
ليگبرتر هفته گذشته هفته بيست و پنجم خود را سپري كرد و نتايج گوناگوني در آن رقم خورد اما اينكه چه تيمي برد و كدام باشگاه باخت موضوع يادداشت نيست بلكه آنچه بناست در اين مختصر به آن پرداخته شود نوع انجام مسابقات است كه باعث شده تا نام هفته بر آن سنگيني كند.
بازيها از دوشنبه آغاز شد و تا پنجشنبه استمرار يافت و در نهايت جمعه نيز استقلال و ذوبآهن در چارچوب رقابتهاي آسيايي به مصاف هم رفتند كه طبعاً ربطي به نوشتار كنوني ندارد.
به راستيآيا برگزاري اينگونه ليگ منطقي است و با روح حرفهايگري كه داعيه پايبندي به آن را داريم همخواني دارد؟ و آيا انجام تمام مسابقات يك هفته در روزهاي غير تعطيل نمودي از نبود مديريتي جامع در سطح مسابقات سراسري فوتبال كشور نيست؟
از ديرباز در ايران رسم بر اين بوده كه بازيها در اواخر هفته يعني روزهاي پنجشنبه و جمعه برگزار شود و عمدهترين دليل آن نيز فراهم شدن امكانات مناسب براي علاقهمندان جهت حضور در ورزشگاههاست و ما هم به نوعي اوقات فراغت خويش را در محيطي سالم (اگر بشود به فضاي حاكم بر ورزشگاهها، محيط سالم گفت) بگذرانند و هم ايشان مشوقان تيمها باشند. ضمن اينكه وجود همين علاقهمندان در استاديومهاست كه ميتواند انگيزهاي اقتصادي براي حضور بخش خصوصي در فوتبال باشد.
متأسفانه چند فصلي است كه ليگ ما به هيچ وجه به اين موضوع توجه ندارد و صرفاً شروع و پايان رقابتها و زمانهاي هماهنگ با تقويم كنفدراسيون آسيا، به معناي موفقيت سازمان ليگ قلمداد ميشود، حال اينكه ابدا نبايد به اين شكل انجام رقابتها نمره قبولي داد.
اين نوع انجام بازيها صرفاً رفع تكليف فدراسيون و سازمان ليگ محسوب ميشود و چنانچه بنا باشد مسابقات را در حدفاصل زماني كنوني و در هر روزي كه دلمان خواست برگزار كنيم، بي هيچ تعارفي بايد گفت كه دانشآموزان دبيرستاني نيز توان نوشتن برنامه كل مسابقات را در همان ابتداي فصل دارند و نياز به حضور افراد خاص و حتي سازمان ليگ- لااقل در ليگبرتر- نيست.
عجيبتر اينكه تقريباً هيچ كس بهطور جدي نسبت به آنچه در جريان است اعتراض نميكند و همين موضوع سبب شده تا سازمان ليگ، با اين تصور اشتباه كه در انجام وظايفش موفق بوده، خود را فعال مايشاء دانسته هر زماني كه صلاح ميداند مسابقه برگزار ميكند و تا انتقاديي مطرح ميشود بلافاصله مثالي از ديدارهاي تيمهاي نظير بارسلونا ميآورند و صداي اعتراض كارشناسان را خاموش ميكنند. اين در حالي است كه حتي در همان اسپانيا نيز همه باشگاهها شرايطي مشابه به رئال و بارسا ندارند و صرفاً تيمهايي كه در ليگهاي «يوفا» حضور دارند مسابقات خود را فشرده برگزار ميكنند. بنابر اين مثالي هم كه آقايان براي اثبات مناسب بودن برنامهريزي خود ميآورند مؤيد عملكردشان نيست. ضمن اينكه در همين اسپانيايي كه در حال حاضر قهرمان اروپا و جهان است، به هيچ بهانهاي تعطيلاتي را كه ما در طول فصل داريم، ندارند. حتي تيممليشان هم حق ندارد به بهانه برگزاري بازيهاي رسمي خود چند هفته ليگ را تعطيل كند، بلكه بازيكن ملي و سرمربي آن بايد در مدت زماني كوتاه براي حضور در رقابتهايي بسيار مهم هماهنگ شوند. حال اينكه ما براي رويارويي با امثال اندونزي و مالديو وقفهاي چند هفتهاي در ليگ ايجاد كنيم.
نه خير، نميشود باشگاهها به گفت شما بيتوجه به منافعتان در فواصل زماني كوتاه و ميان هفته در ورزشگاههاي خالي از تماشاگر مسابقه دهيد، چرا كه بايد حرفهاي باشيد ولي وقتي به تيمملي ميرسيم بيتوجه به استانداردهاي پذيرفته شده در فوتبال جهان براي اينكه نشان دهيم عرق ملي داريم (كه البته هم دارند) چند هفته ليگ را تعطيل كنيم سپس براي عقب نماندن از برنامه AFC ليگ را فشردهتر برگزار كنيم و جماعتي از بازيكنان مصدوم را روي دست باشگاهها بگذاريم.