتی در کشور به هیچ عنوان-با تاکید باید گفت-به هیچ عنوان راضی کننده و منطقی نیست و باید دولت از بستههای تشویقی خود در این زمینه استفاده کند هر چند در نگاه کلانتر تنها استفاده از مشوقها نمیتوانند کار ساز باشند و باید مدیران اجرایی با همت و کار بیشتری زمینههای رفاهی، اجتماعی، اقتصادی را در سراسر کشور به وجود آورند تا دیگر بهانهای از سوی خانوارهای برای کنترل دورنی موالید وجود نداشته باشد. چرا که نمونههای نامتوازن تشویقی دولتهای نهم و دهم در این زمینه را شاهد بودیم که تاثیر چشم گیری نداشت.
دین مبین اسلام نیز خود را طرفدار جمعیت مطلوب و مناسب معرفی کرده و در قرآن کریم آیات زیادی موجود دارد که به موضوعات مهم جمعیتی از جمله ازدواج و خانواده (آیه ۱۱سوره مبارکه شورا و ۱۱ سوره مبارکه فاطر) کمیت جمعیت در آیات (۶ سوره مبارکه نوح و ۱۲ سوره مبارکه اسراء) کیفیت جمعیت نیز در آیات متعدد قرآن مانند (۳۳ سوره نور، ۲۳۳ سوره بقره و آیه ۱۵ سوره احقاف) پرداخته شده است که هر کدام به نوعی به مسئله جمعیت نفیاً و اثباتاً مرتبط هستند.
رهبر معظم انقلاب هم با تعدیل جمعیتی در زمان حاضر مخالف بوده و در این زمینه با مسئولین فرمایشاتی بیان داشتند. ایشان در خصوص جمعیت اظهار کردند که: «من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم میتواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به کثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیری که میخواهند برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد»
در آخر باید این نکته را گوش زد کرد که اگر روال برهمین منوال پیش رود باید تبعات سنگین اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی را در دراز مدت تمام ملت ایران بپردازند و در این قضیه تمام مردم ایران مقصرند. بهتر است که مدیران اجرایی کاری را که باید انجام دهند با جدیت بیشتری در دستور کار قرار دهند که این مسئله تبعات بسیار گستردهای دارد.