
فريدون حسن
حضور جريانهاي سياسي طرد شده از سوي مردم در تمامي عرصهها و قدرت عرضاندام و چوب لاي چرخ گذاشتن در راه موفقيتهاي جوانان اين مرز و بوم از جمله بركات اين نظام مقدس جمهوري اسلامي است كه البته به كام معاندين آن است. تعجب نكنيد اينجا صفحه سياسي نيست و ما نيز قصد نداريم مطلبي سياسي و مربوط به گروهها و احزاب و تشكلهاي مختلف سياسي را ارائه دهيم اما اتفاقي در جامعه ورزش كشور در حال رخ دادن است كه بيشباهت به آنچه در عالم سياست روي ميدهد، نيست و شايد به جرئت بتوان اين مسئله به ظاهر ورزشي را به يك بازي پيچيده سياسي نيز ارتباط داد.
اختلافي كه اين روزها ميان فدراسيون ورزشهاي زورخانهاي كشورمان با متوليان فدراسيون بينالمللي اين رشته به وجود آمده مسئلهاي نيست كه امروز شروع شده باشد. نگاهي به روند شكلگيري فدراسيون بينالمللي و عناصر حاضر در آن نشاندهنده اين است كه برخي عناصر جريان شكستخورده اصلاحات پس از آنكه نتوانستند طي هشت سال در دست داشتن قدرت اجرايي كشور به اهداف خود دست پيدا كنند خيلي زيركانه با ثبت يك NGO تحت عنوان فدراسيون بينالمللي ورزشهاي زورخانهاي سعي كردهاند تا وجههاي بينالمللي براي خود دست و پا و از طريق آن به مطامع سياسي خود دست پيدا كنند.
حضور عناصر اين جريان از جمله محسن مهرعليزاده و امير حسيني كه البته ردپاي آنها را حتي در جريان فتنه سال ۸۸ نيز ميتوان مشاهده كرد (مهرعليزاده مسئول ورزش ستاد انتخاباتي موسوي و امير حسيني مسئول ورزش ستاد انتخاباتي كروبي) خود دليل محكمي است براي مخالفتها و كارشكنيهاي آنها براي فدراسيون ملي ورزشهاي زورخانهاي ايران.
نگاهي به اساسنامه اين فدراسيون مثلاً بينالمللي نشاندهنده اين مسئله است كه آنها كوچكترين پايبندي و توجهي به اصول اوليه اين ورزش كه همانا جوانمردي است، ندارند. بيشك ايران خاستگاه اصلي و مهد ورزش پهلواني و زورخانهاي است و اين مسئله بر كسي پوشيده نيست اما در هيچ كجاي اساسنامه نامي از ايران و ايراني برده نشده و حتي طراحان آن سعي كردهاند كه مكاني غير از ايران را براي محل استقرار فدراسيون خود در نظر بگيرند. آنها حتي فرصت حضور در هيئت رئيسه را براي ساير اعضا به كمترين حد ممكن رساندهاند تا خود با خيالي راحت طرحها و نقشههاي از پيش طراحيشدهشان را پياده كنند. پيرامون فعاليتهاي مشكوك اين فدراسيون مثلاً بينالمللي چند نكته قابل توجه است.
۱- اينكه اين فدراسيون كاملاً از داخل كشور تغذيه شده و در عين ناباوري از تريبونهاي معتبر داخلي عليه فدراسيون ملي و تحت امر وزارت ورزش و جوانان استفاده ميكنند. حضور پيدرپي مهرعليزاده و امير حسيني در برنامههاي مختلف ورزشي راديو و تلويزيون، مصاحبه با شبكههاي معاند نظام مثل BBC و CNN هم از جمله ديگر اقدامات آنها براي ضربه زدن به ورزش زورخانهاي و پهلواني كشور است و جالبتر اينكه تمامي اين اقدامات و شيطنتها جلوي چشم مسئولان وزارت ورزش و سكوت كامل آنها صورت ميگيرد.
۲- حضور يك عابربانك جديد در جمع مدعيان دروغين فدراسيون بينالمللي ورزشهاي زورخانهاي باعث شده تا آنها برخلاف مسئولان فدراسيون كشورمان به هيچ عنوان دغدغه مالي نداشته باشند و به راحتي براي رسيدن به اهدافشان پول خرج كنند. آقاي عابربانك تازه اين روزها پا در راهي گذاشته كه پيش از اين عابربانكهاي ديگري مثل هدايتي و انصاري سعي در پيمودن آن داشتهاند با اين تفاوت كه اين عابربانك تازه با سرريز ثروت بادآوردهاش با دامان فتنهگران عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي از همين حالا زمينههاي شكست خود را فراهم كرده است.
۳- مسئله آخر اينكه آيا اصلاً چنين تشكيلاتي وجاهت قانوني و بينالمللي دارد؟ آيا صرف تشكيل يك NGO و سپس تحميل خود به عنوان فدراسيون بينالمللي ورزشهاي زورخانهاي مورد تأييد كميته بينالمللي المپيك و مجامع ورزشي دنياست يا اينكه آقايان در سكوت خبري و بدون اينكه مورد تأييد ورزش جهان باشند فدراسيوني را مورد حمله قرار دادهاند كه حداقل در كشور شناخته شده و مورد تأييد وزارت ورزش و جوانان كشور است.
به هر حال اتفاق ناخوشايندي در حال شكلگيري است، آقايان به اسم فدراسيون بينالمللي تمام تلاش خود را انجام ميدهند تا خود را به عنوان نماينده ايران اسلامي به دنيا معرفي كنند و با فرافكني و ريخت و پاشهاي زياد هم سعي دارند تا شرايطي فراهم شود و فدراسيون كشورمان از اين ميان حذف شود يا اينكه تحت سيطره و اختيار كامل آنها درآيد.
به نظر ميرسد جريان فتنه و آنها كه نتوانستند با اصلاحات به جايي دست پيدا كنند طي اين سالها و از اين طريق زيركانه براي خود وجهه بينالمللي كسب كردهاند و حالا هم تنها به فرصتسوزي كسب زمان ميانديشند تا شايد روزي با روي كار آمدن آدمهاي مورد علاقه خود دوباره به اهداف پليدشان نزديك شوند.
آنچه مسلم است اينكه وزارت ورزش همانطور كه قبلاً گفتيم بايد با اقدامي عاجل و محكم علاوه بر حمايت قاطع از فدراسيون ورزشهاي پهلواني و زورخانهاي كشور و رياست آن جلوي اين قبيل شيطنتها و سياسيكاريها در عالم ورزش را بگيرد به طور حتم فدراسيون ورزشهاي پهلواني كشور و رياست آن خالي از اشكال و معضل نيست اما آنچه امروز بيش از پيش مهم است اينكه نبايد اين فدراسيون و دلسوزان اين ورزش را در مقابل هجمه بيرحمانه مخالفان تنها گذاشت.