هر روزي كه احساس كرديد قرار است آرامش به اين فوتبال برگردد، مطمئن باشيد كه يا آن روز خواب نما شدهايد يا در تب بالاي ۴۰ درجه در حال سوختن هستيد! آرامش، واژه غريبي است براي اين فوتبال. براي فوتبالي كه هنوز نميداند و نفهميده كه دولتي است يا خصوصي! بايد مستقل اداره شود يا روي پاي خودش بايستد! رئيسش واقعاً رئيس است يا مرداني از پشت پرده و با سمتهايي بالاتر و دولتيتر ميتوانند برايش امر و نهي كنند.
كفاشيان يك ماه دويد و دويد و دويد تا توانست يك خبر شفاهي بشنود. خبري دال بر موافقت هيئت دولت (همان هيئتي كه ميخواست به هر قيمتي نماينده خود را رئيس فدراسيون كند و باز هم مقابل استقلال فدراسيون فوتبال بايستد) با اعطاي حكم ادامه فعاليت كفاشيان به عنوان بازنشسته به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال. حكمي كه هنوز نوشته نشده و به امضا نرسيده ولي آقاي وزير كه شايد وظيفهاش به جز برخورداري از امكانات بالاي رفاهي در دولت و زندگي با غرور در اين شهر، خدمت رساني هم هست، نگارش حكم را منتي بر سر جامعه (نه فقط اهالي فوتبال كه خود جامعه) دانست! ادعا كرد براي اينكه مردم خيالشان راحت باشد برخلاف ميل باطني و روال عادي اين نامه نگارش شده است! ولي فقط مجال نداد كه از او بپرسيم اين ملت چه روزهايي و چه ساعتهايي بايد براي دستبوسي خدمت آقاي وزير برسند تا اين لطف بيپايانشان را با دستبوسي جبران كنند. آقاي وزير فراموش كرد عنايت كرده و بر سر اين مردمي كه كمي با اين خبر خطر تعليق فوتبال را از سرشان دور ديده بودند منت بيشتري بگذارند و بگويند كه پاسخ اين همه محبت را بايد چگونه داد؟ دعاي خير براي اين همه مهرورزي كفايت ميكند؟ يا به شكل ديگري بايد از خجالت وزير و معاون ورزشي بيرون آمد؟!
آرامشي اما در كار نيست. وزير ورزش ديروز گفت و گويي تازه داشت. خبر داد كه حكم همكاري فدراسيون به عنوان بازنشسته با فوتبال را فقط و فقط براي يك سال صادر خواهد كرد! چرا يك سال؟ وزارت ورزش به دنبال چيست؟ به دنبال روي كار آوردن كيست؟ به دنبال تحميل قدرت خود كه بوده و هست اما از اين فوتبال بعد از يك سال چه ميخواهد؟ تغيير در اتاق رياست انگار روياي خاص وزيري است كه معاونش به خوبي توانسته او را مهياي سرنگوني كفاشيان كند.
انتشار مصاحبه عباسي به عنوان وزير ورزش و جوانان كه اين روزها در مجموعهاش به دنبال زير سلطه بردن تمامي ارگانهاي ورزشي كشور ولو كميته ملي است باز هم اين شائبه را ايجاد كرد كه نميتوان چهار سال فعاليت فدراسيون فوتبال را در آرامش و با خيالي راحت به نظاره نشست. به نظر ميرسد وزارت ورزش از امضاي حكم يك ساله به دنبال اهدافي خاص ميگردد. ميخواهد فدراسيون و رئيس آن را زير سلطه خود داشته باشد. ميخواهد يك گرويي محكم در دست داشته باشد. چيزي كه كفاشيان را وادار كند براي برخورداري از حكم دوباره هيئت دولت، به وزارتخانه و تصميمات دولتياش تن دهد.
وزارت ورزش، به عنوان جزئي از بدنه دولت فقط شعار خصوصيسازي و بخشيدن استقلال را سر ميدهد. وزارتخانه حتي حاضر نيست به رئيس فدراسيون فوتبال استقلال لازم براي تصميمات جزئي را بدهد. چگونه ميتوان توقع داشت كه اين رجل، فوتبال و ورزش را به مردم بسپارند؟!