
هادي محمدي: معمار سياست خارجي حزب عدالت تركيه كه امروز براي سياست خارجي تركيه، تز وارونه صفركردن مشكلات با همسايگان را با هزينههاي فراوان داخلي و خارجي به آزمون گذاشته، در گزارشي به پارلمان اين كشور، در آرزوي سلطاني بر منطقه، موجبات استهزاي مخاطبين خود را فراهم كرده است.
اينكه وي و يا تركيه ظرفيت چنين رخدادي را داشته باشند و يا منطقه پرتلاطم خاورميانه پذيرش اين اهانت را داشته باشد، نيازمند بحث موضوعي و تفصيلي است. البته داود اوغلو از ماهها قبل و در جريان سفرهاي اوليه به مصر و ليبي و تونس، پاسخهاي روشني دريافت كرده، ولي ظاهراً داود اوغلو اين خواسته خود را از منشأ و مبدأ ديگري دنبال ميكند و بر آن اصرار دارد.
آنچه در صحنه سياسي و امنيتي منطقه شاهد هستيم، اين است كه نظام امريكايي منطقه تا حد زيادي فروپاشيده و نه تنها كاركردهاي قبلي خود را از دست داده، بلكه حمايتهاي آشكار امريكا و غرب از نظام هاي ديكتاتوري ارتجاع عرب، برهزينههاي آن افزوده و چارهاي جز ادامه حمايت عجولانه از آنها را ندارد.
مسئله آن چنان بغرنج است كه يك بررسي دانشگاه تل آويو در برآورد از وضعيت تحولات منطقهاي، به موضوع ناگفتهاي اعتراف ميكند كه در جاي خود بسيار جالب توجه است.
اين بررسي تأكيد ميكند كه تنها سنگر باقيمانده در قبال توفان بيداري اسلامي،عربستان است و نبايد اجازه فروپاشي در اين نظام را بدهند كه يك حقيقت پنهان مانده را آشكار ميكند كه همانا ارتباط ريشهدار وهابيت و نظام سياسي پادشاهي عربستان با صهيونيستها كه حلقه وصل آنها كه هر دو پديده و مولود نامشروع را مادري كرده و به رشد رسانده، انگليس است.
حاكمان امپراتوريهاي غربي نميتوانند در كابوس فروپاشي نظامهاي حامي منافع خود به سر ببرند و براي حفظ آن از كيسه همپيمانان منطقهاي هزينه كنند.
آنچه بر هيجان و انگيزه داود اوغلو آثار روشني داشته، همين واقعيت است تا به نيابت از سوي امريكا، نقشپذيري كند و هم منافع در حال نابود شدن امريكا را حفظ كند و هم براي خود از نمد شرايط منطقهاي كلاهي بدوزد. اوغلو و ديگر دوستان حزبياش هنوز بر حقايق عريان منطقه آگاه نشدهاند كه نبايد بر اسب باخته امريكا و غرب و رژيم صهيونيستي شرطبندي كنند و سرنوشت خود را به آنها گره بزنند.
اين درس را حداقل بايد در رويداد و بحران مصنوعي در سوريه درك ميكردند و مهمتر اينكه اگر غرب و رژيم صهيونيستي در سوريه بخشي از منافع خود را از دست ميدهند، تركها با سياستهاي غيرقابل دفاع و توجيه، نه فقط منافع، بلكه سرمايه حيثيتي خود را از دست داده و ميدهند. معلوم نيست داود اوغلو با كدام وعده از سوي امريكا و غرب و صهيونيستها،وسوسه شده و با اينكه با تمسخر پارلمانيهاي تركيه روبهرو ميشود، باز هم در هوس و روياي سلطاني، به سراب نتايج يك «دريا دوغ» فكر ميكند.
مشكل اصلي اين است كه داود اوغلو تركيه را به مسيري ببرد كه بازگشت از آن نيز بيفايده باشد و آلودگي به لباس مزدوري سياستهاي امريكايي و استعماري و صهيونيستي، راهي را براي جبران آنچه از دست خواهند داد، باقي نگذارد.
آنچه از رفتار اوغلو و اردوغان احساس ميشود اين است كه آنها خود را براي اقدامات پرريسك در قبال دوستان واقعي خود هم آماده ميكنند و بايد به شكل مناسب به آنها تفهيم شود.