کد خبر: 462497
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۳
چند سال قبل بود نمي‌دانم، شايد هم که نمي‌خواهم به ياد بياورم. روزي که هاشمي‌نسب، کيفش را روي دوشش انداخت و راهش را به سمت دفتر فتح الله زاده کج کرد. هنوز هم باور دارم دلش نبود اما پاهايش مي‌رفتند. رفت تا جنجالي عظيم رخ دهد!
سال‌ها از آن اتفاق مي‌گذرد. اتفاقاتي که نه ما آن را به دست فراموشي مي‌سپاريم و نه او که ياغي مي‌خواندنش. اتفاقاتي تلخ که بي‌گمان هنوز خيلي از آنها را نشنيده‌ايم و شايد هم هرگز نشنويم!
بعد از آن ديگر هرگز شاهد اتفاقاتي مشابه نبوديم. در حالي که باز هم بازيکنان دو تيم پرطرفدار پايتخت جابه‌جا شدند و شايد هم به اميد آنکه ورزشگاهي را به جنجال بکشند اما ديگر نه کسي فريادي از روي اعتراض زد و نه حتي اسکناسي به مستطيل سبز پرتاب کرد. همه حواشي انتقال‌هاي بعدي، چند خطي بود که تا چند روز در روزنامه‌هاي موافق و مخالف نوشته مي‌شد و ديگر هيچ. . . . !
دوستي مي‌گفت چه بهتر، تعصباتي از اين قبيل، چون سم مي‌ماند و نفعي که ندارد، ضرر هم دارد. شايد حق با او باشد و تعصبات کورکورانه مضر باشد، اما اين روزها به اين مي‌انديشم که چه چيز باعث فروکش کردن آن تعصبات شده است در حالي که هنوز كساني هستند که از هاشمي نسب بابت آن انتقال کينه به دل داشته باشند.
اما واقعيت اين است که فروکش کردن اين تعصبات ناشي از حرفه‌اي شدن فوتبال نيست که‌ اي کاش بود.
مي‌گوييم فوتبالمان حرفه‌اي شده است و چه ايرادي دارد بازيکن اين تيم سال بعد با تيمي ديگر قرارداد ببندد. درست هم هست. در فوتبال دنيا هم چنين چيزي وجود دارد و اگر هم گاهي شاهد نارضايتي‌هايي از برخي نقل و انتقالات هستيم، مي‌بينيم که اين نارضايتي‌ها در قالب ضربه زدن به آن بازيکن يا باشگاه نيست. اما سکوت امروز مردم و طرفداران فوتبال و تيم‌هاي محبوب ايراني به انتقال بازيکنان تنها به از بين رفتن تعصبات بازيکنان است به تيمي که در آن بازي مي‌کند.
سال‌هاست شاهد آن هستيم که بازيکنان يک روز بعد از جدايي از تيمي كه حتي چند سال در آن توپ مي‌زدند، مستقيم راهي کميته انضباطي مي‌شوند براي رديف کردن انواع شکايت‌ها و بعد هم شروع مي‌کنند به نوشتن و گفتن ناگفته‌ها و به قول خودشان دردنامه شان از حضور در تيمي که با آن بوده‌اند!
اين رويه آنقدر تکرار و تکرار شد که طرفداران فوتبال ديگر برايشان اين نقل و انتقالات از کمترين اهميتي برخوردار نيست. وقتي که مطمئن هستند بازيکن تيمشان به محض جدايي تا شکايت به فيفا و تعليق تيم محبوبشان هم پيش مي‌رود و ابايي هم از اين کار ندارد.
مي‌گويند پولمان است، حقمان است و براي گرفتن آن بايد دست به اين کارها بزنيم. درست است. کسي انتظار ندارد هيچ بازيکن و مربي از حق خود بگذرد و آن را ببخشد. اما اين انتظار هم نمي‌رود که هنوز جدا نشده، براي تيم دردسر آفريني کرده و دل هوادارانش را به درد آورد.
فلاش بکي اگر به عقب بزنيم، مي‌بينيم که کم نبودند بازيکناني که سال‌ها قبل در تيم‌هاي مطرح و غير مطرح بازي کرده‌اند اکنون بعد از گذشت حتي يک دهه، موفق به دريافت مطالبات خود از تيم‌هاي سابقشان نشده‌اند با اين وجود اما نه دست به افشاگري‌هاي نمايشي زده‌اند و نه با جارو جنجال، پاي فيفا و کميته انضباطي را براي دريافت حق و حقوقشان به ميان کشيده‌اند.
شايد دليل آن همان تعصبات کورکورانه‌اي باشد که برخي آن را خطرناک مي‌خوانند. اما اگر معناي داشتن تعصبات کورکورانه، احترام به افکار عمومي جامعه است و متشنج نکردن اوضاع و شرايط،‌اي کاش هنوز در دهه ۶۰ و ۷۰ بوديم و تعصبات کورکورانه خود را داشتيم. تعصباتي که اين روزها دست‌مايه برخي بازيکنان شده که تنها در فصل نقل و انتقالات از آن ياد مي‌کنند و بعد از آن، ديگر حتي نوشتن آن را هم به ياد نمي‌آورند تا فصل نقل و انتقالات بعدي و پايان يافتن زمان و مبلغ قراردادهايشان.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار