
«هيچ اتفاقي نميافتد.» اين جملهاي بود كه بعد از اولين جلسه رويانيان در پرسپوليس عده كمي به زبان آوردند و عدهاي هم به آن انديشيدند اما به زبان نياوردند. جلسهاي كه عده زيادي اما تصور ميكردند در پايان آن، حكم اخراج استيلي امضا و پرسپوليس رها ميشود.
«هيچ اتفاقي نميافتد.» اين جملهاي بود كه بعد از باخت سنگين پرسپوليس برابر نفت آبادان با چهار گل خورده، ميثاقي كه به فونيكه سي يك بار هم نه نگفته بود، با خود تكرار ميكرد. البته آن روز با توجه به گردگيري كريمي در رختكن بابت عملكرد ضعيف ميثاق، تصور ميشد اتفاقاتي رخ دهد.
اما معمارزاده بهتر از هركسي ميدانست هيچ اتفاقي نميافتد. «هيچ اتفاقي نميافتد.» اين جملهاي بود كه بعد از دومين باخت چهار گله پرسپوليس برابر سايپا و در حالي كه همه حرف از جريمه و توبيخ و تنبيه بازيكنان كمكار پرسپوليس ميزدند، شاگردان دنيزلي، به آن ايمان داشتند و بيتوجه به حرف و حديثها و حواشي مربوط به جريمه و توبيخ، به كار خود ادامه دادند. «هيچ اتفاقي نميافتد.» اين همان جملهاي است كه بعد از باخت چهار بر سه، برابر راهآهن، در آزادي، اندك هواداران پرسپوليس كه باز هم خود را براي حضور در ورزشگاه راضي كرده بودند، در حالي كه بازهم با تأسف سر تكان ميدادند و با حسرت به سمت در خروجي ورزشگاه ميرفتند، زير لب براي خود زمزمه ميكردند!
«هيچ اتفاقي نميافتد.» اين همان جملهاي بود كه وقتي بازيكنان بيتأثير پرسپوليس متوجه شدند قرار است دوشنبه، جلسهاي اضطراري در باشگاه با حضور دنيزلي و مديران تيم برگزار شده و تصميمي براي بازيكنان مازاد و كمكار پرسپوليس گرفته شود، به يكديگر مسيج كردند.
«هيچ اتفاقي هم نيفتاد.» درست همانطور كه انتظار ميرفت. جلسه اضطراري پرسپوليس كه به خاطر آن گفته ميشد سفر دنيزلي به تركيه لغو شده و قرار است در آن به وضعيت بازيكنان كمكار پرسپوليس رسيده شود و ليست مازاد و چگونگي جريمه و تنبيه نفرات تيم بابت نتايج ضعيف اخير مشخص شود، برگزار نشد و به روز بعد موكول شد و دليل آن، غيبت محمد رويانيان، مديرعامل باشگاه اعلام شد!
اما واقعيت اين بود كه هيچ اتفاقي نيفتاد! يك فصل گذشت، چه در زمان كاشاني و استيلي كه خشت اول را كج و براي نابودي تيم نهادند و چه زمان رويانيان و دنيزلي كه كمر به ساختن دوباره پرسپوليس بستند، هيچ اتفاقي نيفتاد كه نشان از اقتدار و ايستادگي برابر بازيكناني باشد كه در طول يك فصل، اشك هواداران اين تيم را درآوردند و ضعيفترين و بدتري نتايج طول تاريخ پرسپوليس را رقم زدند.
نه چهارتا چهارتا گل خوردن، نه اشتباهات حاشيهاي و محروميتهاي دردسرساز، نه زد و خوردها و برخوردهاي ناشايست درون تيمي، نه بياحترامي به هواداران، نه قرار گرفتن در رده پانزدهم جدول، نه قرار گرفتن در بين بدترين خط دفاعي ليگ بعد از مس رفسنجان سقوط كرده و صنعت نفت آبادان و نه هيچ اتفاق ديگري باعث نشد اتفاقي رخ دهد كه بازيكنان پرمدعا و بيثمر پرسپوليس را حداقل اندكي نگران كند!
با اين وجود، رويانيان حرف از فوندانسيوني محكم براي سال آينده ميزند. فوندانسيوني كه اگر طبق گفته مديرعامل تيم پيريزي شده باشد، لازمه آن، اين است كه به راستي اتفاقي رخ دهد و اين جمله كه از ابتداي فصل حول پرسپوليس چرخيده، (هيچ اتفاقي نميافتد) براي هميشه محو شود تا اين تيم بتواند براي فصل بعد، شكل و شمايل تيمي واقعي را به خود بگيرد و اعضاي آن با اطمينان به اينكه هيچ اتفاقي نميافتد، تيم را بار ديگر با سر به زمين نكوبند!