سالن همايش بينالمللي هتل المپيك روز گذشته شاهد گردهمايي خانواده فوتبال بود؛ گردهمايياي كه براي مرور خاطرات سه نسل فوتبال ايران و تجليل و تقدير از كاپيتانهاي پر افتخار تيم ملي برگزار شد. همايشي كه ميتوانست جاي تقدير داشته باشد، اگر به جايي براي تسويه حسابهاي شخصي برخي مسئولان تبديل نميشد.
در اين گردهمايي از ۱۳ كاپيتان پر افتخار ادوار مختلف تيم ملي در حضور وزير ورزش و جوانان و مسئولان فدراسيون فوتبال تجليل شد. در حالي كه هيچ نامي از علي دايي، به عنوان پر افتخارترين كاپيتان تيم ملي برده نشد و تجليلي از او نشد.
البته از نفراتي چون علي كريمي، مهدي مهدوي كيا و جواد نكونام هم نامي برده نشد، اما در اين بين، سابقه و افتخارات علي دايي به عنوان يكي از پر افتخارترين فوتباليستها و كاپيتانهاي تيم ملي ايران، با هيچ يك از نفراتي كه مورد تجليل قرار گرفتند يا نفراتي كه به دست فراموشي سپرده شده بودند، قابل مقايسه نيست واينكه چرا، وزارت ورزش، از علي دايي به عنوان پر افتخارترين تقدير نكرد، سؤالي است كه تنها مسئولان برگزار كننده اين برنامه ميتوانند به آن پاسخ دهند.
البته اين اتفاق نميتواند بيارتباط با عدم آشنايي كامل رئيس وزارت ورزش، با ورزش، خصوصاً فوتبال و قهرمانان ملي آن باشد؛ دليلي كه همواره عباسي بابت آن مورد انتقادهاي تند قرار گرفته است.
اما دليل ديگري هم ميتواند فراموش شدن تجليل از دايي به عنوان پر افتخارترين كاپيتان تيم ملي را باعث شده باشد و آن، كدورتي است كه بين سرمربي سابق تيم ملي فوتبال و فدراسيون فوتبال و البته در رأس آن، علي كفاشيان وجود دارد. هر چند متولي اين همايش وزارت ورزش بوده است اما نميتوان رد پاي كفاشيان را در رخ دادن برخي اتفاقات جالب و عجيب در اين گردهمايي ناديده گرفت و منكر شد!چراكه دايي، به عنوان آقاي گل دنيا و مشهورترين ملي پوش فوتبال ايران، نامي كوچك نيست كه به راحتي در بين اسامي مطرح شدهاي كه مورد تجليل قرار گرفتند، فراموش شود.
اما مسئله مهم اين است كه اين گونه صحنه ها، جايي براي تسويه حسابهاي شخصي نيست. بدون شك اختلاف نظر در تمام دنيا وجود دارد و نميتوان منكر آن شد كه مديران و مسئولان، گاه با نفرات خود اختلاف و كدورت پيدا ميكنند و نميتوانند با يكديگر كار كنند. اما بيشك هيچ گاه كدورتهاي خود را در صحنههاي علني و مجامع عمومي تسويه نميكنند!
اتفاقي كه در كمال تأسف، روز گذشته شاهد آن بوديم. نه اينكه بخواهيم مقصر اصلي مشكلات پيش آمده ما بين كفاشيان و دايي را رئيس فدراسيون بدانيم كه هيچ اختلافي يك طرفه نيست. اما اينكه بخواهيم از موضع قدرت وارد شده و در مجامع عمومي، مشكلات خود را با يكديگر تسويه كنيم، نه تنها كاري پسنديده نيست، كه ميتواند عواقب نه چندان جالبي داشته باشد و حتي ميتواند به عادتي ناپسند تبديل شود.
اين مراسم اگرچه در روز خاصي برگزار نشد، اما ميتوانست شروعي براي ايجاد همبستگي بين جامعه فوتبال باشد. اما برخي كاستيهاي آن كه البته قابل چشم پوشي نيست، ميتواند كل برنامه را زير سؤال ببرد و بيش از هركسي، عباسي را. چراكه متولي اصلي اين برنامه وزارت ورزش بود و امروز اين سؤال تنها از عباسي پرسيده ميشود كه در بين تمام تجليل ها، چرا نامي از علي دايي به عنوان پر افتخارترين كاپيتان تيم ملي برده نشد؛كه نميتوان منكر آن بود كه در دنياي فوتبال، به واسطه افتخاراتي كه دايي در فوتبال كسب كرده، نامي كاملاً آشناست. نامي كه در اكثر مراسم بينالمللي و دنيا حضور دارد. اما در تنها مراسمي كه وزارت ورزش براي فوتبال ايران برگزار كرده، جايي نداشت!و اين جاي بسي تعجبت و البته سؤال دارد كه چرا نبايد در اين مراسم، نامي از علي دايي برده شود؟ آيا فقط براي تسويه حساب شخصي؟و آيا اين ميدان، جايي براي تسويه حسابهاي شخصي است؟
فراموش نكنيم كه دايي تنها چهره شناخته شده بينالمللي فوتبال ماست كه هر چند ميتوان مدعي بود چون راهآهن ديروز بازي داشت به مراسم وزارت ورزش نرفت اما اينكه نامش در هيچ ليستي نباشد سؤالي است كاملاً بيجواب و البته تأسفبرانگيز.