ديروز مجلس شوراي اسلامي ميزبان كانديداهاي رياست فوتبال بود. نمايندگان مردم در مجلس خود را موظف ميبينند كه در ساختمان بهارستان وظيفه نظارت بر تمام اركان نظام را به درستي اجرا كنند آنها به وسيله فراكسيون تربيت بدني بارها نگراني خود را نسبت به حضور و نفوذ دولت در انتخابات فدراسيونهاي ورزشي به ويژه فوتبال اعلام كردهاند.
دغدغه نمايندگان قابل درك و فهم است، ميخواهند در روزهايي كه فدراسيون فوتبال در آستانه يك انتخابات جدي قرار گرفته برنامههاي كانديداها را بدانند اما اظهارنظرهايي كه برخي از كانديداها و نمايندگان در آستانه انتخابات مجلس و فدراسيون فوتبال بيان كردهاند موجب برخي نگرانيهاست.
وقتي نمايندهاي ادعا ميكند كه نمره كفاشيان در اين فدراسيون زير ۱۰ يعني مردود است آيا نبايد پرسيد كه مگر قرار است مجلس هم درست مثل وزارت ورزش پشتيبان كانديداي خاصي باشد؟ يعني مجلس نميخواهد كفاشيان كه اين به صورت مستقل وارد شده دوباره وارد اتاق رياست شود. هر چند كه نبايد ادعاي يك نماينده را به كل مجلس تعميم داد اما آنچه مسلم است اينكه انتخابات فدراسيون فوتبال در حال حاضر زير سايه قدرتنماييها قرار گرفته چرا كه فوتبال روزهايي را به ياد دارد كه در مجلس به رويش بسته بود، آن روز كه بودجه ميخواست براي تيمهاي پايه، آن روز كه بودجه ميخواست براي استخدام مربي بزرگ خارجي و آن روز كه كمپ تيمهاي ملي به دليل كمبود بودجه بازسازي نميشد و آن روزهايي كه خيلي از فدراسيونها براي درآمدزايي به سراغ نمايندگان ميرفتند. آيا نميتوان پرسيد كه مجلس هم به دولت پيوست؟ اميدوارم كه اينگونه نباشد.