
اين امر در حمله سال گذشته صهيونيستها به نام آزادي غزه كه به شهادت ۹ تبعه ترك منجر شد شدت بيشتري گرفت به گونهاي كه روابط آنكارا با صهيونيستها با چالشهاي گستردهاي همراه شد. اوج اين تقابلها در نهايت به تعديل مناسبات سياسي و نظامي طرفين منجر شد هرچند كه در حوزه اقتصادي چندان تغييراتي ايجاد نشد. هرچند كه تركيه با اين رويكرد توانست به عنوان عضو جديد جبهه مقاومت به جايگاه قابل توجهي در صحنه بينالملل به ويژه در ميان مسلمانان دست يابد اما اين امر با برخي تحركات تركيه با ابهاماتي همراه شد. مهمترين محور تأثيرگذار به اين امر رويكرد آنها به دو مقوله بود. اولاً تركيه برخلاف خواست ملت خود و افكار عمومي جهان در مسير خواست و نظر امريكا گام برداشت كه نمود آن را در مشاركت در جنگ ليبي ميتوان مشاهده كرد. پذيرش اجراي طرح سپر موشكي در خاك تركيه به عنوان يكي از مؤلفههاي رفتاري امريكا براي حمايت از رژيمصهيونيستي اين امر را بيش از پيش تشديد كرد. در اين ميان حتي مردم تركيه به اين امر تأكيد دارند كه طرح سپر موشكي نه براي امنيت و ارتقاي جايگاه تركيه در ناتو بلكه به عنوان ابزاري براي امنيت و خواست صهيونيستهاست و عملاً تركيه بازيچهاي براي تحقق اين طرح شده است.
ثانياً بازيگري تركيه عليه سوريه بخش ديگري از عدم بازيگري تركيه در قبال فلسطين است. تركيه در كنار كشورهاي عربي سازشكار در ماههاي اخير مجموعهاي از تحركات را عليه سوريه آغاز كردهاند كه صرفاً تأمينكننده منافع غرب و صهيونيستهاست. ايفاق تبليغاتي و رواني عليه بشار اسد رئيسجمهور سوريه، استفاده از ابزارهاي نظامي و تبليغاتي براي بحرانسازي در سوريه، پذيرش طرحهاي غربي براي اعمال تحريم و مجازاتهاي سياسي و اقتصادي عليه دمشق، ايجاد فضاي مرزي براي ايجاد آشوب در سوريه به گونهاي كه اسناد نشان ميدهد خاك تركيه به محلي براي شبه نظاميان و حتي فعاليتهاي مشكوك نظامي غربي عليه سوريه مبدل شده است هر چند كه تركيه و اعراب سازشكار با اين رفتارها تلاش دارد تا چنان وانمود سازد كه اين اقدامات براي كمك به مردم سوريه است اما بسياري از ناظران سياسي و ملتهاي منطقه تأكيد دارند كه تركيه در مسير خيانت به آرمانهاي فلسطين در حال حركت است چرا كه نخست آنكه تزلزل يا دگرگوني در تركيه برابر با تخريب بخشي از جبهه مقاومت است كه نتيجه آن نيز فضاي باز بيشتر براي صهيونيستها جهت اعمال فشار بر فلسطينيها و توسعهطلبي در منطقه است. چنان كه در ماههاي اخير با معطوف شدن افكار عمومي به مسئله سوريه، صهيونيستها ابعاد گستردهاي از اين طرحها را اجرا كرده است. دوم آنكه بسياري از گروههاي فلسطيني در سوريه قرار دارند كه با دگرگوني در ساختار سوريه، عملاً پايگاه اصلي مقاومت فلسطين با برخي نابسامانيها همراه ميشود كه آن نيز به نفع صهيونيستها خواهد بود. سوم آنكه تزلزل در سوريه براي تبليغات سران صهيونيستها براي احياي هيمنه فرو پاشيده و تزلزل دروني انسان از اهميت بالايي برخوردار است چرا كه ميتواند به احياي جايگاه آنها در ميان شهركنشينان مبدل گردد. اين امر تقويت موقعيت نتانياهو نخستوزير راستگراي صهيونيستها كه براي جنايت عليه فلسطينيها از هيچ اقدامي فروگذار نيست داراي اهميت است. با توجه به اين شرايط ميتوان گفت كه اقدامات صورت گرفته از سوي تركيه و كشورهاي عربي در قالب اتحاديه عرب درقبال سوريه تنها جبههبندي در برابر سوريه نيست بلكه در اصل جبههبندي آنها در برابر فلسطين است. آنها خواسته و ناخواسته به ابزاري براي تقويت موقعيت صهيونيستها در برابر فلسطين مبدل شدهاند كه نتيجه آن نيز تشديد حملات و اشغالگري صهيونيستهاست در حالي كه افكار عمومي معطوف به تحولات سوريه است. براين اساس اين كشورها اگر واقعاً مدعي حمايت از فلسطين هستند بايد به مواضع و تحركات كنوني خود در قبال سوريه پايان داده و با رويكرد به همگرايي آن براي مقابله با فتنههاي غربي و صهيونيستها از ابزار وحدت و يكپارچگي در قالب مقاومت براي حمايت از فلسطين بهرهبرداري كنند.