
جهان بدون خیلی چیزها قابل تصور هست و نیست. جهان بدون هوا و اکسیژن، جهان بدون مرز، جهان بدون قانون، جهان بدون پول، جهان بدون امپریالیسم و سرمایه داری، جهان بدون قانون، جهان بدون جنگ و جنایت، جهان بدون هدف، جهان بدون رؤیا، یا مثلاً جهان بدون معلمان شرکتی، جهان بدون بیمه نیمه وقت، جهان بدون حقوق های پائین به جرم سال ها پای تخته ایستادن به خاطر عشق، اما «جهان بدون معلم» مثل جهان بدون عشق است و این سوژه از آن دسته ابتکاراتی است که خلاقیت انسان در روز معلم بلاها به سر فسفرهای مغز می آورد.
با این حال یادم هست معلممان یادمان داده بود یادمان نرود که «هر چه که ندانستی از دیگران بپرس». القصه خلاصه این آموزه آن شد که پرسیدیم و جمعی از اساتید و معلمان، هنرمندان و سیاستمداران در گفتوگو با گروه اجتماعی روزنامه «جوان» از جهان بدون معلم گفتند.
دچار تحیر و گمراهی می شدیم
آیت الله حسینی بوشهری عضو شورای مرکزی حوزه علمیه قم: معلم هدایتگر و راهنماست و جامعه بدون معلم جامعهای بدون راهنماست که آگاهیبخشیها، ترسیم راه و ایجاد امید و رهنمونی به سمت جاده موفقیت در آن امکان پذیر نیست.
جامعه بدون معلم دچار سردرگمی و تحیر خواهد شد و در شرایطی که گمراهی و تحیر بر جامعه حاکم است، پیامبران به عنوان معلم مبعوث میشوند و نقش معلمان نقش بیرون آوردن جامعه از ضلالت و ترسیم هدف است.
علت اینکه خدای متعال از بدو آفرینش پیامبران را مبعوث کرده و به عقل که حجت باطنی است، بسنده نکرده به این خاطر است که معلم ترسیم کننده مسیر فطرت و خلقت است.
هویت اجتماعی نداشتیم
غلامرضا خواجه سروی، معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم: رشد و ارتقاي جامعه، داشتن شهروندان و نیروی انسانی تربیت یافته و فرهیخته، زمینی سراسر مسالمت و دوستی و زندگی سعادتمند و شرافتمندانه بدون حضور و وجود معلم امکان پذیر نیست. جامعه بدون معلم هویت اجتماعی ندارد و نميتوان تعریف یک جامعه را بر آن تطبیق داد. افزایش سطح بهداشت، آگاهیهای اجتماعی و مشارکت سیاسی افراد جامعه علاوه بر آموزش و بالابردن سواد عمومی اثر و نقش معلم در یک جامعه است.
ماشین حیات بشری متوقف میشد
جهانگیر الماسی بازیگر و دبیر سابق درس علوم اجتماعی: بدون معلم ماشین حیات بشری از حرکت میایستد. جامعه بدون معلم، جامعه بدوی است که دوباره در جستوجوی معلم راه آغاز می کند. طبق مطالعات من در کشورهای در حال توسعه، توسعه یافته و با سابقه فرهنگی درازمدت مثل ایران سعادتمندی متعلق به کشورهایی است که در آنها به سه گروه توجه ویژه میشود؛ معلمین و اهل علم، قضات و طراحان روابط حقوقی و قانونگذاران و حراست کنندگان از قوانین. کنش و واکنش رفتار آنها اخلاق را که وجه ممیزه جوامع بشری است، نهادینه میکند. استادانی همچون جلال الدین همائی، منزوی، جودی و خطیب جم اساتیدی هستند که من در محضرشان زانونشینی کردهام.
نميتوانم تصور و تصویری داشته باشم
اکبر ترکان، معاون اسبق وزیر نفت: اگر والدین را نخستین آموزگاران حیات انسان بدانیم، از آنجا که ایجاد جامعه بدون پدر و مادر ممکن نیست، جامعه بدون معلم هم قابل تصور نیست. آغاز حیات بشر در این کره خاکی، معلم و معلمی است و دنیای بدون معلم آنقدر گنگ است که نميتوان از آن توصیف و تصوری ارائه داد.
هزارتوی زندگی «آزمون و خطای بی انتها» می شد
مهران غفوریان، بازیگر سینما و تلویزیون: انسان وقتی به دنیا میآید در مورد همه چیز گنگ است و تنها چیزی که میشناسد تاریکی پشت پلکهایش است که نیازی به شناخت ندارد. سپس کم کم به صورت غریزی برخی چیزها را یاد می گیرد و زندگی را غریزی می شناسد و حتی به صورت غریزی یاد می گیرد که بعضی چیزها را باید یاد بگیرد. اولین کانون و بهترین مهد یادگیری بشر هر انسانی خانواده است. کمی بیرونتر از حصار خانواده، جامعه با محیطی پر از آدم ها، قصهها و واقعیتها و دروغهای جورواجور مثل هزارتویی، انسان را به درون خود میکشد. هزارتویی که بدون داشتن راهنما دچار آزمون و خطای بی انتها میشود. اینجا اولین جایی است که انسان نیاز به مربی و معلم را درک می کند. کسی که بتواند الگوی درستی از زندگی ارائه کند. شخصیت افراد و به تبع آن نظام یک جامعه بر حسب آموزههای معلم شکل میگیرد و بدون او زمان، آرزوها و خواستهها و رؤیاها و اهداف دست نیافتنی خواهند شد و دنیای ما بدون معلم در امتداد یک سکوت مطلق تاریک است.