تاريخ و فلسفه علم مملو از اسامي و سرگذشت كساني است كه در عصر و عهد خويش منشأ تحول و خلاقيت در بخشي از مكاشفات علمي بشر بودهاند. در هيچ جاي جهان و در هيچ عصري دانشمندان زندگي مخفيانه و حاشيهاي نداشتهاند. همه مردم آنان را ميشناختهاند و به تكريم و نقد آنان همت ميگماشتهاند. حتي در قرون وسطي كه علم به شدت سركوب ميشد، عمل علمي مخفي نبود، چراكه مخفي ماندن يك كشف، فلسفه آن را به چالش ميكشد و چرايي آن را با سؤالات جدي مواجه مينمايد. گاليله نيز كه چرخش زمين به دور خورشيد را كشف نمود، آن را علني كرد و هنگام محاكمه نيز از ترس جان سخن خويش را پس گرفت اما همانجا زير لب گفت كه «زمين، تو به دور خورشيد بگرد اما من ميگويم نميگردد.» حال به ايران پس از انقلاب اسلامي برگرديد. دانشمندان ناامنترين زندگي اجتماعي را دارند و به همين دليل جزو مظلومترين و گمنامترين افراد جامعه خويش شناخته ميشوند؟ چرا؟ نوع مبارزه غرب با جمهوري اسلامي در طول تاريخ بشر بيسابقه است. مبارز سياسي- نظامي براي پيدايش يا حذف قدرتهاي حاكم امري معمول در طول تاريخ بوده است. اما مبارزه با دانش و دانشپژوهان توسط كساني كه مدعي و صاحب علم و تمدن علمي هستند امري تازه و بديع است. دكتر شهرياري و علي محمدي چقدر در ايران معروف و مشهور بودند؟ آيا مردم آنان را به اندازه يك بازيكن تيم باشگاهي فوتبال ميشناختند؟ آيا سرلشكر تهرانيمقدم كه در تعبير مقام معظم رهبري نيز درجه «دانشمند» گرفت، حتي در درون سپاه هم شناخته شده بود؟ آيا اگر دكتر شهرياري در خيابان راه ميرفت مردم و جوانان به اندازه يك هنرپيشه سينما وي را تكريم ميكردند؟ اين ظلم و مظلوميت به خاطر چيست؟ اين رويه نشان ميدهد كه مبارزه غرب با انقلاب اسلامي در هيچ بعدي مغفول نمانده است. آنان صرفاً درصدد تبليغ ناكارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران براي ايجاد يأس در مردم از يكسو و پيشگيري از الگو شدن آن در جهان اسلام از سوي ديگر نيستند، بلكه مانع اصلي براي بروز و ظهور اين كارآمدي هستند.
بنابراين امروز جنگ فقر و غنايي كه امام در سال آخر حياتشان ميفرمودند در همه ابعاد شروع شده است، مبارزه اقتصادي، سياسي، فرهنگي، نظامي، رسانهاي، ترور و ترور شخصيت و مبارزه علمي به صورت همزمان در حال انجام است. دانشمندان و افتخارات ملت ايران به خاطر مصون ماندن از گزند دشمن مخفي و ناشناختهاند اما دشمن به جاي ما آنان را معرفي ميكند. ليست انديشمندان هستهاي ايران در قطعنامههاي شوراي امنيت زمينهساز ترور آنان نبود؟ حضرت امام در هنگامه پذيرش قطعنامه ۵۹۸ خطاب به جوانان فرمودند: خودتان را براي يك مبارزه علمي و عملي تا رسيدن به اهداف عالي انقلاب اسلامي آماده نماييد و از مسئولان نيز با صراحت خواستند كه زمينه اين رشد و شكوفايي را به هر شكل ممكن فراهم آورند. امام(ره) پيشبيني اين مسئله را كرده بود كه مسير علمي انقلاب اسلامي نيز مانند مسير سياسي آن، ميدان مبارزه است و در اين ميدان نيز بايد منتظر شهيدان آن باشيم. بنابراين امروز «خون و دانش» در اين كشور به هم رسيدند و مشتاقان شهادت و آناني كه از قافله شهدا جا ماندهاند براي نزديك شدن به فيض الهي بايد به عرصه علم و دانش وارد شوند. امروز گشودن مرزهاي دانش به مثابه باز كردن معبر در ميدان مين در شبهاي قبل از عمليات است. مشتاقان شهادت بايد در عرصه علم تمركز يابند چراكه «جهاد علمي» بدون تلفات علمي ميسر نخواهد بود. پاكستان را بنگريد، به رغم اينكه اين كشور بمبهاي اتمي خويش را آزمايش هم كرده است هيچكس با انديشمندان آنجا كاري ندارد. عبدالقادرخان، پدر بمب اتمي پاكستان، امروز يك چهره شناخته شده ملي و جهاني است. اما در ايران ما، اين چهرههاي ملي مستور و مظلومند، دشمنان درصدد حذف انديشمندان ما بوده و هستند و بر اين باورندكه بالا بردن هزينه دانش در ايران اين عرصه را ضعيف خواهد كرد اما نميدانند كه در دستگاه معرفتشناسي اسلام و تشيع اين هزينه به شهادت تعريف ميشود و نميدانند كه خميني كبير در واپسين ماههاي حياتشان فرمودند «خدا ميداند راه و رسم شهادت كورشدني نيست.»