شمیم رضوان
گله از برنامههاي تلويزيوني و نحوه پخش آن، ديگر به يك سوژه تكراري و قديمي تبديل شده و شايد همين مسئله باعث شده است تا مسئولان رسانه از نوعي مصونيت برخوردار شوند.
ديگر سالهاست كه به تماشاي فيلمها، سريالها و برنامههاي تكراري تلويزيون از شبكههاي مختلف عادت كردهايم و تنها عكسالعملمان به اين برنامههاي بيكيفيت، فشار آوردن روي دكمه off كنترلهايي است كه زحمت از جا بلند شدن را از ما گرفتهاند.
اما گاه خاموش كردن تلويزيون هم باعث نميشود از ناراحتيهايمان بابت برنامههاي تكراري و بيكيفيت آسوده خاطر شويم. خصوصاً اگر بدانيم زماني كه شبكههاي تلويزيوني كه سالهاست تعدادشان زياد شده، در حالي به پخش برنامههاي بيمخاطب سرگرمند كه برنامههاي مهيج و مسابقاتي حساس در حال برگزاري است كه تنها به دليل بيتوجهي صدا و سيما به آنها، از ديدنشان محروم ميشويم.
دقايق آخر فينال بسكتبال به راحتي هرچه تمامتر قرباني سريالي ميشود كه از پدر بزرگ و مادربزرگهايمان گرفته تا خودمان و بچهها و نوههايمان تمام صحنههاي آن را از بر هستيم.
گيم آخر واليبال هم مثل بسكتبال و بازيهاي حساس ساير رشتهها، بايد به پاي بدسليقگي مسئولان هميشه مدعي رسانه ملي شود.
اين اتفاقي است كه همواره شاهد آن هستيم و هيچ يك از اعتراضها نيز تاكنون نتوانسته در اين راستا تأثير چنداني داشته باشد. آقايان مسئول هميشه اينگونه مواقع در خواب خرگوشي به سر ميبرند و بيتوجه به علائق مخاطب و خواستههاي آنها، در حال ريختن برنامههاي تكراري هستند.
تمام تايمي كه شبكه معروف به شبكه ورزش به ساير ورزشها اختصاص ميدهد، ساعتي از بامداد است كه خيلي زود به پايان ميرسد تا مخاطب در حسرت به پايان رسيدن برنامه مهيجي باشد كه به پاي آن نشسته است.
روز گذشته، يكي از همين روزهاي تكراري بود. شبكه سه سيما به عنوان شبكهاي كه خود را متولي ورزش ميداند، ساعتي كوتاه به پخش مسابقات مهيج كشتي سنتي باچوخه اسفراين كه هر ساله در چهاردهم فروردين در گود زينل خان برگزار ميشود كرد. مسابقاتي كه تا بعد از ظهر ادامه داشت اما اين شبكه تنها دقايقي از وقت خود را به نمايش آن اختصاص داد و در حالي پخش اين مسابقات را قطع كرد كه هيچ برنامه قابل توجهي براي پخش كردن نداشت و به جاي مسابقات زنده كشتي، ترجيح داد مسابقات مردان آهنين را پخش كند. برنامهاي كه به تبليغ پهلوانان توخالي و پوشالي و نه اصلي ميپردازد.
هنوز يادمان نرفته كه همين مرداني كه امروز به واسطه اين شبكه به اسطوره و پهلوان تبديل شدهاند، در كيش و پشت دوربين چه خوني از سر و روي يكديگر جاري كردند. يا فراموش نكردهايم كه چند ماه قبل بود كه درگيريهاي داخلي همين افراد منجر به انجام يك قتل و فراري شدن كسي تبديل شد كه يكي از شبكههاي رسانه ملي، ساعتها فيلم مثلاً قدرتنماييهاي او را پخش كرده بود و همچنان نيز به انجام آن مبادرت ميكند! در حالي كه كافي است اندكي اطلاعات ورزشي داشته باشيم تا بدانيم پشت اين چهرههاي به ظاهر قهرمان چه شيطنتهايي خوابيده است و اين بازوها از چه رو اينگونه پف كردهاند!
اما چه سود گفتن و پرداخت به اين مسائل وقتي كه رؤساي صدا و سيما تنها به پر شدن ساعتهاي روز فكر ميكنند و كمترين اهميتي به كيفيت برنامههاي پخش شده نميدهند و سليقه و خواست مخاطب كمترين اهميتي برايشان ندارد.
در حالي كه بيشك پخش مسابقات فينال كشتي، واليبال و بسكتبال و ساير رشتهها، نه تنها كيفيت برنامههاي تلويزيون را افزايش ميدهد كه انتظارات و نيازهاي مخاطب را نيز برآورده ميكند و از ساختن قهرمانان پوشالي نيز ممانعت به عمل ميآورد. مرداني كه اگرچه به دليل شرارت و قتل تحت پيگرد قانوني هستند اما نامشان به عنوان قويترين مرد، بارها و بارها از رسانه ملي پخش ميشود.