
امير كوشا: تصويب منع حضور دروازهبان خارجي در فوتبال ايران و حتي در ليگ يك، نوعي تفسير به رأي و شايد بهتر است با صراحت بگوييم تلاش براي خودنمايي اهالي فدراسيون فوتبال بود مقابل فرمايش ابتداي سال مقام معظم رهبري.
در حقيقت فدراسيون فوتبال و مشخصا سازمان ليگ با اين حركت تلاش كرد يك شيرين كاري محض از خود بروز دهد و بيآنكه بفهمد و بداند كه مقصود رهبر انقلاب از نامگذاري سال جديد به حمايت از كار و توليد ايراني چيست، با گرفتن يك پز جديد، هرگونه نقد احتمالي در مورد قوانين خاص را از خود دور كند.
قانوني كه سازمان ليگ و فدراسيون فوتبال به اتفاق به تصويب رساندند، مانند اين است كه روزي روزگاري در وزارت كشور قانوني تصويب شود دال بر اين كه براي رشد و ارتقاي توليد و كار ملي، اجازه هرگونه ازدواج افرادي با تابعيتهاي غير ايراني با ايرانيان چه در داخل و چه در خارج از كشور لغو شود.
تصميمي كه فدراسيون فوتبال گرفت، دقيقاً همانند اين بود كه همين امروز بگويند تك تك آن پيمانكارهايي كه در پروژههاي عمراني و راه سازي در حال فعاليت هستند يا مهندسين آلماني و چيني كه در كارخانههاي صنعتي در حال مشاوره دادن به مهندسين ايراني هستند بايد ايران را ترك كنند. آيا مقصود و منظور و هدف نهايي از وضع اين نام همين بود؟! همين كه شما امروز ورود دروازهبان به فوتبال ايران را ممنوع كنيد؟ كجاي اين رفتار، حمايت از كار ايراني است؟
سازمان ليگ از روزي كه به تقليد از فوتبال امارات (جايي بهتر از اين انگار براي تقليد نبود) ورود دروازهبان خارجي را به ليگ برتر ممنوع كرد،صرفاً قيمت دروازهبانهاي درجه سه و چهار را در فوتبال ايران بالا برد. حضور دروازهبان خارجي ممنوع شد تا به اين ترتيب دلالها براي هر بار انتقال يك دروازهبان معمولي، مشت مشت پول از خزانه باشگاهها به جيب بزنند.
سازمان ليگ آيا متوجه عواقبي كه براي تصميم اول خود گرفت نشد؟ آيا راه ساختن دروازهبان براي اين فوتبال اين است كه ورود گلر خارجي ممنوع شود تا بازيكناني كه حتي لايق حضور در ليگ يك هم نيستند از روي نبود راه حل و ناچاري تيمهاي ليگ برتري با قراردادهايي هنگفت خود را در بالاترين حد ببينند و البته دليلي هم براي رفع مشكلات خود حس نكنند. چرا معمارزاده امروز بايد براي رفع عيوب مشهودش تلاش كند؟ مگر در اين فوتبال دروازه باني هم هست كه بخواهد جاي او را بگيرد؟!
اين اتفاق تازهاي در فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ نيست كه يك گروه دور هم جمع ميشوند و تصميمي نامعقول ميگيرند و آن را به سياستهاي كلي كشور متصل ميكنند تا مبادا كسي بر آنها نقدي وارد كند. اين بار هم ميتوان انتظار افت دوباره فوتبال ايران درون دروازهها را داشت. مسئولان فدراسيون البته اگر كمي معقول بودند و ميانديشيدند و اهليتي با مطالعه و تحقيق داشتند ميديدند كه همين امروز امارات با وضع آن قانون مندرآوردي هيچ پيشرفتي در فوتبال آن كشور حاصل نشد.
بهتر بود جاي چنگ زدن به شعاري كه قرار است آينده اقتصاد و صنعت ايران را متحول كند و به جاي خودنماييكردن در جامعه، كمي معقولتر براي سرنوشت اين فوتبال تصميم گيري ميشد. همين سهشنبه هفته قبل، اگر درخشش دروازهبان خارجي پرسپوليس نبود، الان حقارتي بزرگتر از آن چه ديديم براي فوتبال ايران رقم ميخورد. آيا اين در مغز مسئولان فدراسيون ميگنجد؟