از شما چه پنهان در مدارس ابتدايي هم وقتي حرفي از انتخابات بر سر زبانها ميافتد دبستانيها هم شور و شوق پيدا ميكنند تاشايد با پيروزي در انتخابات دانشآموزي با ديگر دانشآموزان فرق داشته باشند.
قبول مسئوليت يعني پذيرش بار بيشتر، ولي حس برتريطلبي آدميان، بيتوجه به اين واقعيت، در به در دنبال حمل اين بار بيشتر ميگردد. انگاري بيسر و صدا نميتوانند زندگي كنند.
عيبي هم ندارد وقتي يك فرصتي «اپيدمي» ميشود كسي بابت بيمار بودن خجالت نميكشد. تازه خبر نداريد بعضيها به واسطه وخامت حالشان در بيماري رياستطلبي، به ديگران فخر هم ميفروشند. مريض است ديگر، بايد به او مسكن زد تا از شدت درد فرياد نكشد. پس بايد يك رياست به او داد تا نظم و زندگي مردم ساده و بيآلايش را بر هم نزند.
راستي براي چه اين مقدمه را نوشتم؟ آهان، يادم آمد، به زودي انتخابات رياست فدراسيون فوتبال شروع ميشود. خيليها هم آرزوي نشستن روي صندلي رياست آن را دارند. البته حقير نامزد رياست نيستم ولي اتاق رياست فوتبال را ديدهام. تحفه هم نيست.
مردانه بگويم، مسجد كوچك محله ما خيلي با صفاتر از آن اتاق بزرگ و دو در است. ولي نميدانم چرا كسي براي رفتن به مساجد دور افتاده توي كوچه و پسكوچهها، سر و دست نميشكند اما ساكنان يك اتاق در خيابان سئول، حاضرند هر كاري بكنند تا چند سالي را در آنجا بگذرانند. اي كاش فقط رفتن به آن چهار ديواري سخت بود، ماندنش بسيار دشوارتر است. هر روز برنامهها و شبكههاي مختلف صدا و سيما كوچكترين رفتار و گفتار بخت برگشتهاي را كه فكر ميكند آقاي فوتبال ايران است زير ذرهبين ميبرند.
درست همان زمان يكي دو كيلومتر آن طرفتر بار بري چند توماني ميگيرد و بار سنگين جماعت را از دوششان برميدارد تا هم كمكي به آنان شده باشد هم عائله خويش را با نان حلال سير كرده باشد. فحش هم نميخورد. البته تصويرش بر صفحه اول نشريات نقش نميبندد و امثال برنامه ۹۰ نيز دستش نمياندازد، ولي او زنده است و در راستاي هدف خلقتش،كه بندگي و شناخت خالق است پيش ميرود.
وجداناً اين رياست چه منافع معنوي دارد كه همه براي رسيدن به آن دنيا را زير و رو ميكنند. باور كنيم و باور كنند كه:
نردبان اين جهان ما و منيست
عاقبت اين نردبان افتادنيست
لاجرم آنكس كه بالاتر نشست
استخوانش خردتر خواهد شكست
مولوي