شايد اين زيباترين انتصاب تمام تاريخ فوتبال باشد. بازيكنان، مردم و رسانهها در رساندن هري ردنپ به تيم ملي انگليس متفقالقول شدهاند. مثل هميشه در انتخابهاي اتحاديه فوتبال انگليس براي تيم ملي اين كشور تفاوتهاي زيادي وجود دارد و از فابيو كاپلوي خشك و خودكامه به ردنپ اجتماعي و طعنه زن روي آورده. بعد از آن ايتاليايي پرهزينه، شايد هري تاتنهام دواي درد باشد.
انتظار اين است كه مربي ۶۴ ساله اين سمت را قبول كند. او يك وطنپرست سنتي است و به عنوان كسي كه در وستهام با سه بازيكن تأثيرگذار تيم ملي انگليس در جام جهاني ۱۹۶۶ همبازي بوده، تجربه دسته اولي از آنچه لازمه موفقيت در تيم ملي انگليس است، در اختيار دارد. مثل برايان كلاف فقيد- يك قهرمان ملي ديگر كه از سوي اتحاديه فوتبال ناديده گرفته شد- او شايد مربيگري در تيم ملي انگليس را قله فوتبال خود بداند. شايد در اين ايده همتايان او در ليگ برتر كه بسياري شان انگليسي هم نيستند، با او موافق نباشند.
پيرمرد انگليسي شايد با اين كار آخرين فرصت براي خودنمايي به عنوان مربي داشته باشد و بتواند از يك سري بازيكن كه به روزهاي آخر فوتبال حرفهاي خود نزديك ميشود، بهترين بازيها را بگيرد بدون اينكه درگير استرس كاذب فرصت نقل و انتقالات و ديگر مسائل مربوط به رقابتهاي باشگاهي باشد. ردنپ مدتها در ذهنش آرزوي داشتن بازيكناني مثل اندي كول، تدي شرينگهام، پل مرسون، نايجل وينتربرن و استوارت پيرس را در سر ميپروراند و يك توضيح براي اصرار او در به خدمتگرفتن كساني كه در پاييز فوتبالشان به سر ميبرند شايد اين باشد كه اين اولين و آخرين فرصت او براي امضاي قرارداد با آنهاست.
انگليس به او اجازه ميدهد با بازيكناني مثل استيون جرارد، وين روني و حتي پل اسكولز كه هميشه دور از دسترسش بودند، كار كند البته گزينش بازيكنان براي او كه با نفرات خوب زياد كار كرده و براي خريد خيليها تلاش كرده سختتر است؛ سن هم براي او مانع بزرگي نيست.
براي كسي كه به خاطر رابطه خانوادگي نزديكش شهرت دارد، دلايل شخصي براي دل كندن از وايت هارت لين و رفتن به ويمبلي وجود دارد. از خانهاش تا زمين تمرين تاتنهام حداقل دو ساعت راه است كه براي يك آدم بازنشسته مستمري بگير! خيلي زياد است. بايد مازوخيست باشي كه چنين پيشنهادي را رد كني ضمن اينكه دوست قديمياش سر الكس فرگوسن منطق جالبي دارد و ميگويد براي اينكه كاركردن را متوقف كند، خيلي پير است و كار در تيم ملي انگليس شايد پايان فوق العادهاي براي هري و راه او به سوي بازنشستگي باشد.
با وجود فرضياتي كه رفتن او به تيم ملي و كنار گذاشتن تيم باشگاهي را ثابت ميكند، دلايل قاطعي هم هست كه به كارش در تاتنهام ميچسبد. نه فقط به اين خاطر كه از تيم انگليس انتظارات بينهايت بالايي وجود دارد، سياستهاي منحصر به فردي بر آن حاكم است و مشكلات حاشيهاي زيادي دور و برش است بلكه دليل سادهاش اين ميتواند باشد كه تاتنهام تيم بهتري است. ردنپ تيمي ساخته كه در ربع قرن اخير و ۲۵ سال قبلش بهترين بوده است. پيروزي حيرت انگيز صفر- ۵ آنها برابر نيوكاسل نمايش اعجاب آور فوتبال هجومي، سرعتي، خلاق و تيمي بود و همه به اين خاطر كه رافائل فان درفارت در بازي نبود. در زمان حضور كاپلو در تيم ملي انگليس فقط دو بازي- رفت و برگشت مقابل كرواسي- همين قدر تحسين برانگيز بود در واقع تيم ملي بعد از پيروزي يك- ۵ برابر آلمان در ۱۱ سال پيش با مربيگري اسون گوران اريكسون كمتر مثل آن موقع هجومي بازي كرده است.
اين يكي از نشانههايي است كه استاندارد بازي در رده باشگاهي بالاتر از رده ملي است. چون مربي چه در بازار نقل و انتقالات و چه در زمين تمرين ميتواند اثرگذارتر باشد. شايد انگليس در رده بندي فيفا پنجم باشد اما در رده بندي باشگاهي چه جايگاهي دارد؟ پانزدهم؟ بيست و پنجم؟ سي و پنجم؟ اگر همان طوري كه در جام جهاني بود بازي كند قطعاً رتبه پايينتري خواهد داشت.
انگليس هميشه روي كاغذ بهتر از زمين است و اجزايش همواره كمتر از آني هستند كه انتظار ميرود اما در مورد اسپرز اينطور نيست. اگرچه درباره آينده امانوئل آدبايور و لوكا مودريچ ابهاماتي وجود دارد اما اين تيم لندني در نبود ستارههايش بهتر هم ميشود. اگر ادن هازارد بيايد و پول صعود به ليگ قهرمانان براي خريد يك مهاجم درجه اول به كار گرفته شود، آنها حريف ترسناكي ميشوند.
مربيگري در تيم ملي انگليس در جام جهاني ۲۰۱۴ كه به اعتقاد بسياري اين تيم شانسي براي بردنش ندارد، شايد يك پايان خوب را از او دريغ كند. تاتنهام امسال شانس سوم قهرماني ليگ برتر است و شايد در يكي دو فصل آينده وضعيت بهتري داشته باشد و اين خيلي بيشتر از جانشيني كاپلو به او جايگاهي با دوام در تاريخ فوتبال انگليس ميبخشد. او بايد به ياد داشته باشد در انگليس نه مودريچي هست كه در لحظات سخت به فرياد تيمش برسد و نه گرت بيلي كه با حركات انفجارياش گره از مدافعان رقبا بگشايد.